فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

196- انجیل اهل بیت

یکی از ذخایر علمی و گنجینه های حقایق الهی و معارف اسلامی، صحیفه کامله سید الساجدین امام علی بن الحسین علیه السلام است که تالی بلکه عدیل نهج البلاغه است، و آن را زبور آل محمد صلی اله علیه و آله و انجیل اهل بیت لقب داده اند. بر این صحیفه مکرمه به عربی و فارسی چندین شرح و تعلیقه و ترجمه از دانشمندانی بزرگ نوشته اند، از آن جمله شرحی به عربی به نام ریاض السالکین در پنجاه و چهار روضه به عدد ادعیه صحیفه به قلم توانای عالم جلیل صدر الدین علی بن احمد بن محمد معصوم حسینی متوفی 1120 ه ق معروف به سید علیخان شارح صحیفه است.
این شرح، بزرگ ترین و بهترین شرحی است از هر حیث که تا کنون بر صحیفه کامله نوشته شده است. دو تن از اساتید ما: یکی علامه حاج میرزا ابوالحسن شعرانی، و دیگر عارف متاله حاج میرزا مهدی الهی قدس سرهما صحیفه را به فارسی ترجمه کرده اند.
علاوه اینکه جناب شعرانی را بر آن، تعلیقات ارزشمند است.
شارح مذکور را، در چندین جای شرح نامبرده، در تجرد نفس ناطقه و بقای آن پس از انصراف آن از بدن مطالبی به غایت مفید است. از آن جمله، در آخر روضه چهارم، در آخر دعای چهارم صحیفه، که امام علیه السلام در درود بر پیروان رسولان و تصدیق کنندگان آنان انشاء فرموده است، آنجا که فرماید:و تهون علیهم کل کرب بحل بهم یوم خروج الانفس من ابدآنها؛ یعنی خدایا! بر آنان درود فرست، درودی که هر اندوهی را که بر ایشان در روز به در شدن جان ها از تن هایشان وارد می آید آسان کنی.(206)

197- پاکی روح القدس

حجت کافی از جابر از ابوجعفر علیه السلام روایت شده که: جابر گفت:از علم عالم (امام) پرسیدم، در پاسخ به من فرمود:ای جابر! در انبیاء و اوصیاء پنج روح است: روح القدس و روح ایمان، روح حیات و روح قوه و روح شهوت. ای جابر! آنها به روح القدس از تحت عرش تا تحت ثری (خاک) را می دانند.
سپس فرمود:ای جابر! این چهار روح، ارواحی اند که حوادث به آنها دسترسی دارد، مگر روح القدس که لهو و لعب نمی کند. (207)(208)

198- شیرینی بهشت آفرین

وقتی، به حضور شریف علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه) تشرف حاصل کرده بودم و عرض حاجت نمودم، فرمود:آقا دعای سحر حضرت باقر علوم نبیین علیه السلام را فراموش نکن که در آن، بهاء و جمال و جلال و عظمت و نور و رحمت و علم و شرف است و حرفی از حور و غلمان نیست.
اگر بهشت شیرین است، بهشت آفرین شیرین تر است!
چرا زهد اندر هوای بهشت است چرا بی خبر از بهشت آفرین است (209)