فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

201- سرور اولیاء الله

از کافی به اسنادش به یونس یا مفضل از ابی عبدالله علیه السلام هست که فرمود:هیچ شب جمعه ای نیست مگر این که اولیای الهی در آن سروری دارند.
پرسیدم: فدایت شوم!این چگونه است؟
فرمود:وقتی شب جمعه شد، رسول خدا صلی اله علیه و آله به عرش می رسد و ائمه علیه السلام نیز به عرض می رسند و من هم با ایشان به عرش می روم، پس باز نمی گردم مگر این که علمی را استفاده کردم، و اگر چنین موافاتی با عرش نباشد، علم من پایان می پذیرد.(212)

202- قلب مجتمع

شعیب حداد، نقل می کند که:شنیدم که امام جعفر صادق علیه السلام فرمود:حدیث ما سخت است و کسی توان حمل آن را ندارد، جز ملکی مقرب، یا پیامبری مرسل، یا بنده ای که خداوند قلبش را برای ایمان امتحان کرده، و یا.
پرسیدم: شهر حصین چیست؟ فرمود:قلب مجتمع. (213)

203- نهی از قیاس

کلینی ره در کافی از امام صادق علیه السلام روایت می کند که ایشان فرمود:ابلیس، خود را با آدم قیاس کرد و گفت: مرا از آتش آفریدی و او را از خاک! پس اگر او جوهری را که خداوند، آدم را از آن خلق فرموده، با آتش قیاس می کرد، آن جوهر، درخشنده تر و آشکارتر از آتش بود. (214)
و نیز در کافی است که عیسی بن عبد الله قرشی می گوید:
ابو حنیفه بر امام صادق علیه السلام وارد شد. امام صادق علیه السلام خطاب به او فرمود: ای ابو حنیفه! شنیده ام که تو قیاس می کنی!
ابوحنیفه عرض کرد: آری!
امام فرمود: قیاس مکن! زیرا اول کسی که قیاس کرد، ابلیس بود؛ در آن جا که گفت: مرا از آتش آفریدی و او را از خاک! پس میان آتش و خاک قیاس کرد، لیکن اگر نوریت آدم را با نوریت آتش قیاس می کرد، می توانست بفهمد که کدام یک برتر و با صفاتر است. (215) (216)