فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

16- روح استغناء

مرحوم استاد آیت الله الهی قمشه ای در حالی که یکی از افراد شاخص در علم و فرهنگ و ادب بودند مع ذلک زندگی ساده و بی آلایشی داشتند.
مرحوم استاد الهی قمشه ای با آنکه می توانست زندگی مرفهی فراهم آورد لیکن همواره سعی داشت از ظواهر دنیوی چشم بپوشد.
یکی از شاگردانش در این باره گفته است: به ظواهر دنیا بسیار بی علاقه بود مثلا علاقه ای نداشت در منزلش تلویزیون و یا رادیو باشد تا مبادا وقت فرزندانش هدر رود. کلا یک روحیه بی نیازی و استغنا و دوری از تعلقات مادی در ایشان وجود داشت که انسان هر وقت به منزلش وارد می شد تمام تعلقات دنیوی را فراموش می کرد. (16)

17- مهربانی به مادر

زین العابدین، نسبت به مادرش بسیار نیکو کار بود؛ به طوری که به او گفتند: تو نسبت به مادر، از همه کس نیکوکارتری ، ولی نمی بینیم که با او در یک ظرف غذا بخوری!
امام در جواب فرمود: چون ترسم که دستم را به سوی چیزی برم که مادرم قصد خوردن آن را داشته است و او را ناراحت کنم. (17)

18- جان دین و سر دین

عالمی در جمعی گفته بود: من از خدا داراترم!
همه او را سرزنش کرده، طردش نمودند، اما او محکم ایستاده بود و همین ادعا را تکرار می کرد و بالاخره از او توضیح خواستند، گفت: خدا مرا دارد و من خدا را. آیا من دارتر از خدا نیستم
خوب این یک شیرین کاری و یک شیرین زبانی لطیف است که شاید ظاهرش، موهم باشد.
نه آقا، عرفان بالله جان دین، سر دین است، گویند عالمی گربه ای داشت، در اثر تکرار عبادت و نماز، هر موقع که او به نماز می ایستاد، گربه هم رکوع و سجود می کرد، بعد گفتند: کرامت این عابد همین است!توجه به اصل قضیه نکردند.
باید دقت کرد، باید تعلیم دید و درس خواند. باید پیش استاد رفت. چه شده است که ما در هر فن و حرفه ای، پیش استاد می رویم، اما در معارف دین، حاضر نیستیم پیش استاد هر فن و هر معرفت برویم و حقیقت را دریابیم.
باسوادها و درس خوانده ها، هیچ کدام مخالف عرفان اسلامی نیستند، از امام خمینی بگیر تا ملاصدراها و بوعلی ها و... (18)