فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

206- گناهان چهار قسم اند

شیخ جلیل، محمد بن علی بن بابویه، معروف به شیخ صدوق، در باب چهارم از کتاب خصال از محمد بن عمیر روایت می کند که او گفته است:در طول مصاحبت خود با هشام، از او چیزی زیباتر از این کلام درباره عصمت امام نشنیدم. روزی از او درباره امام پرسیدم که: آیا امام معصوم است؟
هشام گفت: گناهان بر چهار قسمند و پنجمی ندارد: حرص و حسد و غضب و شهوت، و این گناهان در امام نیست. جایز نیست امام حریص بر دنیا باشد؛ زیرا دنیا زیر نگین اوست، و او خزانه دار مسلمانان است. پس بر چه چیزی حرص بورزد؟
و نیز جایز نیست امام حسود باشد؛ چه انسان بر کسی که بالاتر از او باشد حسادت می ورزد، در حالی که بالاتر از امام کسی نیست. پس چگونه می تواند بر پایین تر از خود حسادت بورزد؟
و نیز جایز نیست که امام برای چیزی از امور دنیا خشمگین شود؛ مگر آن که غضبش برای خداوند باشد. خداوند عزوجل بر او واجب کرده است که حدود الهی را جاری کند و در راه او از سرزنش هیچ سرزنش کننده ای نهراسیده، رافت و محبت کسی، او را از دینش باز ندارد؛ تا بتواند حدود الهی را جاری کند.
و جایز نیست که امام، امور دنیا را دوست بدارد؛ زیرا خداوند، آخرت را برای او دوست داشتنی قرار داده؛ چنانکه آن را برای ما محبوب قرار داده است. او به آخرت می نگرد؛ چنانکه ما به دنیا می نگریم. آیا کسی را دیده ای که صورت زیبایی را برای صورتی زشت، و یا غذای لذیذی را برای غذایی تلخ، و یا لباس نرمی را برای لباس خشن، و نعمت ابدی باقی را برای دنیای فانی و گذرا رها کند؟ (219)

207- خلق آدم علی صورته

صدوق (ره) در عیون اخبار الرضا علیه السلام با اسنادش به حسین بن خالد روایت کرده که می گوید: از حضرت رضا علیه السلام پرسیدم: ای فرزند رسول خدا! نقل می کنند که رسول خدا صلی اله علیه و آله فرموده است: ان الله عزوجل خلق آدم علی صورته.
فرمود: خدایشان بکشد! آنان ابتدای حدیث را حذف کرده اند. روزی رسول خدا صلی اله علیه و آله دو مرد را دید که به یکدیگر ناسزا می گفتند. یکی از آنها دیگر را می گفت:خداوند تو هر که را شبیه توست زشت گرداند! از این رو پیامبر فرمود:ای بنده خدا! به برادرت چنین مگو! زیرا خداوند عزوجل، آدم را بر صورت او خلق فرمود. (220)

208- روش تربیت یافتگان مکتب امام صادق علیه السلام

در فهرست ابن ندیم آمده است:
ابو جعفر، محمد بن عمان احول، یکی از اصحاب ابو عبد الله، جعفر بن محمد صادق علیه السلام می باشد که شخصی بوده خوش اعتقاد و ره یافته، و در علم کلام، ماهر و حاضر جواب بوده و با ابوحنیفه مناظراتی داشته است.
چون امام صادق علیه السلام رحلت یافت، ابوحنیفه او را گفت: امامت مرد.
وی در جواب گفت: ولی امام تو تا روز قیامت نمی میرد، (که مقصود، ابلیس است.)
و ابوحنیفه بدو گفت: نظرت درباره متعه چیست؟
او پاسخ داد: حلال است.
ابوحنیفه گفت: آیا دوست داری خواهران و دخترانت متعه شوند؟
او در جواب گفت: چیزی که خداوند آن را حلال کرده است، اگر آن را مکروه دارم از دیوانگی من است.
سپس ابو حنیفه را گفت: نظر تو درباره شراب چیست؟
ابوحنیفه پاسخ داد: حلال است.
وی گفت: آیا خوشحال می شوی که خواهران و دخترانت سازنده شراب باشند؟
روزی دیگر، ابوحنیفه به وی گفت: آیا ما با یکدیگر دوست نیستیم؟
او پاسخ داد: بلی!
ابوحنیفه گفت: آیا شما قایل به رجعت هستید؟
پاسخ داد: آری به خدا قسم!
ابوحنیفه گفت: من شدیدا به مقداری پول نیازمندم، اگر پانصد درهم به من قرض بدهی تا مشکلم رفع شود، وقتی رجعت کردم، آن را به تو باز می گردانم که اگر چنین کنی حق (برادری) مرا ادا کرده و عمل شایسته ای انجام داده ای.
او در جواب می گوید: ولی من معتقدم که انسان ها رجعت می کنند (نه تو).(221)