فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

113- راه شناخت خدا

یکی از همسران پیامبر صلی الله علیه و آله از او پرسید که: چه وقت انسان خدای خود را شناسد؟
پاسخ فرمود: وقتی نفس خویش را شناسد. (104)(105)

114- ذکر زمان ندارد

در شب پنج شنبه 21 ماه رجب 1387 ه ق به استاد حضرت علامه طباطبایی صاحب المیزان عرض کردم: جناب آقا دستور العملی که برای بین الطلوعین فرموده اید، گاهی مقدسی من گل می کند روزه می گیرم، علاوه این که ماه مبارک رمضان در پیش است و انسان وقتی که سحر خورده دیگر در بین الطلوعین حالی برای خلوت و ذکر ندارد، آیا می شود که در این صورت دستور را در وقت دیگر انجام دهم؟
فرمودند: آقا من هم این سوال را از مرحوم قاضی (جناب آیة الله حاج سید علی قاضی تبریزی رضوان الله علیه) کرده ام، در جواب فرمود: آری! می توانی به وقت دیگر افکنی و این آیه مبارکه سوره فرقان را قرائت کرد: و هو الذی جعل اللیل و النهار خلفة لمن اراد ان یذکر او اراد شکورا (106)
در این کریمه خلفة و یذکر و کشور خیلی لطیف و با مقام نیک مناسب است.

115- عمل ضامن بهشت

چشمان هشام لوچ بوده است و ابن خلکان در وفیات الاعیان در شرح حال فرزدق می گوید:
عمل بس نیکویی بدو نسبت داده اند که امید است رفتن او به بهشت را ضامن باشد، و عمل مذکور آن است که چون هشام بن عبد الملک در عهد پدرش به قصد حج به مکه آمد، دور کعبه طواف نمود و سعی کرد تا خود را به حجر الاسود برساند؛ ولی به دلیل ازدحام مردم، موفق نشد. از این رو، برایش منبری گذاشتند و او بر آن نشست و به مردم می نگریست.
در ضمن، گروهی از اشراف شام نیز در این سفر همراهی اش می کردند. در این حال، زین العابدین، علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام، که زیباترین و خوشبوترین مردم بود، پیش آمد و شروع به طواف نمود. چون طوافش به حجر الاسود ختم یافت، مردم راه را برایش باز کردند تا به آن برسد.
در این هنگام، مردی شامی گفت: این کیست که هیبتش چنین مردم را متاثر کرده است؟
هشام از ترس این که همراهانش به او تمایلی پیدا کنند و علاقه مند شوند، گفت: او را نمی شناسم.
ولی فرزدق که در آن جا حاضر بود گفت: من او را می شناسم.
مرد شامی پرسید: ای ابافراس! او کیست؟
فرزدق نیز در جواب او، قصیده ای سرود. (107)(108)