فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

95 - شوخی پیامبر

فخر الدین علی صفی در لطائف الطوائف آورده است که:
مروی است صفیه بنت عبدالمطلب که عمه آن حضرت است (یعنی حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله) روزی نزد حضرت آمد در حالی که پیر شده بود گفت: یا رسول الله! دعا کن تا من به بهشت روم.
حضرت بر سبیل طیبت فرمود که: زنان پیر به بهشت نخواهند رفت!
صفیه از مجلس حضرت برگشت و می گریست.
حضرت تبسم فرمود و گفت: او را خبر دهید که اول پیر زنان جوان شوند، آنگاه به بهشت روند.
و این آیت بخواند: انا انشاناهن انشاء فجعلناهن ابکارا. (86) یعنی به درستی که ما بیافریدیم زنان را در دنیا آفریدنی پس خواهیم گردانید ایشان را دختران بکر و دوشیزه در آخرت که ایشان را به بهشت در آریم. (87)

96 - علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

حضرت وصی علیه السلام در آن خطبه حدیده محماة نهج البلاغه می فرمود که: سوگند به خدا، اگر هفت اقلیم را به علی بدهند که پوست جوی را از دهن موری به در آرم، چنین کاری نخواهم کرد. (88)
با خلق خدا مهربان و دلسوز است، خواهان سعادت مردم است، شما در مواقع حساس تاریخ، سیره انسان های کامل را ببینید؛مثلا از جناب وصی علیه السلام، نصر بن مزاحم منقری کوفی، در کتاب صفین نقل می کند، (کتاب صفین نصر بن مزاحم خیلی ارزشمند است. اولین کتاب صفینی است که در صدر اسلام نوشته شده، به طوری که ابن ابی الحدید، در شرح نهج البلاغه می گوید: بعد از نصر بن مزاحم، هر کسی که کتاب در صفین نوشت، عیال صفین ایشان است) وقتی در جنگ صفین، معاویه آب را بر روی امام و لشکریانش بستند، شریعه را بستند، که اصحاب حضرت امیرالمومنین علیه السلام، را از تشنگی از پا در آورند. فریاد اصحاب امام بلند شد که حیوانات ما تشنه اند، خودمان تشنه ایم.
فرمودند که: چرا آب نمی دهید به اینها؟
عرض کردند که: شریعه را به روی ما بستند.
آقا فرمود که: بروید شریعه را بگشایید.
آنها رفتند و نبردی کردند خیلی سنگین، شکست دادند و آب را فتح کردند و حیوانات را آب دادند و آب آوردند و شریعه را گرفتند.
حضرت دیدند خیلی از سربازانشان نیامدند، از آنها خبر گرفتند، عرض کردند که: اینهارا آن جا موکل شریعه قرار دادیم که همان طور که معاویه و سربازانش آب را به روی ما بستند، حالا که ما آب را فتح کردیم، ما هم تلافی کنیم و شریعه را به رویشان ببندیم.
آقا فرمود: برگردید به آنها بگویید: هر چه زودتر شریعه را به حال خود بگذارند که الناس فیها شرح واحد. معاویه بد کرده، ما بد نکنیم، حق نداریم که آب را به روی مردم ببندیم، این سیره یک انسان کامل است که با دشمن این طور رفتار می کند.

97 - زهد علامه طباطبایی

استاد فرمودند: در محضر مرحوم آقای طباطبایی کسی جرات نداشت صحبت دنیا بکند، 17 سال ما در خدمت ایشان بودیم، یک بار اجازه نداد کسی از دنیا و امور دنیوی صحبت کند. وقتی من یک بار از این مقوله چیزی گفتم آن چنان زد توی دهنم که چه بگویم ایشان واقعا در مقام رضا بود. (89)