فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

99 - شوق علی به شهادت

امام همام و شجاع قمقام امیر المومنین علیه السلام فرمود: و الله لابن ابی طالب انس بالموت من الطفل بثدی امه و به همین خاطر در هنگام شهادت فرمود: فزت و رب الکعبه و ابی فارض - قدس سره - به وی تاسی کرد در آنجایی از تائیه خود که گفت:
و انی الی التهدید بالموت راکن و من هوله ارکان غیری هدت
من به تهدید به مرگ میل دارم و از ترس وی ارکان دیگران می لرزد(نه من).(91)

100 - شکر سایه خاتم صلی الله علیه و آله

الهی! مرا در سایه خاتم صلی الله علیه و آله داشتی، که تو را یابم و بندگانت را دریابم؛شکر این موهبت چگونه گذارم. بار الها! ناپاک را به سویت بار نیست و با بندگانت کار نیست، دستم را بدار تا در راهت استوار باشم! (92)

101 چه خبر است آقا؟!

در یکی از جلسات، یادم هست که من مثل بسیاری دیگر از طلبه ها زودتر به جلسه رفتم که در صف های جلوتر جا بگیرم و استاد را از نزدیک ببینم و حواسم بیشتر جمع باشد، طلبه ها دسته دسته می آمدند و کم کم مدرسه پر شد. اما هنوز استاد تشریف نیاورده بودند.
پس از چند دقیقه ای، استاد وارد مدرسه شدند، در این لحظه تمام جمعیت از جا بلند شدند و در حالی که طلبه ها برای استاد راه باز می کردند طلبه ای از بین جمعیت گفت:
برای عظمت روحانیت اسلام صلوات بفرستید!
تمام جمعیت صلوات فرستادند و استاد هم پس از عبور از بین جمعیت روی صندلی نشستند.
من در همان صف های جلو نشسته بودم و به خوبی حالات چهره و آثار تلاطم (93) روحی استاد را حس می کردم. ایشان به محض اینکه روی صندلی نشستند، بدون بسم الله و با یک حالت اضطراب و هیجان خاص فرمودند:
آقا، یک روایت خواندن که این همه داد و بیداد ندارد، مباحثه طلبگی که این همه سلام و صلوات ندارد، بحث ما، بحث طلبگی است، چه خبر است آقا؟ نکنید اینطور آقا، نکنید