فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

44 امدادهای غیبی یار پیامبر

فلم تقتلوهم ولکن الله قتلهم و ما رمیت از رمیت، ولکن الله رمی (38)
این آیه کریمه راجع به غزوه بدر است. خداوند سبحان می فرماید: ای مومنان شما، کافران را نکشته اید بلکه خدا آنان را کشت، و ای پیغمبر!آنچه را که تو انداختی، تو نینداختی، ولکن خدا انداخت.
در روز بدر، جبرئیل علیه السلام به رسول الله علیه السلام گفت: یک مشت خاک برگیر و آن را بر کافران بینداز!
وقتی دو فرقه با هم برابر شدند، رسول الله صلی الله علیه و آله به امیر المومنین علیه السلام فرمود: یک مشت از سنگریزه های وادی به من ده!.
امیر علیه السلام یک کف از سنگریزه های وادی به رسول الله داد
رسول الله آن را بر روی کافران بینداخت و گفت: شاهت الوجوه.
و به نقل دیگر سه عدد سنگریزه گرفت، یکی بر سوی راست کافران انداخت و یکی بر سوی چپ آنان و یکی بر پشت سر آنان، و گفت: شاهت الوجوه. پس آن قوم شکست خوردند.
در این آیه با این که مومنان، کافران را کشته اند، خداوند می فرماید: خدا آنان را کشته است. و با این که رسول الله حصباء را انداخت، خداوند فرمود: آنچه را که تو انداختی، تو نینداختی، خدا انداخت. (39)

45 تعبیر خوابی هولناک

درس اشارات ما در محضر استادم در علوم عقلی و نقلی و ریاضیات و غیر آن، علامه ذوالفنون معلم عصر العلوم آیة الله حاج میرزا ابوالحسن شعرانی - روحی له الفداء و جزاء الله عنا خیر جزاء المعلمین به ابتدای امر سوم در بحث از اطلاع انسان بر غیب در حالت خواب رسید و تاریخ این درس و گفتگو عصر روز یک شنبه هشتم ذی الحجه سال هزار و سیصد و هفتاد و سه از هجرت حضرت خاتم علیه السلام مطابق با هفدهم ماه خرداد سال هزار و سیصد و سی و سوم هجری شمسی در تهران بود و مدرس بلند و محضر اعلایش نیز بیت شریف ایشان در تهران بود، خانه ای که به منزله بیت المعمور را قم بود، شگفت این که هم اکنون نیز این واقعه را در شب یک شنبه نهم ذی الحجه هزار و چهار صد و هشت مطابق با ماه مرداد سال هزار و سیصد و شصت و هفتم هجری شمسی بعد از گذشت سی و پنج سال قمری می نویسم.
خلاصه این که جناب شعرانی قدس سره الشریف فرمود: در سالی که دست های ستم به جسارت و اهانت مرقد ثامن الحجج امام علی بن موسی الرضا علیه السلام را به توپ بست، من قبل از آن واقعه هائله به چند شب در خواب دیدم: دودی غلیظ سیاه مسموم از جانب مشرق متصاعد شد، آنگاه همانند غباری مسموم در هوا منتشر شد تا این که به مه دنیا رسید و تمام فضا را احاطه کرد و همه مردم را در برگرفت، پس هر صالح و مومنی از آن مسموم گردید و هلاک شد، اما دود به دیگران ضرری نمی رساند و به آنها نمی رسید، چند روز گذشت که این واقعه هائله اتفاق و ما به تعبیر آن رویای عجیب دهشت آور منتقل شدیم.(40)

46- انعام به حضرت علی علیه السلام

روزی حضرت رسول صلی الله علیه و آله با حضرت امیر علیه السلام خرما می خوردند، هر خرما که حضرت رسول صلی الله علیه و آله می خورد، پنهان دانه اش را نزد امیر علیه السلام می نهاد تا تمام شد پیش حضرت رسول صلی الله علیه و آله هیچ دانه خرما نبود و همه نزد حضرت امیر بود، حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند: من کثر نواه فهو اکول؛ هر که دانه او بیشتر بود، بسیار خورنده است.
حضرت امیر فرمودند: من اکل نواه فهو اکل؛ هر که خرما را با دانه خورده است، آن خورنده تر است
حضرت امیر چون این کلام را فرمود، حضرت رسول صلی الله علیه و آله تبسم نموده فرمان داد تا هزار درهم به آن حضرت انعام دادند. (41)