فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

184- شرایط همنشین

از حضرت رسول اکرم صلی اله علیه و آله پرسیدند: با که مجالست کنیم؟
آن بزرگوار فرمود: جالسوا من یذکر کم الله رویته و یزید فی علیکم منطقه و یرغبکم فی الاخرة عمله ؛
با کسی مجالست کنید که دیدار او شما را به یاد خدا آورد، و زبانش بر علم و معرفت شما بیفزاید،اخلاقو اعمالش شما ره به عالم آخرت مشتاق و راغب گرداند.
خلاصه با کسی همنشین شوید که دیدار و گفتار و کردارش شما را به یاد خدا آورد و بر علم معرفت شما بیفزاید و توجه و شوق و عشق به عالم بقا در شما پدید آرد. چون نفس در مثل آیینه ای است با هر که مقابل شود از اخلاق و آثار او نقش می گیرد.
هر که خواهد نقش الهی و رنگ صبغت الله پیدا کند که بزرگ ترین سعادت است، باید با رجال الهی نشیند و با سخنان و نصایح آنان انیس گیرد تا به آن سعادت بزرگ نائل شود و البته مسلم کل است که: علی علیه السلام بزرگ ترین رجال الهی است.
بر شما باد به مطالعه علوم و کلمات و عمل به آیات و دلالات آن بزرگوار تا نقش او در نفوس قدسی شما پدید آید صلوات الله علیه و علی آله المعصومین که آن بزرگوار پند و اندرز و تعلیمات آسمانی اش که عالمی را پر از نور علم و معرفت نموده، همه از قلب مطهر اوست و هر وصف کمالی ذکر فرموده، مصداق اعلی و اتم آن وصف را خویش دارا بوده چنان که خود آن حضرت فرمود:

من امر نکردم شما را به چیزی جز آن که اول خود عمل کردم.
پس انس ومطالعه و مذاکره گفتار حکمت آثار و کلمات قصارش انسان را به کمال انسانیت و اعلی رتبه حکمت و سعادت ابد می رساند و بی شک از هر کتاب حکمت و هر دفتر علم و معرفت حکمتش، کامل تر است و از هر سخن کلامش فصیح و بلیغ تر و بلندی مطالب و علو قدر سخنش افزون است. (191)

185- تعریف از ارسطاطالیس

عمرو عاص از اسکندریه بر رسول خدا صلی اله علیه و آله وارد شد از او پرسید که: در آنجا چه دیده ای؟
گفت: گروهی چند دیده ام که طیلسان در برداشته و حلقه حلقه گرد هم می نشستند و مردی را به نام ارسطاطالیس لعنة الله تعالی نام می برند.
پیامبر صلی اله علیه و آله فرمود:ای عمرو! باز ایست، ارسطاطالیس پیمبری بود که قوم وی او را نشناختند.(192)

186- در بهشت

حضرت رسول الله صلی اله علیه و آله فرمود:من مدینه حکمتم، یعنی شهر دانشم، و این مدینه بهشت است؛ و تو، ای علی!در این بهشتی.
حکیم ابوالقاسم فردوسی گوید:
که من شهر علمم علیم در است درست این سخن قول پیغمبرست
چگونه کسی به بهشت راه می یابد، و حال اینکه راه نمی یابد بدان مگر از در آن. به قول عارف سنایی:
دو رونده چو اختر گردون دور برادر چو موسی و هارون
هر دو یک در ز یک صف بودند هر دو پیرایه شرف بودند
تا نه بگشاد علم حیدر در ندهد سنت پیمبر بر
ولایت، در بهشت است، ولایت، زبان قرآن است، ولایت، معیار و مکیال انسان سنج است، و میزان تقویم و تقدیر ارزش های انسان هاست.
حکمت، آن علم محکم و استوار است که دارنده حکمت، صاحب علم الیقین و عین الیقین و حق الیقین است؛ دانشش او را حکیم می کند که محکم می شود ریشه دار می گردد. ولقد آتینا لقمان الحکمة(193)و من یوم الحکمة فقد اوتی خیرا کثیرا .(194) (195)