فهرست کتاب


روحانیت و سیاست از دیدگاه امام خمینی (ره)

رسول سعادتمند

کنار رفتن از مکاید ابلیس است

برادران روحانی قویاً با هم باشند و کناره گیری نکنند. همه در میدان باشند، با هم باشند. ما می خواهیم حفظ اسلام بکنیم. با کناره گیری نمی شود حفظ کرد. خیال نکنید که با کناره گیری تکلیف از شما سلب می شود. تکلیف دو چندان است باید در صحنه باشید، بیایید، همه روحانیت بیاید، کنار رفتن از مکاید ابلیس است که نمی گذارد که همه با هم باشند، قدرت را روی هم بگذارید؛ ارتش، سپاه، بسیج و گروههای مردمی همه با هم باشید، اگر باشید با هم، خدای تبارک و تعالی نصرت می کند شما را (39)

برکناری روحانیت، هدف اصلی

اگر شما را - از - خصوصاً شما اهل علم را که هدف اصلی شما هستید، اگر شما را از صحنه خارج کنند، اسلام را کنار زدند. طب بی طبیب نمی تواند عمل بکند، طبیب می خواهد، متخصص می خواهد. اسلام به استثنای روحانیت مثل طب به استثنای طبیب است. این که اسلام را تا این جا رسانده همین طبقه بوده است و شما الان موظفید که اسلام را با قدرت به نسلهای آتیه تحویل بدهید (40).

بازی نخورید

بازی یک وقت نخورید، یک وقت این شیاطین نیایند بگویند که به شما چه دخالت در اسلام، دخالت در سیاست، شما بروید سراغ مسأله گفتن تان، خیلی هم معزز هستید و اگر چنانچه مسأله می گفتید دیگر قتلی واقع نمی شد، برای دخالت در سیاست بود که چندی هزار معلول و مقتول دارید. این اشکال اولش به نبی اکرم وارد است، اگر ایشان هم به سرمایه دارهای مکه و حجاز کاری نداشت توی مسجد می نشست و مسأله می گفت، جنگ پیش نمی آمد کشتار نمی شد، عموی معظمش کشته نمی شد. و به سیدالشهدا وارد است، اگر سیدالشهدا می رفت پیش یزید و بیعت می کرد و مسأله گو، مسأله می گفت، با او می ساخت و مسأله می گفت، یزید خیلی هم احترام می کرد و دستش را می بوسید، ولی تکلیف این بود؟ ما وحشت داریم از این که چند هزار آدم از ما کشته شده است. اگر ما وحشت داریم باید ما اصلا طریقه انبیا را کنار بگذاریم، باید آن چیزی را که انبیا آورده اند، آن چیزی را که خدا امر کرده به آنها که بروید این سردمدارها را دعوت کنید، دعوت همین نبود که بروند بگویند آقا مسلمان شو، اگر چنانچه نشود دیگر بروند سراغ کارشان. نخیر، دعوت می کردند با شمشیر توی سرشان می زدند تا آدم بشوند، کشته می دادند و می کشتند. مگر شهادت یک امری است که انسان برای آن عقب نشینی بکند. هی گفته بشود به این که خوب اگر این طور مسائل نبود، اگر ما با شاه کنار آمدیم دیگر این قدر کشتار واقع نمی شد، پیغمبر هم اگر با ابوسفیان کنار می آمد، نمی شد، سیدالشهدا اگر با یزید، حضرت امیر هم اگر با مخالفانش که مخالف اسلام بودند، کنار می آمد دیگر کشتاری نمی شد، دیگر جنگ صفینی در کار نمی آمد جنگ جملی در کار نمی آمد. چشم ها را، هم می گذارند و خودشان را یا به نفهمی می زنند یا نفهمند و نمی بینند که انبیا چه کردند و چه زحمتهایی و چه جانفشانهایی برای مقاصد خودشان کردند و اسلام از صدر اسلام تا آخر اولیا خدا چه کردند و چه جانفشانی هایی کردند و چه فداکاریهایی کردند. (41)