فهرست کتاب


داستانهای عارفانه در آثار استاد علامه آیة الله حسن زاده آملی جلد 2

عباس عزیزی

1- دو امانت گرانقدر نبوی

آیه کریمه انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا بر پیامبر صلی اله علیه و آله در خانه ام سلمه، نازل شده و سپس پیامبر صلی اله علیه و آله و فاطمه علیه السلام و حسن و حسین علیه السلام را فراخوانده و عبا را بر روی خود و آنان انداخته و فرموده است: هولاء اهل بیتی، فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا .
در این هنگام ام سلمه می گوید: آیا من نیز با ایشان هستم، ای رسول خدا؟!
پیامبر صلی اله علیه و آله می فرماید: تو بر مکان خودی و به سوی خیر.
ابن اثیر، از زید بن ارقم نقل می کند که: رسول خدا صلی اله علیه و آله فرموده است: من دو چیز را در میان شما باقی می گذارم که اگر بدان ها تمسک جویید، هیچ گاه گمراه نشوید، یکی از آن دو، عظیم تر از دیگری است؛ کتاب خدا که ریسمانی است از آسمان به زمین؛ و دیگری، اهل بیت من است، و (این دو) از یکدیگر جدا نشوند تا آن که در حوض بر من وارد شوند، پس بنگرید که پس از من با آنها چه می کنید!.
و همچنین در همان کتاب است که البراء گفته است: رسول خدا صلی اله علیه و آله را دیدم که حسن بن علی را بر شانه خویش نهاده، می گفت:
خداوندا! من او را دوست دارم؛ تو نیز او را دوست بدار!
و نیز رسول خدا صلی اله علیه و آله فرمود: حسین از من است و من از حسین ام؛ خداوندا! کسی را که حسین را دوست بدارد، دوست دار، حسین، سبطی از اسباط است.
همچنین آمده است: رسول خدا صلی اله علیه و آله، حسن و حسین و محسن را به اسامی پسران هارون، یعنی شبر و شبیر و مبشر، نامگذاری فرمود.
گویم: این حدیث، اشاره ای است به فرمایش دیگر رسول خدا صلی اله علیه و آله که به امیر مومنان علیه السلام فرمود: تو نسبت به من چون هارونی برای موسی.
و شیعیان به تواتر، از رسول خدا صلی اله علیه و آله نقل کرده اند: این پسرم (حسین علیه السلام) امام است و پسر امام، و او برادر امام و پدر هفت امام است، که نهمین آنها قائم شان است. (2)(3)

2- کمال بهشت

مرحوم خواجه نصیر الدین طوسی، در کتاب آغاز و انجام، حدیثی از خاتم الانبیاء صلی اله علیه و آله نقل می کند که: حضرت فرمود: شوق بهشت به سلمان، بیش از شوق سلمان به بهشت است.
خواجه می فرماید: بهشت، کمال اصحاب یمین است و مقربین کمال بهشت اند.

3- جایگاه منافقین

رسول خدا صلی اله علیه و آله با اصحاب خویش در مسجد نشسته بود، و صدای سقوط هولناکی شنیدند، پس از آن در هراس شدند. آن حضرت فرمود: آیا می دانید این صدا از چیست؟
گفتند: خدا و رسولش بهتر می دانند. فرمود: سنگی هفتاد سال از بالای جهنم افکنده شده اکنون به قعر آن رسیده است و از سقوط آن این صدا پدید آمد، هنوز کلمات آن حضرت به پایان نرسیده بود که فغان و فریاد بر مردن منافقی از منافقان مدینه بر آمد و عمر وی هفتاد سال بود. رسول خدا صلی اله علیه و آله فرمود: الله اکبر، صحابه فهمیدند که این سنگ همان منافق بود، و او از زمانی که خدایش خلق کرد به جهنم فرو می رفت، پس هنگام مردن در قعر جهنم قرار گرفت خدای تعالی فرمود: منافقان در درجه پایین دوزخند.
از حدیث شریف معلوم می شود که جهنم باطن دنیاست، و در عیون قبلی بیان شد که مراد از ورود بر آتش در قول حق تعالی و ان منکم الا واردها کان علی ربک حتما مقضیا و مراد ورود بر دنیاست، و لذا وقتی از آن حضرت در شمول آیه نسبت به ایشان صلی اله علیه و آله می پرسند، فرمود: جزناها و هی خامدة ما از آن در حال خاموشی عبور کردیم.
یعنی چنگال های دنیا در ما فرو نرفت و در دامش نیفتادیم، و وابستگی های آن به دامن ما نچسبید، و افتادن آن منافق در جهنم به این معناست که حالات وی ملکات رذیله شده، و رسیدن به قعر جهنم صورت تمکن آنهاست. و علم صحابه به آن واقعه هولناک شگفت آور به تصرف رسول خدا صلی اله علیه و آله در گوش های آن ها بوده به گونه ای که تمثل ملکات آن منافق را به صورت آن صدای هولناک شنیدند.
و این امیدوار به رحمت پروردگارش را بارها شبیه این تمثل روی آورد، از جمله این که مردی را به صورت کفتار دید، معلوم گردید که وی رباخور است، علاوه بر این که بسیاری از سلاک الی الله را دیده که نظیر این کشف از احوال و ملکات اشخاص به صور خوش و یا زشت بر طبق آن ملکات به ایشان روی آورد، و برخی از این سلاک، اساتیدم و برخی از آنها از شاگردانم بودند، ذلکت فضل الله یوتیه من یشاء.(4)