چگونه بهترین همسر باشم؟

محسن کاظمی‏

زن و تربیت فرزند

یکی از نقش های زیبائی که زن می تواند به خوبی اجرا نماید مسئله تربیت فرزند، گل دامان پاک او است.
اگر چه تربیت و مسائل آن بایستی در اختیار مرد باشد و دین، تربیت را به عهده مرد گذاشته اما می توان گفت که منظور ملاکهای اساسی تربیت بوده است این زن است که با عطوفت و مهربانی ایام و روزهای کودک را حس کرده و با او به سر می برد. اوست که به فرزند خیلی چیزها را می تواند بیاموزد.
لذا انجام این نقش در غیاب پدر، به عهده مادر مهربان و عطوف بوده بایستی صورت پذیرد تا گل بوستان آنها به نیکی رنگ ثمر و نتیجه را ببیند و موجب افتخار آنها گردد.
برای اینکه نقش تربیتی زن بیشتر روشن شود می توانید به کتاب چگونه فرزند نابغه داشته باشیم؟(3) مراجعه نمائید. در آنجا پیرامون این موضوع مباحثی را آورده ایم که همه خوانندگان را به دقت وا می دارد از آنکه بگذریم ما در ذیل یکسری از ملاکهای لازم جهت صحت تربیت فرزند را حضورتان معرفی می نمائیم تا با استفاده از آنها بهتر در راه تربیت فرزند موفق بوده باشید.
1- مادر و پدر هر دو باید در تربیت فرزند سهیم باشند والا فرزند از لحاظ منطقی یا عاطفی ممکن است ضعیف شده و آثار ضعف آن در رده های مختلف سنی ظاهر شود.
2- ابزار مادر در تربیت، مهربانی، حوصله و دقت در رفتار.
3- ابزار پدر در تربیت، منطق، مهربانی، حوصله در رفتار می باشد.
4- نظافت و تمیزی فرزند از اموری که پدر را نسبت به فرزند خوشبین می کند لذا مادر محترم نبایستی از این مطلب غفلت بنماید.
5- امور مورد انتظار شوهر در تربیت فرزند نبایستی از ذهن مادر فراموش شود و الا ناهنجاری و اوقات تلخی حاصل از مواخذه ممکن است ضرر بیشتری به مادر، پدر و فرزند برساند.
مادر با تمام تلاش سعی کند امور مورد انتظار در رابطه با تربیت فرزند را بانجام برساند پدر هم در مقابل این اعمال محبت های مادر را بی پاسخ نخواهد گذاشت و جبران لازم را خواهد نمود.
باز هم توصیه می کنیم برای تربیت فرزند و یافتن راهکارهای آن به کتاب چگونه فرزند نابغه داشته باشیم مراجعه و حداقل یکبار آن را بخوانید تا با اصول اساسی و ارزشی کودک آشنا، و بتوانید میوه زندگی خودتان را صحیح تر تربیت بنمائید.
یقینا با تربیت صحیح جایگاه شما نزد همسرتان بهتر خواهد شد.

زن و اجتماع

مطلبی که بایستی در راستای ارزشمندی زندگی مطرح نمود اینست که در کل عالم هستی همه اشیاء دارای یک ظاهر و یک باطنی می باشند ظاهر؛ آن وجهی از شی است که در معرض دید و تماشای دیگران قرار می گیرد ولیکن باطن اشیاء آن حقیقتی است که قابل تماشا و رویت نبوده و عموم مردم معرفت و احساسی نسبت به آن ندارند.
این واقعیت هم در اشیاء و هم در احکام دینی و غیر آن متجلی است، هر موجودی را در عالم مثال بزنید غیر از خدا این واقعیت بر آن قابل انطباق است.
این مطلب در پدیده های اجتماعی و گروهی هم مستثنی نیست، خانواده هم که یکی از پدیده ها و موجودات اجتماعی است این امتیاز و خصوصیت را دارا می باشد.
خانواده با اولین ساختار که به شکل یک زوج می باشد دارای یک ظاهر و یک باطنی است: ظاهر آن مرد و باطن او زن می باشد و بدین ترتیب همان انتظارات از آندو میروید از ظاهر ظهور و از باطن در پرده بودن و قابل ملاحظه و رویت نبودن، شاید این بخش از آیه قرآن به این واقعیت اشاره داشته باشد و انتم لباس لهن شما مردان پوشش زنها هستید، یعنی زنها در باطن و مردها در ظاهر و ظهور می باشد.
شما به بدن انسان نگاه کنید پوست و قلب، هر دو ارزشمند هستند ولیکن اگر قسمتی از پوست و قفسه سینه از بین برود و قلب با فعالیت زیبایش قابل رویت باشد چه می شود؟ خود شما چه عکس العملی نشان می دهد؟
آیا می شود قلب آشکار باشد؟ خیر، باطن باید در بطن و در پوشش باشد والا اولا وظیفه خود را انجام نمی تواند بدهد ثانیا زیبائی ظاهر از بین رفته و عقلا تنفرآور می شود.
حال که مفهوم ظاهر و باطن را دریافتید. و برای خانواده هم ظاهر و باطنی لحاظ نمودید و ظاهرش را مرد و باطنش را زن قلمداد کردید. خودتان می توانید نقش اجتماعی زن را ملاحظه نمائید. شما خود می توانید قضاوت کنید که زن چه موقع باید در جامعه وارد شود.
آیا اگر زن که باطن است بجای ظاهر قرار گیرد می تواند وظیفه خود را انجام دهد؟
آیا در این حالت زیبائی زندگی خدشه دار نمی شود؟ آیا عقلا تنفرآور نیست؟ اینها همه سوالاتی است که به ذهن می رسد و هر خانم محترمی باید براساس وجدان به آنها پاسخ دهد، نگاه نکند ببیند دوستانش فلان کار را انجام می دهند پس بگوید من هم باید انجام بدهم خانم؛ هر کسی برای خودش می فهمد اگر شما قبول دارید، لازم نیست بواسطه رقابت دست از عقل خود بردارید. اصلا و ابدا.
البته این گفتار ما بدین معنا نیست که زن با هیچ کس ارتباط نداشته باشد. زن انتخاب شغل نکند، زن چه و چه... نه،
شما می توانید به مشاغلی که واقعا از دست مردان بر نمی آید اقدام نمائید، البته به شرط آنکه توازن روحی شما از لحاظ عاطفه و عفاف دچار ضایعه نگردد.
شما می توانید با زنان دیگر که از لحاظ اخلاقی در سلامت هستند ارتباط داشته باشید چه آنکه از لحاظ شرعی هم مقبول و معقول است البته سلامت و عفاف و رازداری آنها شرط اولیه همنشینی خواهد بود طبیعی است که بواسطه این داستان؛ اولا می توانید در امور عادی زندگی با هم مبادله نظر نمائید.
ثانیا تفریحی برای رفع خستگی های ذهنی در مواقع لازم داشته باشید.
بنظر می رسد که با این نوشته شما می توانید جایگاه ارزشمند خود را در زندگی و خانواده و اجتماع بیشتر حس نموده و برای آن بیشتر ارزش قائل شوید.
در خاتمه کتاب شما را به دقت در یک سری امور کلیدی توصیه نموده و آرزوی آن را داریم که با عمل به آن رنگ زندگی شما هر روز زیباتر گردد.

از... بپرهیزید تا زندگی شما شیرین شود

1- از خواب صبحگاهی بپرهیزید و تلاش و کوشش خود را در جهت نظم و انضباط منزل و پوشش مرد بکار بندید تا زندگی شما شیرین تر شود.
2- از تلخ روئی بپرهیزید و با لبخند محبت آمیز زندگی را شروع کنید، یک لبخند و تبسم خیلی کم مایه است ولیکن سرمایه بزرگی بنام خوش خلقی شوهر و شادابی زندگی را با آن می توانید خریداری نمائید.
3- از چشم و هم چشمی و تقاضای غیر مقدور از همسر بپرهیزید تا شوهر شما نزد شما و اهل خانه محبوب شده و خجالت زده و افسرده نگردد.
4- از حسادت و رشک بپرهیزید تا به زندگی خود قانع و از همسر و فرزندان خود لذت ببرید. حسود جز رنج آفرینی برای خود کاری نمی کند.
5- ساده زیستی و سالم زیستی را شعور و شعار واقعی خود قرار داده و از تجمل گرائی بپرهیزید تا زحمت زندگی را کمتر و زندگی را شیرین تر کرده باشید.
6- از بدبینی به شوهر و دیگران بپرهیزید تا شوهر نزد شما عزیزترین و محبوب ترین افراد باشد و در مقابل، او بتواند به شما اعتماد و اطمینان نماید.
7- از نق زدن، بهانه جوئی بپرهیزید تا تمکین، آرامش و شادابی را به زندگی زناشوئی دعوت کرده و از طرف دیگر همسر شما در وظایف خویش موفق تر بوده و در نتیجه بیشتر خود را مدیون شما ببیند.
8- از گفتگو پیرامون موضوعاتی که به نحوی ارزشهای همسر را تضعیف یا نادیده می گیرد پرهیز نمائید تا محیط گفتگو و همنشینی شما آرام و بدون جدل باشد.