فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

101 چه خبر است آقا؟!

در یکی از جلسات، یادم هست که من مثل بسیاری دیگر از طلبه ها زودتر به جلسه رفتم که در صف های جلوتر جا بگیرم و استاد را از نزدیک ببینم و حواسم بیشتر جمع باشد، طلبه ها دسته دسته می آمدند و کم کم مدرسه پر شد. اما هنوز استاد تشریف نیاورده بودند.
پس از چند دقیقه ای، استاد وارد مدرسه شدند، در این لحظه تمام جمعیت از جا بلند شدند و در حالی که طلبه ها برای استاد راه باز می کردند طلبه ای از بین جمعیت گفت:
برای عظمت روحانیت اسلام صلوات بفرستید!
تمام جمعیت صلوات فرستادند و استاد هم پس از عبور از بین جمعیت روی صندلی نشستند.
من در همان صف های جلو نشسته بودم و به خوبی حالات چهره و آثار تلاطم (93) روحی استاد را حس می کردم. ایشان به محض اینکه روی صندلی نشستند، بدون بسم الله و با یک حالت اضطراب و هیجان خاص فرمودند:
آقا، یک روایت خواندن که این همه داد و بیداد ندارد، مباحثه طلبگی که این همه سلام و صلوات ندارد، بحث ما، بحث طلبگی است، چه خبر است آقا؟ نکنید اینطور آقا، نکنید

102 درس معرفت نفس از علی (ع)

نقل است که:
کمیل بن زیاد خطاب به امام علی علیه السلام عرض کرد: ای امیر مومنان! خواهم که از نفسم برایم بگویی، تا معرفتی بدان یابم!
حضرت علیه السلام فرمود: ای کمیل! از کدام نفس برایت بگویم؟
کمیل گفت: مولای من! مگر بیش از یک نفس در من موجود است؟!
فرمود: ای کمیل! در انسان چهار نفس موجود است:
نامیه نباتیه و حسیه حیوانیه و ناطقه قدسیه و کلیه الهیه.
هر یک از آن ها را پنج قوه و دو خصیصه است:
نامیه نباتیه را پنج قوه است: ماسکه و جاذبه و هاضمه و دافعه و مربیه. اما دو خصلت آن عبارت است از زیادت و نقصان، و انبعاث آن از کبد است.
حسیه حیوانیه را نیز پنج قوه است که عبارتند از: شنوایی و بینایی و بویایی و چشایی و لامسه. دو خصلتش نیز رضایت و غضب است، و محل انبعاثش، قلب می باشد.
همچنین نفس ناطقه قدسیه را نیز پنج قوه است: فکر و ذکر و علم و حلم و نباهت، و آن را انبعاثی نیست. این نفس شبیه ترین اشباح، به نفوس ملکیه است، و دو خصیصه دارد که عبارتند از: نزاهت و حکمت .
و کلیه الهیه نیز پنج قوه دارد که عبارتند از: بقای در فنا و نعیم در شقا و عزت در ذلت و فقر در غنا و صبر در بلا. دو خاصیت آن نیز رضا و تسلیم است. این همان نفسی است که مبداش خداست و عاقبت به سوی او بازگشت دارد؛ چنانکه خدای تعالی فرموده است:
و نفخت فیه من روحی و یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیة مرضیة. و عقل وسط کل است. (94)

103- یونس اندر دهان ماهی شد

شخصی یهودی، امیرالمومنین علیه السلام را راجع به زندانی که زندانی اش را به اطراف زمین گردانید، مورد سوال قرار داد.
پس آن گاه حضرت فرمود: ای یهودی! زندانی که زندانی اش را به اطراف زمین سیر داد، عبارت است از ماهی معروفی که یونس علیه السلام در شکمش محبوس گشته بود تا این که یونس علیه السلام در دل تاریکی ها ندا درداد و گفت:
لا اله الا انت، سبحانک انی کنت من الظالمین
که در این هنگام خداوند دعایش را اجابت کرد و به ماهی فرمان داد تا او را از شکم خود بیرون افکند. سپس ماهی وی را بر ساحل دریا انداخت. (95)