فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

178- سوالات ناکر و نکیر

شیخ اجل مفید در اوائل المقالات گفته است:اخبار صحیح از پیامبر آمده است که ملائکه بر کسانی که در گورند نازل می شوند، پس از ادیان ایشان می پرسند، و الفاظ اخبار در این باره متقاربند. در برخی از آنها آمده که دو فرشته خدای تعالی هبه نامناکر و نکیر بر میت فرود می آیند و از پروردگارش و پیامبر و امامش می پرسند، پس اگر به درستی جواب داد وی را به فرشتگان نعیم می سپرند، و اگر پاسخ درست نداد به فرشتگان عذاب تسلیمش می کنند.
در برخی اخبار فرمودند:اسم آن دو فرشته ای که بر مومن فرود می آیند، مبشر و بشیر است. و در برخی فرمودند:دو فرشته ای که بر کافر فرود می آیند ناکر و نکیرند؛ زیرا وی انکار حق کرده و آنچه را آن دو فرشته آوردند انکار می کند و از آن بدش می آید. و علت این که دو فرشته مومن مبشر و بشیر نامیده شده اند، این است که آنها از خدای تعالی به رضا و ثواب دائم بشارت می دهند، و این دو اسم لقب آنها نیست، بلکه عبارت از کار آنهاست.(183)

179- کیست مانند تو فرزند کریم الابوین

در بیانام ابیها گوییم: آمده است که: روی فی مقاتل الطابین باسناده الی جعفر بن محمد عن ابیه ان فاطمة کانت تکنی ام ابیها. در عرف محاورات عامه پدر، دخترش را مادر می خواند، و در فارسی به مادرجان و مادر عزیز و مادر گرامی و نظائر آنها صدا می زند، ولکن در بیان حدیث بدین حد عرف عام نباید اکتفاء کرد؛ چنان که باز در در عرف محاورات عامه، اگر دختری پدرش را خدمت کرده است و پذیرایی و پرستاری نموده است گویند: این دختر، درباره پدرش مادری کرده است، و حضرت صدیقه طاهره فاطمه علیه السلام بدین معنی نیز به رسول خدا صلی اله علیه و آله خدمت و زحمت مادری اعمال نموده است. (184)
این کمترین گوید: این وجوه معانی ام ابیها را انکار نداریم، ولکن سخن ما اینست که همانگونه در پیش اشارتی شده است عقل کل و نفس کل اب و ام اند و همه موجودات باذن الله سبحانه از این ابوینه وجود آمده اند؛ در غزلی گفته ام (دیوان ص 208):
کیست مانند تو فرزند کریم الابوین نفس کل مادری و عقل کل او را پدری
حضرت زهرا، مظهر اتم و نفس کل است و بدین تفسیر انفسی اقوم، آن جناب ام ابیها است، تدبر ترشد ان شاء الله تعالی شانه. (185)

180- تعلیم وضو، ثواب حج

امام باقر علیه السلام روایت می کند که:روزی رسول خدا صلی اله علیه و آله نماز صبح را با یارانش خواند وبعد از نماز، با آنان نشست و گفتگو نمود تا اینکه خورشید طلوع کرد و مردم یکی بعد از دیگری رفتند تا اینکه دو نفر ماند؛ یکی انصاری و دیگری ثقفی.
حضرت به آن دو مرد فرمود:من فهمیدم که شما سوالی دارید که می خواهید آن را بپرسید. اگر خواستید می توانم قبل از اینکه شما بپرسید من از آن خبر دهم و اگر می خواهید خودتان بپرسید.
گفتند: بلکه شما خبر دهید ای رسول خدا!زیرا این برای نابینا روشن تر و از شک دور کننده تر است و ایمان را محکم تر می کند.
پس حضرت فرمود:اما تو ای برادر انصاری! از قبیله ای هستی که اهل ایثار هستند و تو روستایی هستی و این ثقفی چادر نشین است. آیا در پرسش هم ایثار می کنی؟
گفت: بلی .
فرمود:اما توای برادر ثقفی! آمده ای که از وضو و نماز و اینکه در آنها چه ثوابی برای تو می باشد، بپرسی.
گفت: بلی.
فرمود:پس بدان وقتی که دستت را به آب زدی وبسم الله گفتی، آن گناهانی را که دستانت انجام داده اند، می ریزد. و هنگامی که صورت و دستانت را شستی، گناهان از راست و چپ تو می ریزند. و هنگامی که سرو پاهایت را مسح کردی، آن گناهانی که با پاهایت به سوی آنها رفتی، می ریزد. این ثوابی است در وضو که برای تو می باشد. و هنگامی که به نماز برخاستی و حضور پیدا کردی و سوره حمد و یا یکی از سوره های دیگر را به حسب توانت، خواندی، رکوع کردی و رکوعت را تمام نمودی و به سجده رفتی و تشهد خواندی و سلام نماز را دادی، خداوند تمام گناهانی را که بین دو نماز انجام دادی می بخشد. و این هم ثواب تو در نمازت. اما تو ای برادر انصاری!آمده ای که از حج و عمره و ثواب آنها بپرسی.
گفت: بلی.
فرمود:پس بدان وقتی که به راه حج متوجه شدی ومرکبت را سوار گشتی وبسم اللهگفتی، همین که مرکبت به راه افتاد و قدم هایش را برداشت و به زمین گذاشت، خداوند متعال به تعداد آنها حسنه می نویسد و گناه تو را محو می کند و زمانی کهمحرمشدی و لبیک گفتی، خداوند برای هر یکلبیک گفتن، ده حسنه می نویسد و ده گناه را محو می کند. و وقتی کههفت بار بیت خدا را طواف نمودی، این نزد خدا عهد و پیمان و ذکری برای توست و خداوند بعد از آن حیا می کند که تو را عذاب نماید و هنگامی کهنزد مقام ابراهیمدو رکعت نماز خواندی، خداوند برای تو به واسطه آن دو رکعت، دو هزار رکعت نماز مقبول می نویسد.
و زمانی که هفت بارسعی بین صفا و مروهنمودی، ثواب و اجر این عمل نزد خداوند مانند اجر کسی است که پیاده از شهر خود به حج برود و مانند ثواب کسی است که هفتاد بنده مومن را آزاد کرده باشد. و وقتی تا غروب آفتاب درعرفات ماندی، اگر گناهی به اندازه ریگ بیابان و کف دریا داشته باشی، خداوند آنها را برای تو می آمرزد. و هنگامی کهقربانی خود را ذبح کردی یا شترت را نحر نمودی، خداوند برای تو به هر قطره خون آنها، حسنه ای می نویسد که معادل است با ثواب آنچه که در باقی مانده عمرت انجام می دهی. و زمانی که هفت بار طواف زیارت به جای آوردی و در مقام ابراهیم، دو رکعت نماز خواندی، فرشته ای بزرگوار بر شانه تو می زند و می گوید: خداوند گناهان گذشته را برای تو آمرزید، تا 120 روز دیگر، اعمال تازه ات را آغاز کن.
آن دو مرد گفتند: برای همین آمده بودیم.