فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

126- نادانی مقدمه کفر

از امام باقر علیه السلام در بیان آیه کریمه 23، سوره نوح علیه السلام: و قالوا لا تذرن الهتکم و لاتذرن ودا و لا سواعا و لا یغوث و یعوق و نشرا.
روایت شده است که فرمود: مردم خدای عزوجل را پرستش می کردند، و بعد از مرگشان قوم آنان بر مرگشان ضجه می نمودند، و مرگشان بر آنان دشوار آمد؛ پس ابلیس ملعون در نزدشان آمد و بدیشان گفت: من بت هایی به صورت آنان برای شما فراهم می کنم که به آنها بنگرید و انس بگیرید و خدا را پرستش کنید. پس بر مثال مردگانشان بت هایی برایشان تهیه کرد و آن خدای عزوجل را می پرستیدند و به آن بت ها نظر می کردند؛ چون زمستان می شد و باران می آمد، بت ها را به خانه می بردند و همواره خدای عزوجل را می پرستیدند؛ تا چون آن قرن به سر آمد و فرزندانشان بزرگ شدند، گفتند که: پدران ما این بت ها را می پرستیدند و ما هم اینها را می پرستیم، بدون اینکه خدا را بپرستند. (120)

127- پاداش شاد نمودن مومن

صافی گوید: از ابا جعفر علیه السلام شنیدم که می فرمود: از زمره چیزهایی که خدا با بنده اش موسی علیه السلام نجوا کرد این که فرمود: مرا بندگانی است که بهشت را بر آنها مباح کرده و آنها را بر آن حاکم گردانم.
عرضه داشت: پروردگارا! آنها کیانند که بهشت خویش را بر آنها مباح گردانی و آنها را حاکم بر آن گردانی؟
فرمود: آن کس که بر مومنی ادخال سرور کند.، آنگاه فرمود:
مومنی در سرزمین ستمگری زندگی می کرد، ستمگر قصد او کرد، آن مومن به سرزمین شرک گریخت، و بر مردی مشرک فرود آمد، پس آن مرد او را در پناه گرفت و با او مدارا نمود و مهمانش کرد. به هنگامی که مرگ مشرک نزدیک شد، خدای عزوجل به وی وحی کرد: قسم به عزت و جلالم، اگر در بهشت من تو را جایی بود حتما تو را در آنجا جای می دادم، ولیکن بهشت بر آن کس که شرک به من ورزید حرام است، ولیکن ای آتش! این مرد مشرک را بترسان و او را میازار و صبح و شام رزق وی را می آورند.
عرضه داشتیم: آیا بهشت روزی اش را می آورند؟
فرمود: از هر کجا که خدای خواهد. (121)

128- آیا دین جز حب است؟

برید بن معاویة عجلی گفت: به نزد ابی جعفر علیه السلام بودم، مردی با پای پیاده از خراسان وارد شد، پس پاهای خود را بیرون آورد، پاهای وی پینه زده بود و گفت: به خدا قسم، چیزی جز دوستی شما اهل بیت مرا به اینجا نکشانده است.
ابو جعفر باقر علیه السلام فرمود: به خدا قسم، اگر سنگی ما را دوست بدارد، خدا آن را با ما محشور می دارد، و آیا دین جز حب چیزی است.
خدای تعالی می فرماید: بگو که اگر خدا را دوست دارید، مرا دوست بدارید، خدا شما را دوست می دارد. و فرمود: کسانی را که به سوی ایشان مهاجرت کردند، دوست می دارند و آیا دین جز حب چیزی(122) است؟