داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع) جلد اول

نویسنده : علی میرخلف زاده

مقدمه:

الحمد لله رب العالمین، الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء و المرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد المعصومین الذین اذهب الله عنهم الرجس اهل البیت و طهرهم تطهیرا، سیما حجة بن الحسن العسکری روحی وارواح العالمین له الفداء،
قال الله تبارک وتعالی فی محکم کتابه العظیم «ومن یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب»(1)
هر کس شعائر و نشانه ها و علامتهای دین خدا را محترم و گرامی بدارد شایسته تکریم و احترام بوده و از کمالات پاکدلی و خداشناسی است.
یکی از اعمالی که شعائر و نشانه ها و زمینه های تقوی و رشد معنوی و روحی را فراهم می کند، عزاداری و سوگواری و ماتم و نوحه سرایی و مرثیه خوانی و ناله و زاری وبی تابی و شیون و جزع وفزع و گریه کردن برای حضرت امام حسین(ع) است، چه شعاری از این بالاتر چه یادی از این بهتر چه ذکری از این مهمتر چه علامتی از این واضحتر که انسان یاد حسین(ع) که یاد خداست کند، چه ذکری از ذکر حسین(ع) مهمتر که خدا از اول ما خلق الله همه اش یاد حسین(ع) بوده و به همه عرشیان و انبیاء و واوصیاء و اولیاء توصیه و سفارش یاد وذکر وگریه و عزاداری حسین(ع) را کرده، خود خدا به حضرت موسی ع خطاب کرد:
ای موسی کسیکه گریه کند و یا بگریاند و یا خود را شبیه به گریه کنندگان در آورد بدنش به آتش جهنم حرام میشود.(2)
خود پیغمبر خدا(ص) فرمود: هرچشمی در روز قیامت گریان است مگر چشمی که برای حسین(ع) گریه کند که در آن روز خندان و مژده به نعمتهای بهشت به او داده می شود.
خود حضرت امیر المؤمنین علی(ع) وقتی به امام حسین نظر کرد فرمود: ای گریه هر مؤمن .
خود حضرت زهرا(علیهاالسلام) برای امام حسین(ع) اشک ریخت .
خود حضرت امام حسن(ع) فرمود: هیچ روزی مثل روزهای مصیبت تو ای حسین نمی شود.
خود امام حسین(ع) فرمود: من کشته اشکهای شما هستم. هیچ بنده ای نیست که برای ما یک قطره اشک از چشمش بریزد یا گریان شود، جز اینکه خداوند جای او را همیشه در بهشت قراردهد.
خود امام سجاد(ع) وقتی طعام و آب می دید همه اش برای باباش امام حسین(ع) گریه می کرد.
خود امام باقر(ع) فرمود: هر مؤمنی که برای کشته شدن امام حسین(ع) چشمهاش گریان بشود بطوری که اشک بر صورتش جاری بشود خدا او را برای همیشه در غرفهای بهشت جا می دهد.
اگر کسی برای امام حسین(ع) نوحه و ندبه و گریه کند و خانواده و فامیل ودوستان و شیعیان را برای اقامه عزا دعوت کند و بعد به هم تسلی بدهند، من ضامن هستم که خدا ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزار جنگ در راه خودش (خدا) را در نامه عملش بنویسد.
هرکس که بیاد مصیبتهای ما و حسین و اهلبیتش بیفتد و دلش برای ما بسوزد، ملائکه تمام گناهانش را می آمرزند.
خود امام صادق(ع) فرمود: هرکس که مصیبتهای ما را یاد کند یا ما پیش او یاد آور شویم و به اندازه پر مگسی برای ما اشک بریزد خدا تمام گناهان او را اگر چه به اندازه کف دریا هم باشد می بخشد.
هر کس برای مظلومی ما و ظلمی که به ما شده، مهموم و مغموم و گریان شود و برای ما آه بکشد خدای سبحان ثواب تسبیح به او می دهد. و حزنش برای ما عبادت است...
هر کس چشمش گریان شود برای خونی که از ما ریخته شده یا حقی که از ما گرفته شده یا حرمت و شخصیت ما را هتک کرده شده، خداوند همیشه جای او را در بهشت قرار می دهد.
هر جزع و گریه مکروه است، مگر برای حسین (ع) که ثواب هم دارد. امام حسین (ع) برای زوار و گریه کنندگانش طلب مغفرت می کند. اگر زائر یا گریه کننده بداند چه مقامی پیش خدا دارد...
هر کسی که در مرثیه و نوحه سرای حسین (ع) شعر بگوید و پنجاه نفر را بگریاند بهشت برای اوست تا میرسد به ده یا و یک نفر و یا خودش برای ما گریه کند و خود را شبیه گریه کنندکان در آورد جایش در بهشت است...
ویا خود حضرت موسی بن جعفر(ع) برای جدش عزاداری و گریه سرایی می کردند ....
یا خود امام رضا(ع) میفرماید: هر کس بیاد مصیبتهای ما و آنچه که به سرما آورده اند گریه کند، روز قیامت در درجه و مقام ما هست و هر کس بیاد مصبیتهای ما بگرید و بگریاند، در روزیکه تمام چشمها گریان است چشم او گریان نمی شود.
هر کس در مجلسی که امر ما را احیاءو زنده میکنند، بنشیند، خدا قلب او را نمی میراند در روزی که همه قلبها مرده است.
اگر گریه بر امام حسین (ع) کنی و اشکت روی صورتت جاری بشود حق تعالی همه گناهان کبیره و صغیر ترا می آمرزد خواه کم باشد یا زیاد، اگر هنگامی که می خواهی خدا را ملاقات کنی می خواهی هیچ گناهی نداشته باشی، پس بر امام حسین (ع) زیارت بخوان و گریه کن.
خود امام جواد و امام هادی و امام عسگری و خود امام زمان (ع) برجد خودشان امام حسین گریه می کردند. اصلاً خود امام زمان فرمودند: اگر اشکهای چشمم تمام شود برایت خون گریه می کنم. که انشاالله در جایش خواهد آمد.
این اوراق آغشته به تحریر را که در مقابل می خوانید «ثواب گریه و تاریخچه گریه و روضه بر امام حسین (ع) است» که برای ما روشن می کند که عزاداری و روضه و گریه برای امام حسین(ع) از زمان حضرت آدم بوده نه از زمان صفویها که یکسری آدمهای کج فکر می گویند: روضه خوانی از زمان صفویها بوده که آنها درست کرده اند.
با تحقیق و بررسی هایی که به عمل آمده از زمان آن حضرت (آدم) بوده و اولین روضه خوان حضرت جبرئیل(ع) و اولین گریه کن حضرت آدم بوده تا الآن.
انشاءالله خدا همگی ما را جزو گریه کنندکان حضرت اباعبدالله قرار دهد و اگر هم این جزو (داستانهایی از گریه بر امام حسین جلد اول) ثوابی داشته باشد، آن رابه روح امام راحل، شهدا، علما، بزرگان ذوالحقوق، همچنین برادر شهیدم آشیخ احمد میرخلف زاده هدیه می نمایم.
السلام علیکم و رحمة الله.
نوکر و روضه خوان آستان حسین آل محمد(ص)
علی میرخلف زاده
14/5/75

( گریه حضرت آدم )

وقتی که حضرت آدم (ع) از بهشت بیرون شد از کاری که کرده بود و از فراق حوا و بهشت، آنقدر گریه کرد، که روی صورتش دو شیار مثل جوی درست شد و اشک چشمش از آن جاری می شد که پرنده ها از آن میآشامیدند.
و تا چهل سال این گریه ادامه داشت، و از کرده خود پشیمان و تائب بود. و توبه کرد. خداوند متعال توبه او را پذیرفت و حضرت جبرئیل (ع) را فرستاد که کلماتی به حضرت آدم (ع) بیاموزد و آن کلمات همان بود که قبلا در عرش دیده بود.
حضرت جبرئیل (ع) به او فرمود: بگو: یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی، یافاطر بحق فاطمه، یامحسن بحق الحسن و (یاذ الاحسان بحق) الحسین منک الاحسان.
وقتی حضرت آدم (ع) به اسم امام حسین (ع) رسید، اشکش جاری شد و قلبش به درد آمد. فرمود:
ای برادر جبرئیل چرا در ذکر پنجمین اسم که حسین است قلبم شکست و اشکم جاری شد؟
حضرت جبرئیل فرمود: ای آدم به این فرزندت مصبتی وارد می شود که تمام دردها و غمها و مصیبتها پیش این ناچیز است؟ حضرت آدم (ع) فرمود: ای برادر آن مصیبت چیست؟ حضرت جبرئیل (ع) واقعه کربلا را برای او می گوید، و میفرماید: او را تشنه و غریب و بیکس و تنها و بی یار و یاور شهید می کنند، ای آدم؛ اگر او را در حالی که می فرمود: واعطشاه، واقلة ناصراه می دیدی... بطوری که تشنگی میان او و آسمان مثل دود حایل شده بود.... هیچکس جواب او را نمی دهد.
مگر با شمشیر و... او را مانند گوسفند از پشت سر ذبح می کنند و مال و کاروانش را بتاراج و غارت می برند... سر او و یارانش را شهر به شهر می گردانند...
حضرت آدم (ع) تا این واقعه را شیند مثل مادری که جوانش را از دست داده بلند بلند گریه کرد.(3)
ای در عزایت آدم و حوا گریسته
یا که ساکنان عالم بالا گریسته
پیمبران مرسل و ذرات کائنات،
از هفت ارض تا به ثریا گریسته
این بس برای غریبیت ای باعث نجات
گبر و یهود و قوم نصاری گریسته
هم ساکنان معبد و هم واقفان دیر
هم جاثلیق پیر کلیسا گریسته
آن ظلمها که شد بتو در دشت کربلا
هم دوست گریه کرد و هم اعدا گریسته
حوران باغ خلد برین تو ای شهید
اندر جنان بهره لعیا گریسته
بر کشته تو ای شه بی غسل و کفن
مجنون وار زینب و لیلا گریسته
ما دام عمر، سیّد سجاد ناتوان
اندر عزات ای شه والا گریسته (4)

( نفرین آدم به یزید )

وقتی که حضرت آدم(ع) به زمین آمد، حضرت حوا(علیهاالسلام) را ندید، ناراحت شد و به دنبال او رفت و اطراف زمین را گشت که مرورش بکربلا افتاد، وقتی که به زمین کربلا رسید، مریض احوال شد و عقب افتاد و سینه اش تنگ و بی جهت به زمین افتاد، اتفاقاً آنجایی که زمین خورد قتگاه حضرت سیدالشهدا(ع) بود و از پای حضرت آدم خون آمد. حضرت ناراحت سرش را بآسمان بلند کرد و عرضکرد: ای خدای من مگر چه گناهی از من سرزده که اینجور ببلاء گرفتار شدم، در حالی که تمام زمین را گشتم اینطور بلایی به من نرسید ولی تا پایم را به این سرزمین گذاشتم، به این بلاها گرفتار شدم مگر این زمین چه زمینی است؟!
خطاب رسید: ای آدم هیچ گناهی از تو سر نزده، لیکن اینجا سرزمین کربلاست سرزمینی است که فرزندت حسین را بدون هیچ گناهی می کشند، و این خونی که از پای تو جاری شد بخاطر اینستکه با خون حسین موافقت کند و با او هم پیمان گردی. حضرت آدم(ع) عرض کرد: آیا حسین پیغمبر است؟
خطاب رسید: خیر، ولیکن نوه پیغمبر اسلام حضرت محمد(ص) است.
عرض کرد: قاتل و کشنده او کیست؟
فرمود: قاتلش یزید است و او را لعن کن.
حضرت آدم چهار مرتبه او را لعن کرد و چند قدمی که رفت بکوه عرفات رسید و حوا را پیدا کرد.(5)
میسوزم و زسوزش جان ناله می کنم
در قلبم آتشی است از آن ناله می کنم
در ماتم خزان زده گلهای پرپری
چون بلبلی زپرده جان ناله می کنم
دارم خبر زنای گلوی بریده ای
زین رو چو نی به آه و فغان ناله می کنم
آثار طبع من نبود شعر ساده ای
با اشک و خون دیده حسان ناله می کنم(6)