فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

37- ناعلاجی سام

فرموده پیغمبر اکرم نبی مکرم صلی اله علیه و آله که: خداوند هیچ دردی نیافریده مگر برای او دوایی خلق نموده مگر سام. (33)

38- توبه گرگ مرگ است

استاد ما علامه بزرگوار شعرانی نقل فرمودند:
روزی یکی از ثروتمندان میگسار، تصمیم گرفت شرب خمر را کنار بگذارد و به درگاه خداوند توبه کند و از کارهای زشت خود دست بکشد.
چند روزی گذشت و اما آن میگسار نتوانست که طاقت بیاورد. راه چاره ای اندیشید، تا خود را از این گرفتاری نجات دهد. روزی به غلام خود یک قبضه تفنگ داد و به او گفت:
وقتی که من بر سر سفره شراب نشستم، جام شراب را نزدیک دهان من بیاور و در حالی که انگشت بر ماشه تفنگ است و آماده شلیک هستی بگو می بنوش!
من می گویم: من توبه کرده ام و دیگر می نخواهم نوشید.
تو اصرار کن و بگو: اگر ننوشی با این تفنگ تو را می کشم.
من می گویم: عهد کردم توبه ام را نشکنم.
تو بگو: اگر ننوشی ماشه تفنگ را خواهم کشید و گلوله های سربی در سرت خالی خواهد شد.
به از اصرار تو می گویم: خدایا! به زور اسلحه و ترس مرگ خواهم نوشید.

39- تفاوت دو نوع رفتار

ناصر خسرو در سفرنامه خود نوشته که:
وارد یکی از بلاد عرب شدم بی چیز و گرسنه، وارد مسجد آنجا شدم و خواستم همانجا بیتوته کنم و در فکر روزی بودم، به وسیله ای بالای محراب مسجد قدری نقش کردم، اهل آنجا به من تکلیف کردند که تمام محراب را نقش کنم و از این راه مبلغی عاید من گردید.
و می گوید: گرسنه و برهنه وارد شهر شدم و کودکان به گمان این که دیوانه ام دنبال من افتاده سنگ بر من می زدند، به حمام رفتم و خورجین را نزد حمامی گذاشتم و اهل حمام به من می خندیدند.
چند روز آنجا ماندم، اهل شهر مرا شناختند و از طرف والی و اکابر شهر از من پذیرایی کردند. دفعه دیگر که حمام رفتم نوکرها همراه من کرده بودند، و اهل حمام موقعی که من لباس می پوشیدم به جهت احترام من ایستاده بودند. حمامی با دیگری می گفت: اینها همان ها هستند که آن روز مسخره می کردیم.
به زبان عربی می گفت به گمان این که من عربی نمی فهمم و من به عربی جوابش گفتم که ما همان هستیم. (34)