فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

157 - در گردنه ماندن حمار شیخ

ابن خلکان در شرح حال ابوعلی جبایی گویه که: ابوالحسن اشعری با استادش ابو علی جبایی مناظره ای دارد که علما آن را نقل کرده اند و آن این است که ابوالحسن اشعری از وی پرسید: چه می گویید درباره سه برادر که یکی مومن و نیکوکار و پرهیزگار بود و مرد، و دومی کافر و فاسق و شقی بود و مرد، و سومی کودک خردسال که در همان کودکی بمرد؟ حال این سه تن چگونه است؟
جبایی در جواب گفت: زاهد در درجات است، و کافر در درکات است، و صغیر از اهل سلامت است.
سپس اشعری گفت: اگر صغیر بخواهد به سوی درجات زاهد برود آیا به او اذن داده می شود؟
جبایی گفت: نه؛ زیرا، به او می گویند برادرت به سبب طاعات کثیرش به این درجات رسید و تو را آن طاعت نبود.
اشعری گفت: صغیر می گوید: خدایا!تقصیر من نبود؛ زیرا تو مرا باقی نگذاشتی و مرا قدرت بر طاعت ندادی.
جبایی در جواب گفت: باری جل و علی می گوید: من می دانستم اگر تو باقی می ماندی گناه می کردی و مستحق عذاب الیم می شدی، لذا رعایت مصلحت تو کردم.
اشعری گفت: برادر کافر می گوید: یا اله العالمین! همچنان که حال برادر صغیر مرا می دانستی، به حال من نیز دانا بودی، چرا مصلحت او را رعایت کردی و مصلحت مرا رعایت نکردی؟
جبایی در جواب اشعری بدو گفت: تو دیوانه ای!
اشعری بدو گفت: نه، من دیوانه نیستم؛ بلکه حمار شیخ در گردنه بماند!
سپس از جبایی منقطع شد و ترک مذهب وی کرد و اعتراضات بسیار بر گفته هایش داشت، به طوری که وحشت بزرگی در میان شان پدید آمد.(158)

158 - مس چیست؟

شخصی در معیت امام صادق علیه السلام از آن جناب سوالاتی می کرد تا وقتی به بازار مسگرها رسیدند، از امام سوال کرد: مس چیست؟
فرمود: نقره فاسد شده است و دوایی دارد که چون آن را به مس زنند نقره خالص شود. سایل نپرسید که آن دوا چیست، مترجم آلمانی خیلی به سایل عصبانی شده است که چرا نپرسیدی دوای آن چیست. (159)

159 - سوره توحید و اول سوره حدید

امام زین العابدین علیه السلام فرمود:
ان الله عزوجل علم انه یکون فی آخر الزمان اقوام متعمقون فانزل الله تعالی قل هو الله احد، و الایات من سورة الحدید الی قوله: و هو علیم بذات الصدور فمن رام وراء ذلک فقد هلک. (160)
صدر المتالهین می گوید: من پیوسته در این آیات تفکر می کردم تا وقتی این حدیث را دیدم از شوق گریه کردم.
امام علیه السلام فرمود: چون خداوند می دانست که در آخر زمان مردمی متعمق، موشکاف، دانش پژوه، فحاص، بحاث، پیدا می شوند برای آنها سوره قل هو الله احد و آیات اول سوره حدید تا علیم بذات الصدور را فرستاد، تا هر فیلسوف متاله متعمق، و هر عارف پخته و گردنه ها پیموده و مراحل و منازل سیر کرده، بخواهد در معرفة الله سخن بگوید و در دریای بیکران معارف الهی غواصی بنماید، سوره اخلاص و آیات اول سوره حدید آنها را بیان فرموده است، و میزان قسط مه آراء و عقاید است.(161)