فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

151 - تو زنده ای از پی مرده مرو!

روزی یکی از شاگردان عیسی پیامبر علیه السلام را گفت: ای معلم! پدرم مرد، اجازه فرما که برای کفن و دفن او بروم.
عیسی علیه السلام فرمود: تو زنده ای از پی مرده مرو، مرده را بگذار تا مردگان بردارند.
تا از سر جمیع خلق نگذری پیش خدا نمی توانی بروی

152 - دعای هنگام شبهه

عبدالله سنان گفت: امام صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه ای به شما می رسد، پس بدون علمی؛ یعنی پرچم و نشانه ای راهنمایی کند و بدون پیشوایی هدایت نماید می مانید، از آن شبهه رهایی نمی یابد مگر کسی که دعای غریق بخواند.
گفتم: دعای غریق چگونه است؟
فرمود: می گویی: یا الله یا رحمن یارحیم یا مقلب القلوب!ثبت قلبی علی دینک.
من گفتم: یا مقلب القلوب و الابصار.
امام فرمود: البته خدای عزوجل مقلب القلوب و الابصار است و لکن چنانکه می گویم بگو:
یا مقلب القلوب! ثبت قلبی علی دینک. (153)

153 - ریسمان حضرت یحیی علیه السلام

امام صادق علیه السلام برای حفص بن غیاث حکایت فرمودند که:
روزی ابلیس بر حضرت یحیی علیه السلام ظاهر شد در حالی که ریسمان های فراوانی به گردنش آویخته بود؛ حضرت یحیی علیه السلام پرسید: این ریسمان ها چیست؟
ابلیس گفت: اینها شهوات و خواسته های نفسانی بنی آدم است که با آنها گرفتارشان می کنم.
حضرت یحیی علیه السلام پرسید: آیا چیزی از ریسمان ها هم برای من هست؟
ابلیس گفت: بعضی اوقات پر خوری کرده ای و تو را از نماز و یاد خدا غافل کرده ام.
حضرت یحیی علیه السلام فرمود: به خدا قسم از این به بعد هیچ گاه شکمم را از غذا سیر نخواهم کرد.
ابلیس گفت: به خدا قسم، من هم از این به بعد هیچ مسلمان و موحدی را نصیحت نمی کنم.
امام صادق علیه السلام در پایان این ماجرا فرمود:
ای حفص! به خدا قسم، بر جعفر و آل جعفر لازم است هیچ گاه شکم شان را از غذا پر نکنند.
به خدا قسم، بر جعفر و آل جعفر لازم است هیچ گاه برای دنیا کار نکنند!