فهرست کتاب


روحانیت و سیاست از دیدگاه امام خمینی (ره)

رسول سعادتمند

لزوم اصلاح فکری حوزویان

ما باید در اصلاح فکری و اخلاقی افراد حوزه کوشش کنیم .
آثار فکری و روحی را، که ناشی از تبلیغات و تلقینات بیگانگان و سیاست دولتهای خائن و فاسد است، از بین ببریم و با آن مبارزه کنیم. این آثار کاملا مشهود است. مثلا بعضی را می بینیم که در حوزه ها نشسته به گوش یکدیگر می خوانند که این کارها از ما ساخته نیست. چکار داریم به این کارها؟ ما فقط باید دعا کنیم و مسأله بگوییم. این افکار آثار تلقینات بیگانگان است. نتیجه تبلیغات سوء چند ساله استعمارگران است که در اعمال قلوب نجف و قم و مشهد و دیگر حوزه ها وارد شده، و باعث افسردگی و سستی و تنبلی گردیده و نمی گذارد رشدی داشته باشند. مرتباً عذرخواهی می کنند که این کارها از ما ساخته نیست. (15)

دخالت در سیاست در رأس تعلیمات انبیا

اینها با تبلیغات بسیار وسیع شان ما را منزوی کرده بودند، یعنی خود ما را به مغزهای ما آن قدر خوانده بودند که خودمان باور کرده بودیم که نباید ما در سیاست دخالت کنیم. نخیر، مساله این نیست، مسأله دخالت در سیاست در رأس تعلیمات انبیاست، مسأله جنگ مسلحانه با اشخاصی که آدم نمی شوند و می خواهند ملت را تباه کنند، در رأس برنامه های انبیا بوده است. ما همه تعلیمات انبیا را کنار گذاشتیم، فقط به آن تعلیماتی که با عرض می کنیم دخالت نکردن در سیاست و دخالت نکردن در جامعه، اینها فقط همینش را گرفته ایم، نمازش را گرفته ایم و باقی را رها کردیم. مگر امکان دارد که انسان مسلمان باشد به فقط نماز خواندن و روزه گرفتن و حج رفتن و امثال ذلک و در امر مسلمین دخالت نکردن؟ اگر اهتمام به امر مسلمین کسی نکند مسلم نیست، به حسب روایت منسوب الی رسول الله. (16)

منطق انبیا

من امیدوارم که خداوند به ما مرحمت کند و ما را بیدار کند. ما را بر احکام اسلام به همه جوامع اش، به همه مطالبش، به همه اطرافش بیدار کند و متوجه کند. خیال نکنید که اسلام فقط این تکه است، نماز و روزه است فقط، نیست این طور؛ اگر این طور بود پیغمبر هم می نشست توی مسجدش و نماز می خواند. چرا از اول عمرش تا آخر زحمت کشید، جنگ کرد، زد و خورد کرد، شکست خورد، شکست داد تا مسائل را آن قدری که می توانست عمل کرد. امیرالمؤمنین هم همین طور، دیگران هم همین طور، صلحا هم همین طورند، اشخاص بیدار این طورند. این طور نیست که بنشینند، توی مسجد و کار به این کارها نداشته باشند. بی طرف باشند. کاری ما به این کارها نداریم، اگر این منطق انبیا بود که فرعون نمی رفت سراغ موسی، موسی نمی رفت سراغ فرعون. اگر منطق انبیا این بود که ابراهیم نمی رفت هجمه کند بر آنها، منطق انبیا این نیست. منطق انبیا این است که اشداء باید باشند بر کفار و بر کسانی که بر ضد بشریت هستند، بین خودشان هم رحیم باشند. و آن شدت هم رحمت است بر آنها. خداوند همه ما را بیدار کند و به همه شما انشاءاله سلامتی و نصرت عنایت کند. این بشر مظلوم را از گرفتاریهایی که از دست این قدرتهای بزرگ دارند می کشند، نجات بدهد و دین و دنیای همه ما را حفظ کند. (17)