فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

174- گوهر معرفت آموز که با خود ببری

علم و عمل در حقیقت، جوهر انسان سازند، و انسان آنچه را فرا گرفته و بدان عمل نموده است، گوهر ذات او می گردد. و به عبارت دیگر، علم و عمل خود سازنده وجود است، هر خردمند فرزانه باید بنگرد که در شب و روز، خودش را چگونه می سازد و این مطلب وزین، بر اصل استوار و پایدار اتحاد عقل و عاقل و معقول، یعنی علم و عالم و معلوم، و هم اتحاد عمل و عامل و معمول است، چه این که عمل را دو روی است، رویی با زمان و ماده است که متصرم و منقضی است، و رویی با ماورای زمان و ماده و طبیعت است که حقیقت گوهر انسان می شود و همیشه باقی و برقرار است.
لذا پیغمبر خاتم صلی اله علیه و آله به قیس بن عاصم فرمود:همه احوال و اهوال و نشیب و فراز را که در پیش داری، آن عمل تو است.
غرض این که مرد و زن بزرگوار اجتماع ما باید بکوشند تا خود کتاب زنده جاودانه سودمند باشند، که جوهر ذات آنها به نور دانش فروغ گیرد. به قول حافظ شیرین سخن:
گوهر معرفت آموز که با خود ببری که نصیب دگران است نصاب زر و سیم (179)

175 آن قرین، فعل توست!

صدوق در مجلس اول از امالی خود نقل کرده: رسول خدا صلی اله علیه و آله به قیس بن عاصم فرمود:ای قیس!با عزت، ذلت و با زندگی، مرگ و با دنیا، آخرت است و هر چیزی را حسابرسی و بر هر شی مراقبی است، و هر حسنه ای پاداشی و هر بدی عقابی و هر اجلی را کتابی است.
و ای قیس!به ناچار قرینی تو راست که با تو دفن شود و آن قرین زنده است و تو با وی دفن می شوی، در حالی که تو مرده ای، اگر کریم باشد تو را اکرام نماید و اگر لئیم باشد رهایت کرده، آنگاه جز با تو محضور نگردد و تو مبعوث نگردی مگر با وی و سوال نشوی مگر از وی، پس آن را جز صالح قرار مده؛ زیرا اگر آن قرین صالح باشد با وی مانوس شوی و اگر فاسد باشد، وحشتی جز از وی نداری، و آن قرین همان فعل توست.(180)

176- یک بام و دو هوا!

در تفسیر صافی آمده است که:
روی عن النبی صلی اله علیه و آله عن هذه الایة (ان منکم الاواردها)؟
فقال: اذا دخل اهل الجنة الجنة، قال بعضهم، لبعض: الیس قدس سره وعدنا رنا ان نرد النار؟ فیقال لهم:قدس سره وردتموها و هی خامدة.
این حدیث شریف که از غرر احادیث است فرماید که اهل بهشت پیش از دخول آن، وارد نار شده اند، در حالی که خاموش بود.
سبحان الله که یک دنیا برای طایفه ای دوزخ فسرده و آتش خاموش است و برای دیگران دوزخ و آتش بر افروخته و سوزان است، چنانکه حواس خمس و خیال و وهم که مشاعر ادراک عالم ملک اند، هر یک دری از درهای دوزخ اند، اگر متابعت نفس کنند، و دری از درهای بهشت اند، اگر متابعت عقل کنند، در این معنی دقت در این خبر شود که از نور الثقلین نقل می کنیم: و روی ابو صالح غالب بن سلیمان، عن کثیربن زیاد، عن ابی سیمة قال: اختلفنا فی الورود: فقال قوم: لا یدخلها مومن، و قال آخرون: یدخلونها جمیعا، ثم ینجی الله الذین اتقوا، فلقیت جابر بن عبد الله فسالته فاومی با صبیعه الی اذنیه و قال: صمتا ان لم اکن سمعت رسول الله صلی اله علیه و آله یقول: الورود الدخول، لا یبقی بر و لا فاجر الا یدخلها، فیکون علی المومنین بردا و سلاما، کما کانت علی ابراهیم حتی ان للنار او قال لجهنم ضجیجا من بردها، ثم ینجی الله الذین اتقوا و یذر الظالمین فیها جثیا(ج 3، ص 354.).
جابر با دو انگشت خود به دو گوشش اشاره کرد و گفت: این دو کر بادا! اگر از رسول خدا نشنیده باشم که می گفت: ورود دخول است و هیچ نیکو کار و نابکار نیستند مگر اینکه داخل جهنم شوند، پس بر مومنان برد و سلام باشد و چنانکه برای ابراهیم بوده است، حتی این که آتش یا دوزخ (تردید از راوی است) از برد شدنش یعنی سرد شدنش ناله می کند. سپس خداوند پرهیزگاران را از آن رهایی می دهد، و ستمکاران را در آن به زانو در آورده رها می کند.(181)