فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

49 توجه استاد به کودکان

اینجانب روزی به همراه فرزندم خدمت حضرت آقای حسن زاده آملی رسیدیم، هنگامی که چشم آقا به فرزند نه ساله من افتاد، فرمودند: اجازه دهید که این بچه پاک و معصوم وارد منزل من شود! استاد (عزه) نسبت به بچه ها عنایت خاصی داشته و احترامی شدید برای کودکان قائل است و می فرمایند که آنها پاک اند و این ماییم که آلوده شده ایم!
ایشان نام فرزندم را پرسید، و در حقش دعای خیر نمودند.

50 هر آن کو غافله، غافل خوره تیر!

رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: اکثر صیاح اهل النار من سوف؛ بیشتر فریاد دوزخیان از پس از این گفتن و فردا فردا کردن است.
به بیمار بیداری گفتند: ما را اندرزی ده!
گفت: شما را از سوف بیم می دهم.
حافظا!تکیه بر ایام چو سهو است و خطا من چرا عشرت امروز به فردا فکنم (43)
مبادا خواجه غافل بخورد و غافل بخوابد که به قول عارف همدان بابا طاهر عریان هر آن کو غافله، غافل خوره تیر.

51 داستان اسلام آوردن عمرو

پیغمبر صلی الله علیه و آله سریه ای فرستاد و فرمود: فلان ساعت از شب راه را گم می کنید، دست چپ را بگیرید، به مردی می رسید راه می پرسید، نشان نمی دهد تا از غذایش نخورید، آن وقت گوسفندی کشته به شما طعام می دهد و راه را به شما می گوید، از من به او سلام برسانید و بگویید: من در مدینه ظاهر شده ام!
رفتند همان طور شد و پیغام پیغمبر را فراموش کردند، مرد پرسید: پیغمبر در مدینه ظاهر شده؟
گفتند: بلی!
مرد عمرو بن حمق خزاعی بود، به طرف مدینه رفت و مدتی بود تا پیغمبر امرش فرمود که: به محل خود برگردد تا وقتی امیر المومنین خلیفه شود نزد او برو!
عمرو در کوفه خدمتش رسید، وقتی به او فرمود: خانه ات را بفروش و در ازد خانه بخر که وقتی من از میان شما بروم تو را طلب می کنند و ازد ممانعت خواهند کرد. (44)