فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

رسول خدا به منبر رفت و پس از حمد و ثنای الهی فرمود: ای مردم! آفتاب و ماه دو آیت الهی اند که به امر خداوند سیر می کنند و مطیع فرمان اویند، به ممات و حیات کسی منکسف نمی شوند. پس هر گاه انکساف ماه یا آفتاب روی داد نماز بخوانید، سپس از منبر فرود آمد و با مردم صلات کسوف به 8- درود بر

تو ای رسول خدا
حضرت علی علیه السلام فرمود: با رسول خدا در مکه بودیم، به بیرون مکه رفتیم، هیچ سنگ و درختی با وی رو به رو نمی شد مگر این که می گفت: درود بر تو ای رسول خدا! (8)

9- محمد (ع) در مرتبه رضا

آورده اند که: جابر بن عبد الله انصاری که یکی از اکابر صحابه بود در آخر به ضعف پیری و عجز مبتلا شده بود. محمد بن علی بن الحسین علیه السلام معروف به باقر به عیادت او رفت و او را از حال او سوال فرمود، گفت: در حالتی ام که پیری از جوانی و بیماری از تندرستی مرگ از زندگانی دوست تر
دارم.
محمد گفت که: من با وی چنانم که اگر مرا پیر دارد پیری دوست تر دارم و اگر جوان دارد جوانی دوست تر دارم و اگر بیمار دارد بیماری و اگر تندرست دارد تندرستی و اگر مرگ دهد مرگ و اگر زندگانی زندگانی را دوست تر می دارم.
جابر چون این سخن شنید به روی محمد بوسه داد و گفت: صدق رسول الله صلی اله علیه و آله که مرا گفت که یکی از فرزندان مرا ببینی هم نام من و هو یبقر العلم بقرا کما یبقر الثور الارض و به این سبب او را باقر علوم الاولین و الاخرین گفتند و از معرفت این مراتب معلوم شود که جابر در مرتبه اهل صبر بوده است و محمد در رتبه رضا. (9)

10- باز شدن هشت در بهشت

شیخ بهایی (ره) در کتاب نفیسش موسوم به اربعین حدیثی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که شخصی به نام شیبه هذلی نزد پیغمبر صلی اله علیه و آله آمد و گفت: ای رسول خدا! من پیر شده ام و سن من بالا رفته است و مرا توانایی به عمل نماز و روزه و حج و جهاد که خود را به آنها عادت داده ام نمانده است، پس ای رسول الله! دستور سبک یادم ده تا خدای مرا از آن بهره رساند.
پیغمبر فرمود: گفتارت را دوباره بگو کن. شیبه سه بار سخنش را بازگو کرد.
رسول خدا گفت: در گرداگرد تو درخت و کلوخی نیست مگر این که از رحمت تو به گریه افتاد. چون نماز صبح را گزاردی ده بار بگو:
سبحان الله العظیم و بحمده و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم .
که البته خدای عزوجل ترا به گفتن آن از کوری و دیوانگی و بیماری خوره و تنگدستی و ناداری و رنج پیری نگاه می دارد.
شیبه گفت: ای رسول خدا! این از برای دنیای من است، از برای آخرت چه باید کرد؟
رسول خدا صلی اله علیه و آله فرمود: بعد از هر نماز می گویی:
اللهم اهدنی من عندک، و افض علی من فضلک، و انشر علی من رحمتک و انزل علی من برکاتک.
شیبه این کلمات را بگرفت و برفت.
پس رسول الله فرمود: اگر بدین دستور عمل کند و به عمد آن را ترک نگوید درهای هشتگانه بهشت به رویش گشوده شود از هر کدام که خواهد داخل بهشت شود. (10)