فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

203- نهی از قیاس

کلینی ره در کافی از امام صادق علیه السلام روایت می کند که ایشان فرمود:ابلیس، خود را با آدم قیاس کرد و گفت: مرا از آتش آفریدی و او را از خاک! پس اگر او جوهری را که خداوند، آدم را از آن خلق فرموده، با آتش قیاس می کرد، آن جوهر، درخشنده تر و آشکارتر از آتش بود. (214)
و نیز در کافی است که عیسی بن عبد الله قرشی می گوید:
ابو حنیفه بر امام صادق علیه السلام وارد شد. امام صادق علیه السلام خطاب به او فرمود: ای ابو حنیفه! شنیده ام که تو قیاس می کنی!
ابوحنیفه عرض کرد: آری!
امام فرمود: قیاس مکن! زیرا اول کسی که قیاس کرد، ابلیس بود؛ در آن جا که گفت: مرا از آتش آفریدی و او را از خاک! پس میان آتش و خاک قیاس کرد، لیکن اگر نوریت آدم را با نوریت آتش قیاس می کرد، می توانست بفهمد که کدام یک برتر و با صفاتر است. (215) (216)

204- در ظلمت راه به جایی نتوان برد

امام صادق علیه السلام ، در ذیل احتجاجش بر ابی شاکر دیصانی، درباره حدوث عالم، به این احتجاج اشاره فرموده که شیخ مفید در ارشاد آن را چنین روایت کرده است:
روزی ابا شاکر دیصانی خدمت امام صادق علیه السلام رسید و به ایشان گفت: تو از ستارگان درخشانی و پدرانت چون ماه بدرند و مادرانت زنان خردمند و عنصر تو از بهترین و گرامی ترین عناصر است، و چون نامی از علما برده شود، انگشتان کوچک مردم به نام تو ختم می شوند، ای اقیانوس گنجینه ها! از حدوث عالم ما را خبر ده! و دلیلی بر آن اقامه فرما!...
تا آن جای روایت که می گوید: پس ابو شاکر گفت: یا ابا عبدالله! استدلال نیکی اقامه فرمودی و واضح نمودی، و سخن گفتی و نیکو بیان فرمودی، و اختصار را مراعات فرمودی و من دریافتم که ما چیزی را قبول و درک نمی کنیم، جز آن که با چشم و گوش و زبان و بینی و پوستمان، آن را به ادراک می آوریم.
پس امام صادق علیه السلام فرمود:از حواس پنج گانه گفتی و آن، در استنباط سودی نرساند، مگر با دلیل و راهنما؛ همان طور که در ظلمت، ره به جایی نتوان برد، مگر با چراغ. (217)

205- شاگردان مکتب صادقی

محمد بن طلحه در کتابش می گوید: جعفر بن محمد صادق، ابن ابی محمد، علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب، از اعاظم اهل بیت و سادات آنان علیه السلام است.
او دارای علوم بسیار و عبادتی فراوان و اورادی مواصل زهدی بین بود.
بسیار تلاوت می کرد؛ تلاوتی که تتبع معانی قران کریم و استخراج جواهر بحر و استنتاج عجایبش را در برداشت. بخشی از وقت شریفش در اشتغال به انواع طاعات و محاسبه نفس می گذشت؛ به گونه ای که دیدن او آخرت را به یاد انسان می آورد و شنیدن کلامش، انسان را به زهد سوق می داد و اقتدای به او بهشت را در پیش داشت.
نوری که از او پرتو می افکند، گواهی می داد که او از سلاله نبوت است و پاکی و طهارتی که در افعالش دیده می شد، شهادت می داد که او از ذریه رسالت است. از علم و حدیث او، جماعتی از اعیان و اعلام ائمه، مانند یحیی بن سعید انصاری، ابن جریح، مالک بن انس، ثوری، ابن عیینه، ابوحنیفه، شعبه، ایوب سجستانی و دیگران بهره جستند، که تلمذ آنان نزد حضرت علیه السلام ، خود منقبت و فضیلتی برای آنان بوده است.(218)