فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

153 - ریسمان حضرت یحیی علیه السلام

امام صادق علیه السلام برای حفص بن غیاث حکایت فرمودند که:
روزی ابلیس بر حضرت یحیی علیه السلام ظاهر شد در حالی که ریسمان های فراوانی به گردنش آویخته بود؛ حضرت یحیی علیه السلام پرسید: این ریسمان ها چیست؟
ابلیس گفت: اینها شهوات و خواسته های نفسانی بنی آدم است که با آنها گرفتارشان می کنم.
حضرت یحیی علیه السلام پرسید: آیا چیزی از ریسمان ها هم برای من هست؟
ابلیس گفت: بعضی اوقات پر خوری کرده ای و تو را از نماز و یاد خدا غافل کرده ام.
حضرت یحیی علیه السلام فرمود: به خدا قسم از این به بعد هیچ گاه شکمم را از غذا سیر نخواهم کرد.
ابلیس گفت: به خدا قسم، من هم از این به بعد هیچ مسلمان و موحدی را نصیحت نمی کنم.
امام صادق علیه السلام در پایان این ماجرا فرمود:
ای حفص! به خدا قسم، بر جعفر و آل جعفر لازم است هیچ گاه شکم شان را از غذا پر نکنند.
به خدا قسم، بر جعفر و آل جعفر لازم است هیچ گاه برای دنیا کار نکنند!

154 - توصیه به محاسبه و مراقبه

آیة الله حاج سید محمد حسن مرتضوی لنگرودی فرزند مرحوم آیة الله حاج سید مرتضی مرتضوی لنگرودی که در درس اسفار و شفای بوعلی و جلسات تفسیری علامه طباطبایی رض شرکت می نمود و در جلسات خصوصی که به صورت سیار در شب های پنج شنبه و جمعه در منزل یکی از حاضرین در بحث منعقد می گردید از محضر استاد علامه استفاده می کرد در بخشی از بیانات خود اظهار داشت:
علامه طباطبایی (رضی الله) اهل مراقبه بود، یک وقت خدمت آن بزرگوار رسیدیم که دستور العملی به ما بدهد فرمود: مراقبه و محاسبه این دو حالت را، شخص سالک باید از ابتدای سیر و سلوک تا انتهاء ملتزم باشد، فرمود: آخر شب، قبل از خواب، اعمالی را که در روز انجام داده اید بررسی کنید هر یک از اعمال تان که خوب بود خدا را برای آن حمد و سپاس گویید و توفیق انجام بهتر آن را در روز بعد، از خداوند مسالت کنید.
اگر خدای ناکرده تقصیر و یا خطایی مرتکب شده بودید، فورا توبه کنید و تصمیم بگیرید که دیگر آن را انجام ندهید، اگر دیدید خلاف های شما متعدد است تصمیم بگیرید، فردا آن را کم کنید، خلاصه فرمود: مراقبه و محاسبه باید همیشه باشد.
حتی در این اواخر که نمی توانست درست حرف بزند، یکی از رفقاء از ایشان خواسته بود توصیه هایی بفرمایید؛ باز فرموده بودن مراقبه، محاسبه. (154)

155 - مذهب شیطان

خواجه نصیر الدین گوید: از من پرسیدند: مذهب شیطان چیست؟
من مطابق بر آن گفتم: شیطان در اصول، اشعری و در فروع، حنفی است.
اما در اصول چنان که گفته است: رب بما اغویتنی که اشعریان نسبت اعمال به خدا دهند و شیطان غوایت را نسبت به خداوند داده است.
اما در فروع، چون مامور به سجده آدم شد، سرباز زد و بین خاک و آتش مقایسه کرد و گفت:
انا خیز منه خلقتنی من نار و خلقته من طین (155) و حنفیان که تابع ابوحنیفه اند، در فروع دین، قیاس جایز دانند.(156)