کرامات العباسیّه «معجزات حضرت ابالفضل العباس بعد از شهادت»

نویسنده : علی میرخلف زاده

مقدمه

الحمدلله رب العالمین و العاقبة لاهل التقّوی و الیقین، الصلوة والسلام علی اشرف الانبیاء و المرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد، صلی الله علیه و آله المعصومین، الذین اذهب الله عنهم الرجس و طهّرهم تطهیرا، سیّما، ناموس الدهر و ولی الامر روحی و ارواح العالمین له الفدا.
ای امیری که علمدار شه کرب و بلائی - اسد بیشه صولت،پسر شیر خدائی
به نسب پور دلیر علی آن شاه عدو کش - به لقب ماه بنی هاشم و شمع شهدائی
یک جهان صولت و پنهان شده در بیشه تمکین - یک فلک قدرت و تسلیم به تقدیر قضائی
من چه خوانم به مدیح تو که خود اصل مدیحی - من چه گویم به ثنای تو که خود عین ثنائی
بی حسین آب ننوشیدی و بیرون شدی از شط - تویَمِ فضل و محیط ادب و بحر حیایی
در اینجا چون دلم گرفته است و دوست دارم با آن حضرت مناجات و راز و نیاز کنم، اکتفا می کنم به زیارت آن بزرگوار که آقا امام صادق(ع) فرمود:
سلام خدا و سلام فرشته های مقرب خدا و تمام انبیاء و رسول پروردگار و بندگان صالح و شایسته حق و تمام شهدای راه خدا و راستگویان با ایمان کامل و نفسهای پاک و پاکیزه و نیکو سیرت از صبح و شب همه بر تو باد، ای فرزند امیرالمؤمنین ((ع)).
گواهی میدهم، که حضرتت مقام تسلیم و تصدیق و وفاداری و خیر خواهی را نسبت به آقا حضرت اباعبدالله الحسین(ع) که فرزند پیغمبر (ص) و سبط برگزیده او، و رهبر دانای خلق، و وصّی پیغمبر (ص) و رساننده حکم خدا (و ارکان و حقایق احکام دین) به مردم، آن امام مظلوم، و جفا کشیده از ظالمان را، به حد کمال رسانیدی.
پس خدا از طرف پیغمبر (ص) و امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین صلوات الله علیهم، بهترین و بالاترین جزا و پاداش و صله و مژدگانی را بتو عطا فرماید. و بواسطه آن صبر و تحمّلی که در آن مصائب و سختیهایی که در یاری برادرت کشیدی دار سعادت آخرت و نیکو برای تو باد.
خدا لعنت کند آن کسانیرا که حق ترا گرامی نداشتند و از روی جهل و نفهمی هتک حرمت کردند.
خدا لعنت کند آن کسانیرا که بین شما و آب قرار گرفتند و نگذاشتند شما آب را به تشنگان حرم حسین برسانی.
گواهی میدهم، که شما مظلوم کشته شدی و آنچه را که خداوند متعال وعده (به شهیدان راه حق) داده محققاً بتو عطا می فرماید.
ای فرزند امیرالمؤمنین من بزیارت شما آمده ام، و بر شما وارد شده ام و قلبم تسلیم امر شماست و تابع فرمان شما هستم و از پیروان شمایم و برای شما مهّیا شده ام تا آن وقتیکه فرمان و حکم خدا بظهور سلطنت شما فرا رسد که او بهترین حکم کنندگان است، پس من با تمام قوا با شما هستم، نه با دشمنان شما.
من بشما (خاندان رسالت و امامت ایمان دارم و ببازگشت شما نیز) ایمان دارم، و از دین و آئین دشمنان و قاتلان شما بیزارم، خدا بکشد امتی را که با دست و زبان شما را کشتند و بشما ظلم کردند.
سلام بر تو ای بنده شایسته حق و ای مطیع امر خدا و حضرت رسول (ص) و حضرت امیرالمؤمنین(ع) و حضرت امام حسن(ع) و امام حسین(ع).
سلام و رحمت و برکات خدا و مغفرت و رضا و خشنودی خدا بر روح و بر جسم شما باد.
گواهی میدهم و خدا را شاهد می گیرم که تو از دنیا با مقام رفیع شهادت رحلت کردی.
مثل شهدای بدر و دیگر جهاد کنندگان در راه خدا که همه خیر خواه دین خدا بودند و بر علیه دشمنان خدا جهاد کامل کردند و با دوستان خدا و دفاع کنندگان از محبان خدا منتهای نصرت و یاری را کردند.
خدا بشما بهترین و بیشترین و کاملترین پاداش را عنایت فرماید که تا بحال با آن کسانیکه بعهدش وفا کرده اند و دعوتش را اجابت فرموده اند و از ولی امر حق و خلفای الهی اطاعت نموده اند عطا فرماید.
گواهی میدهم که تو ای اباالفضل نهایت کوشش را در نصحیت (امت ظالم) کردی، و کمال جد و اهتمام را در راه دین خدا (و یاری آقا امام حسین(ع)) ادا نمودی. تا آنکه خدا شما را به مقام رفیع شهدا مبعوث فرمود، و روح پاکت را با ارواح پاک سعادتمندان عالم محشور و از بهترین منازل بهشت و نیکوترین غرفه بهشتی عطا فرماید و نام شریفت را در عالم بلند گرداند و با پیغمبران و صادقان در ایمان و شهیدان و صالحان که اینها بهترین رفیقانند محشور فرماید.
گواهی میدهم که شما هیچ سستی و کوتاهی در احیا دین نکردی و در کار خودت که عمری در راه رضای حق بوده صرف نمودی با بصیرت و حجت از جهان در گذشتی و همیشه در اعمالت اقتداء بصالحان و پیروی از رسولان خدا کردی.
پس خدا بین ما و شما بزرگوران و بین حضرت رسول و اولیاء و دوستان خدا، در منزلهای بهشتی که اهل خضوع و تقوی هستند جمع گرداند زیرا خدا مهربانترین مهربانان عالم است.
خدایا بر محمد و آل محمد (علیهم السلام) درود بفرست و در این مکان گرامی و مشهد معظم و شهر بزرگ، گناهی از من باقی مگذار و تمام گناهانم را بحرمت این شهید راه خدا ببخش و بیامرز و هم و غم مرا برطرف ساز، تمام مرض و دردهایم را شفا عنایت فرما، و هر عیب و عاری که دارم پرده پوشی فرما، و رزقم را وسیع ساز و از هر ترس و خوف و هراس و بیم مرا ایمنی کامل ببخش، پریشانیهایم را همه اصلاح فرما و غایبین و مسافرین مرا محفوظ بدار و دیدارشان را نزدیک فرما و تمام حاجتهای دنیا و آخرتم را که رضای تو و صلاح من و آنست، روا فرما، ای مهربانترین مهربانان عالم.
سلام بر تو ای اباالفضل العباس فرزند رشید امیرالمؤمنین(ع).
سلام بر تو ای فرزند سیّد جانشینان عالم.
سلام بر تو ای فرزند اول کسیکه اسلام اختیار کرد و در رتبه ایمان بر همه امت تقدم و برتری داشت و در دین خدا از همه کس پایدارتر و در حفظ اسلام از همه مراقبتش بیشتر بود.
گواهی میدهم که تو در راه خدا و رسول و برادرت حضرت امام حسین(ع) خیره خواه بودی و امت را نصیحت و پند دادی، در وفاداری کوتاهی نکردی، و بهترین و نیکوترین برادر بودی و با آقا امام حسین(ع) در تحمل مصائب و شدائد مساوات و مواسات نمودی.
خدا لعنت کند امتی را که شما را هتک حرمت کردند و خون شما را ریختند و حرمت اسلام را حلال شمرده، شما (در وفا به برادرت امام حسین(ع)) بهترین صبرها را فرمودی، و در شدائد تحمل، و در جهاد و حمایت و نصرت، دفاع کامل از حریم برادر نمودی و امر پروردگارش را اطاعت کردی و در راه آن حضرت فداکاری نمودی، و ثواب بزرگ نصرت و یاری را دریافت فرمودی، چون دیگران رو گردانیدند، ولی تو مشتاقانه شتافتی و ثواب عظیم و نام نیکو در دو عالم دریافتی و خدایت در بهشت نعیم با پدران بزرگوارت ملحق گرداند.
خدایا من خود را مهیّا به زیارت اولیاء و دوستان تو نموده ام به اشتیاق ثواب و بامید مغفرت و لطف و احسان بزرگ تو، از تو در خواستم این است که بر محمد و آل محمد (ص) درود بفرستی و بواسطه آنها همیشه روزی مرا وسیع گردانی و زندگانیم را در دو عالم پایدار و خوش بگردانی و زیارتم را به شفاعتشان بپذیری و حیاة طیبّ (زندگی خوش در بهشت ابد) نصیبم فرمائی و مرا در صف اهل کرامت درج فرمائی و از آن خوبان و سعادتمندان که وقتی از زیارت مشهد شهر محبان و دوستانت باز میگردند، رستگار، و حاجت روا شده، و مستوجب قطعی آمرزش گناه شده اند و عیوب و زشتیهایشان را مستور فرمودی و هم و غمشان را برطرف گردانیده ای (از آنان) قرارم بدهی زیرا تو (ای خدا) اهل تقوی و مغفرتی.
حجت اللَّه که جهان حاجت از او می جوید
بابی انت و امّی بر او می گوید
سزد ارمات شود عالم از این رتبه و شأن
آقا امام زین العابدین (ع) فرمود:
خدا رحمت کند عمویم حضرت عبّاس (ع) را که بتحقیق ایثار و جانبازی نمود و جنگ نمایانی فرمود، و خود را فدای برادرش (حسین (ع)) ساخت تا اینکه دستهایش قطع شد.
و خداوند در مقابل آن (مثل عمویش حضرت جعفر طیار) دوبال به او عنایت کرد تا با آنها با (ملائکه)، در بهشت پرواز کند.
و همانا حضرت عباس (ع) نزد خداوند تبارک و تعالی منزلتی عظیم دارد که همه شهداء در روز قیامت بر او غبطه می خورند و تمنای مقامش را می نمایند.
جای دارد که شهیدان همگی غبطه خورند
بمقامی که تو را داده خداوند کریم
بهر هر یک همه جنّت موعود کم است
گر کنند اجر تو را بین شهیدان تقسیم
نه پیمبر نه وصیّیی نه امام و معصوم
گوئیا با همه در رتبه شریکی و سهیم
روز قیامت وقتی که کار بر مردم سخت میشود، آقا حضرت رسول الله (ص) حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) را به محضر حضرت زهرا (علیهاالسلام) بخاطر حضور در مقام شفاعت، می فرستد.
حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) میفرماید: ای فاطمه! از اسباب شفاعت چه چیزی نزد شما هست؟ و چه چیزی ذخیره کردی برای امروز که بزرگترین جزع و فزع و ناراحتی و اضطراب در آن است؟
حضرت زهرا (علیهاالسلام) می فرماید: دو دست قطع شده فرزندم عباس، برای امروز ما را کفایت می کند.
فردا نبود شفیع ما را
جز دست ز تن جدای عباس
آقا جان یا اباالفضل من چه بگویم، در جایی که امام حسین عزیز قرآن و دین، بفرماید: «بنفسی انت یا اخی، جانم به فدایت ای برادر.»
گفت جایی که امامت به فدایت جانم
به چه امید و چه رو، من کنمت جان تقدیم
فضائل و مناقب و کرامات شما آنقدر زیاد است که من عاجزم از گفتار آن:
یک دهن خواهم به پهنای فلک
تا که مدحش را کنم رشک ملک
بنده حقیر این نوشته ها را که بنام «کرامات العباسیه (ع)» است به ساحت مقدّس امام زمان (ع) تقدیم می نمایم، باشد که ثواب آن بروح برادر شهیدم شیخ احمد میرخلف زاده عائد و واصل گردد.
قم مقدّس: آشیانه آل محمّد (ص) حقیر درگاه
اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السّلام
علی میرخلف زاده
18 ذیحجه 1419 مصادف با سالروز انتصاب
ولایت مطلقه و عید غدیر خم

( برای سلامتی پسرش یک چشم داد )

«پسرم به بیماری شدید و بی علاجی مبتلا شد»، کلیه معالجات بی نتیجه ماند و دکترها او را جواب کردند.
جگر گوشه ام داشت از دستم می رفت از همه جا مایوس شده و امیدم قطع بود. به «سقّا خانه رفتم و گیسویم را به پنجره سقاخانه بستم» و عرض کردم: «یا حضرت عباس یک چشمم را بگیر و پسرم را به من برگردان».
با دل شکسته اشکها ریختم تا عاقبت با توسل به «حضرت عباس(ع)» خداوند متعال فرزندم را شفا داد.
صدهزار بار شکر.
وقتی حرفهایش تمام شد دوباره اظهار داشت آری، یک چشمم را دادم و پسرم را گرفتم.
راست هم می گفت: یک چشمش را از دست داده بود(1)
گر دهی عاشق خود را تو پناهی گاهی
ببری از دل غمگین وی آهی گاهی
تو ابوالفضلی و کار تو بود فضل و کرم
رحم کن بر دل من ای که تو ماهی گاهی
لطف پیش آر و جفا کم کن و خاری بردار
از دل عاشق احوال تباهی گاهی
خسروان را بجهان رسم چنین بوده و هست
که نوازند گدائی به نگاهی گاهی
چه شود گر ز عطوفت، نظری بنمایی
بدل غم زده چشم براهی گاهی(2)

( بیمار کبدی )

«یکی از بانوان خانواده مبتلا به بیماری کبدی شد» و نظر پزشکان این بود که باید جراحی شود.
زیارت کربلا نصیبم شد، در حرم مطّهر «حضرت عباس(ع)» متوسل به حضرتش شدم و عرض کردم: «یا حضرت عباس شما جوانمرد هستید، هر کس به شما متوسل شود خدای متعال حاجتش را روا می کند و من هم شفای بیمارم را از شما می خواهم.»
وقتی که به تهران مراجعت کردم دیدم آن بانو را مرخص کرده اند، در روز عمل، جراحش اظهار داشته بود: «نمی دانم چطور شده که کیسه صفرای این بیمار خالی شده است؟
بحمدلله از توسل به حضرت عباس(ع) نتیجه کامل گرفتم و آن بانو هنوز حالش خوب است.(3)
بهترین مرتبه حضرت عباس علی (ع)
اینکه سالار و علمدار شه کرببلاست
دردهائی که نباشد بجهان درمانش
بخدا نام ابوالفضل بر آن درد دواست
یا ابوالفضل توئی آنکه بفردای جزا
فخر زهرا بتو و دست تو در نزد خداست
هر که امروز بود چاکرش از جان (صابر)
یاورش لطف ابوالفضل بفردای جزاست(4)