فهرست کتاب


روحانیت و سیاست از دیدگاه امام خمینی (ره)

رسول سعادتمند

نقشه تحمیلی جدایی روحانیت از سیاست

یکی از مطالب دیگری که سعی می شد حوزه ها از آن خالی باشند، قضیه دخالت روحانیون در امور سیاست بود که این را یک عیب بزرگ معرفی کرده و شاید بعضی الان هم دخالت در امور سیاست را عیب بدانند و می گویند که چرا فلانی در امور سیاسی دخالت می کند و به ما چه که در دنیا چه می گذرد. بلا اشکال این نقشه ای بود که بر ما تحمیل شد. (2)

طرح سیصد ساله غربی ها

روحانیت همه ملت همه باید حاضر باشند درمسائل سیاسی حضور داشته باشند. این که بعضی از عناصر حالا هم گاهی می گویند که روحانیون بروند توی مجلسها توی مدرسه های خودشان و مشغول کارشان باشند و ماها باید وارد این کارها باشیم این یا از بی توجهی به عمق مسائل است که من باید بگویم بعضی شان بی توجه هستند و یا که عمال همانها هستند که در زمان رضاخان یک همچو کارهایی را می کردند و در طول تاریخ تقریبأ حدود سیصد سال این قدر تزریق کردند بر خود روحانیون که شما نباید در سیاست دخالت بکنید که خود آقایان هم باورشان آمده .اگر یک مطلبی مثلا راجع به یک امر سیاسی که به نفع ملت بوداینها می خواستند دخالت بکنند یک قشر از خود روحانیت می گفتند این یک امر سیاسی است به ما چه. خودشان را کنار کشیده بودند یعنی کنارشان زده بودند اینها را باورشان آورده بودند که روحانیون باید که فقط بروند مسأله بگویند آن هم بعضی مسائل، نه همه مسائل . مسائل اگر همه اش باشد که بیشتر کتب فقه کتب سیاست است لکن باورشان آمده بود این مردم هم این را باور کرده بودند و این تبلیغاتی بود که از آن وقتی که پای غربی ها باز شد در ایران مطالعاتشان را کردند به آنجا رسید که این جمعیت خطرناکند و باید اینها را جدا کرد اگر یکی از اینها بخواهد وارد بشود در یک امر سیاسی ملت با اینها موافقت نکند برای این که امر سیاسی است به شما چه. در عین حالی که باید همه قشرهای ملت و خصوصاً روحانیت حاضر باشند در سیاست کشور و توجه داشته باشند به مسائلی که در کشور می گذرد چه در مجلس و چه در دولت و دیگران در عین حال باید آن شغلی را که دارند از آن دست بر ندارند گمان نکند به این که ما باید آن وقت این گمان بود) که ما هیچ نباید دخالت بکنیم حالا این باشد که ما شغلمان فقط دخالت است. خیر، در آن وقت هم این کار صحیح نبوده برای ما و شما، حالا هم این کار صحیح نیست. (3)

جدایی دین و روحانیت از سیاست، القاء اجانب

البته در اذهان بسیاری، بلکه اکثری، بیشتر از مردم، بیشتری از اهل علم، بیشتری از مقدسین این است که اسلام به سیاست چه کار دارد، اسلام و سیاست جداست از هم. همین چیزی که حکومتها نمی گذارند، همین که از اول القا کردند این اجانب در اذهان ما و حکومتها در اذهان ما- که اسلام به سیاست.آخوند چه کار دارد به سیاست فلان آخوند را وقتی عیبش را می گیرند می گویند؛ آخوند سیاسی است، اسلام می گویند از سیاست کنار است. دین علی حده است، سیاست علی حده است، اینها اسلام را نشناخته اند. اسلامی که حکومتش تشکیل شد در زمان رسول الله و باقی ماند این حکومتها به عدل یا به غیر عدل و در زمان حضرت امیر باز حکومت عادله اسلامی بود، یک حکومتی بود با سیاست،با همه جهاتی که بود مگر سیاست چی است. روابط ما بین حاکم با سایر حکومتها، عرض می کنم که جلوگیری از مفاسدی که هست، همه اینها سیاست است. احکام سیاسی اسلام بیشتر از احکام عبادی آن هست. کتابهایی که اسلام بیشتر از احکام عبادی آن هست. کتابهای که اسلام در سیاست دارد بیشتر از کتابهایی است که در عبادت دارد.
این غلط را در ذهن ما جای گیر کرده اند و حتی حال باورشان آمده است آقایان به این که اسلام با سیاست جدا است، یک احکام عبادی است ما بین خود و خدا، بروید توی مسجدتان و هر چه می خواهید دعا کنید، هر چه می خواهید قرآن بخوانید ما هم با شما کاری نداریم. اما این اسلام نیست، اسلام در مقابل ظلمه ایستاده است، حکم به قتال داده است، حکم به کشتن داده است، در مقابل کفار و در مقابل متجاسرین و کسانی که چیز هستند احکام دارد، این همه احکام در اسلام نسبت به اینها هست، اینهمه احکام حکم به قتال و حکم به جهاد و حکم به اینها هست، اسلام از سیاست دور است؟! اسلام فقط این مسجد رفتن و قرآن خواندن و نماز خواندن است؟! این نیست، این احکام را دارد و باید این احکام هم اجرا بشود