فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

در بغداد بودم که محمد بن مندة بن مهریزد مرا گفت: آیا خواهی که به خدمت حضرت محمد بن علی الرضا علیه السلام رسی؟

گفتم: آری!
پس بر او داخل شدیم و سلام کرده، نشستیم، حضرت گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: فاطمه علیه السلام، عفیف و پاک بود؛ پس خداوند آتش را بر ذریه او حرام گردانید، و این، خاص حسن و حسین علیه السلام است . (146)

148 - آیه حرمت شرب خمر

از علی بن یقطین، روایت می کند: مهدی عباسی از امام ابوالحسن علیه السلام پرسید که: آیا حرمت شرب خمر در کتاب خدای تعالی ذکر شده است؟ زیرا مردم تنها می دانند که از آن نهی شده، لیکن نمی دانند که آیا تحریم نیز شده است یا نه!
حضرت فرمود: خمر در کتاب خدای تعالی نیز تحریم شده، است.
مهدی عرض کرد: یا ابالحسن! این حرمت در کجای قرآن ذکر شده است؟
حضرت فرمود: در آن جا که خداوند متعال می فرماید: قل انما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها وما بطن والائم و البغی بغیر الحق. (147)
وقتی خداوند می فرماید: ماظهر منها، مقصود زنای علنی و پرچم هایی است که فاجران برای زنان بدکار در جاهلیت در بالای خانه نصب می کرده اند. و قول خداوند متعال که می فرماید: و ما بطن، یعنی زن پدر؛ زیرا پیش از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله، چون پدر وفات می کرد، پسرش که از آن زن نبود، او را به ازدواج خویش در می آورد. پس خدای تعالی این عمل را تحریم فرمود.
و مقصود از الاثم، همان خمر است که خدای تعالی در جای دیگری می فرماید: یسئلونک عن الخمر و المیسر، قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس. (148)
پس، اثم در کتاب خداوند، خمر و قمار است و همان طور که خود فرموده، گناه شان بسی بزرگ تر است.
پس مهدی مرا گفت: ای علی بن یقطین! این فتوایی هاشمی است.
من نیز بدو گفتم: راست گفتی ای امیر مومنان!و حمد خدایی را که این علم را از شما اهل بیت دور نساخت!
به خدا قسم، هنوز چیزی نگذشته بود که مهدی خطاب به من گفت: راست گفتی، ای رافضی!(149)

149 - مرثیه بر امام حسن علیه السلام

در مروج الذهب مسعودی چنین آمده است: هنگامی که امام حسن علیه السلام دفن گردید، برادرش محمد بن حنفیه بر قبرش ایستاد و گفت: اگر زندگی تو با عزت بود، مرگ تو باعث شکست و خلل در ارکان شده است. چه خوش روحی که کفن تو او را در برگرفته و چه خوب کفنی که بدن تو را حاوی است! چگونه چنین نباشی در حالی که تو گردونه هدایت و جانشین اهل تقوی و خامس اصحاب کسائی،... . (150)