فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

21- عیادت خدا

در روایت است که: خداوند به حضرت موسی علیه السلام عتاب کرد که من مدتی است مریضم، چرا از من خبری نمی گیری؟
و بعد روشن شد که فلان مریض در فلان محله افتاده بوده است و کسی به دادش نرسیده است، خداوند، به موسی خطاب و عتاب کرده که چرا از من مریض خبری نمی گیری! (20)

22- عاقبت زنان گنهکار

رسول خدا صلی اله علیه و آله فرمود:
شبی که مرا به آسمان بردند، زنانی از امتم را در عذاب شدید دیدم. و زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود و بر آن هزار هزار رنگ عذاب بود و زنی را به صورت سگ دیدم و آتش از دبر وی داخلی شده و از دهانش خارج می گردید. و فرشتگان با پتک های آتشین بر سر و بدنش می کوبیدند، تا این که فرمود:
و اما آن زنی که سرش سر خوک بود و بدنش بدن الاغ، زنی سخن چین و دروغگو بود، و اما آن زنی که بر صورت سگ بود و آتش داخل دبر وی می شد و از دهانش بیرون می رفت خواننده ای نوحه گر و حسود بود. (21)

23- وقت را غنیمت دان

عزیزان من! در شب های قدر وقتتان را مغتنم بشمارید، شما هنوز جوانید. در مورد حضرت یحیی (علی نبینا و آله و علیه السلام) درایم که و آتیناه الحکم صبیا حضرت یحیی علیه السلام هنوز صغیر بود، کودکانی آمدند پیش او که بیا برویم بازی.
گفت: ما برای بازی خلق نشده ایم، دنیای ما دنیای بازی نیست! الان خیلی بزرگسال ها مشغول بازی اند، سابقا یادم هست بچه ها قلعه بازی می کردند و با هم جنگ و دعوا می کردند، قلعه های یکدیگر را تصرف می نمودند و عاقبت هنگام غروب، همه را رها کرده به خانه های خود می رفتند، کلانسال هم، اکنون مشغول قلعه بازی هستند و در آخر هم، هیچ چیزی گیرشان نمی آید. (22)