فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

193- ناتوانی عمر از قضاوت

خداوند تعالی فرمود:و تعیها اذن و اعیة اکثر مفسران بر آن رفته اند که مقصود، در این آیه شریفه، علی است.
دیگر آن که علی علیه السلام عمر را از سنگسار نمودن زنی که پس از مدت شش ماه بارداری بچه اش به دنیا آمده بود، نهی کرد و او در حق علی علیه السلام گفت: اگر علی نبود عمر هلاک می شد! (203)

194- سرانجام یزید

آورده اند به نقل صحیح که یزید را در آخر عمر مرضی پیش آمد که آن را خواره اندرونی گویند، که روزی هزار بار آرزوی مرگ در دلش می گذشت اما از کمان قهر قضا و قدر تیر مرگش میسر نمی گشت.
ع:به مرگ خویش راضی گشتم و آن هم نمی بینم می گفت.
روزی یکی از حکما یزید را گفت که هیچ می دانی که تو را مرض چیست و نیش ریش درون را باعث کیست؟ یزید گفت: از کثرت نیش و درد خبر دارم، اما از حقیقت آن حال غافل و ناهوشیارم. فی الحال حکیم مقدار نخودی موم انگبین را به رشته باریک بسته بدو داد، گفت: سر ریسمان را گرفته این موم را فرو بر تا بر تو راز درونت از بیرون آشکار گردد، و یزید به قول حکیم موم را فرو برد و سر رشته را به دست نگاه داشت، بعد از زمانی سر رشته را کشیده موم را بیرون آوردند دو عقرب سیاه بر آن موم چسبیده بود از حلق او بیرون آمد.
حکیم گفت: یا باالحکم دانستی که ریش درونت به کدام نیش آراسته است و حجره تاریک ضمیرت به زخم کدام جانور پیراسته؟گفت: آری والله که بدین ریش و بدین نیش گرفتارم. مدت مدید فریادها می کرد تا بمرد. عاین است سزای آن که آنش عمل است. و هر گاه خواهند عقرب را از سوراخش بیرون آرند به همین دستور عمل باید نمود که در محبت موم آن شوم بی اختیار است، و به دام چشم هایشان شهد مایل و گرفتار در صحرای دستپول و ششدر کودکان عرب جهت بازی طرب علی الدوام با عقرب این عمل می نمایند که بسیار مشاهده رفته. (204)

195- جواهر در مقابل قرآن چیست؟

شخصی به خدمت امام حسن مجتبی علیه السلام رسید، آقا فرمایشاتی به ایشان فرمودند، آن شخص بنا کرد به تمجید، گفت: به به، آقاجان! این فرمایشات در است، جواهر است!
آقا فرمودند:در و جواهر همه یک نوع جماد است. این حرف ها نورند، جان شما را اشتداد وجودی می دهند، روح می دهند، غذا و طعام روحند، جواهر و طلاجات که جماد است و خارج از انسان، و هیچ وقت غذای جان نمی شوند؛ چون باید بین غذا و مغتذی (غذا گیرنده) سنخیت باشد. آن جماد است و ماده؛ نفس ناطقه از ورای عالم طبیعت است، با یکدیگر سنخیت ندارند.
پس جواهر و در در مقابل قرآن چیست. حرف فوق اینهاست. در این خزانه وارد شوید و در قرآن تدبر کنید: افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها . (205)