فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

شیوه زندگی امام مهدی (ع)

اما پیرامون شیوه زندگی آن حضرت، هنگام قیام و ظهور او و روش حکم کردن او و نشانه هایی که خداوند برای او آشکار می نماید، نیز روایات بسیار آمده است که در اینجا به ذکر چند نمونه می پردازیم:
1 - (مفضل بن عمر می گوید: از امام صادق (ع) شنیدم فرمود:
(وقتی که خداوند اجازه خروج به حضرت قائم (ع) دهد او بالای منبر رود و مردم را به قبول امامت خود، دعوت نماید و آنان را به خدا سوگند دهد و به (ادای) حق خویش، بخواند. آن حضرت همچون کردار و روش رسول خدا (ص) با مردم رفتار نماید، جبرئیل (ع) به فرمان خدا، نزد او آید و در کنار حجر اسماعیل (در کنار کعبه) با آن حضرت ملاقات نماید و به او بگوید: (مردم را به چه راهی دعوت می کنی؟.
حضرت قائم (ع) خط و راه خود را به او خبر دهد آنگاه جبرئیل به آن حضرت می گوید: (من نخستین شخصی هستم که با تو بیعت می کنم، دستت را باز کن، پس جبرئیل دستش را به دست آن حضرت (به عنوان بیعت) بگذارد و بیش از سیصد و ده نفر (یعنی 313 نفر) مرد از مردان مخصوص به حضور آن حضرت آیند و با او بیعت کنند، او در مکه می ماند تا یارانش تکمیل می شوند، سپس از مکه به سوی مدینه حرکت می نماید.
2 - (محمد بن عجلان می گوید: امام صادق (ع) فرمود: (هنگامی که حضرت قائم (ع) قیام کند، مردم را از نو به سوی اسلام دعوت می کند، به چیزی (یعنی اسلام حقیقی که) کهنه شده و بسیاری از مردم از آن گم و دور گشته اند، هدایت می نماید و او را از این رو (مهدی نامند که مردم را به روشی که از آن دور و گمراه شده اند، هدایت می کند و او را از این رو (قائم می نامند؛ چون بر اساس حق و اجرای حق قیام کند.

این کتاب (متن عربی) به یاری خدا و توفیق نیک او، در همینجا به پایان رسید و تنظیم و تعلیق این کتاب در تاریخ ساعت آخر روز دوشنبه بیست و چهارم ربیع الاول سال 682 هجری قمری پایان یافت. این کتاب، در 11 صفر سال 982 هجری قمری نوشته شد و آن را کمترین خدمتگذار اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) ابوالخیر محمد بن عیسی رفیع الامامی به تحریر چاپ آراست و با خط خود نوشت.

و بعد (متن عربی) این کتاب به خط کمترین خدمتکار علماء، حاج عبدالرحیم بن مرحوم ابوالفضل افشاری زنجانی در نیمه شعبان سال 1393 هجری قمری برابر با 1352 شمسی، نگارش یافت.(201) الحمد لله اولا و آخرا
(پایان

...................) Anotates (.................
1) وصیتنامه سیاسی - الهی رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی (ره)، ص 25 (چاپ اول).
2) بعضی تولد وی را در 29 ماه رمضان 648 نوشته اند.
3) این شهر، غیر از حله ای است که نزدیک حویزه واقع شده و نیز غیر از حله ای است که بین بصره و اهواز قرار گرفته.
4) علی العلیاری التبریزی، بهجةالآمال، ج 3، ص 225.
5) علی العلیاری التبریزی، بهجةالامال فی شرح زبدة المقال، (ط جدید)، ج 3، ص 224 - 225. شیخ عباس قمی، فوائد الرضویه، ص 126.
6) بهجةالامال، ج 3، ص 233.
7) الشیخ محمد بن الحسن (الحرالعاملی) امل الامال، ج 2، ص 81.
8) الکنی والالقاب، ج 2، از منشورات مکتبةالصدر، ص 477 - 478.
9) فوائدالرضویه، ص 128.
10) بهجةالامال، ج 3، ص 223.
11) بهجةالامال، ج 3، ص 217.
12) فوائد الرضویه، ص 127. سفینةالبحار، ج 2، ص 228. گفتار علما و محققین دیگر، در شأن علامه حلی (ره) در بحار، ج 1، از صفحه 203 تا 206 آمده است.
13) بحار، ج 1، ص 206.
14) رجال ابن داوود، ج 2، ص 119.
15) الکنی والالقاب، ج 2، ص 478.
16) فوائد الرضویة، ص 106.
17) بهجةالامال، ج 3، ص 225 - 226. فوائد الرضویة، ص 126. بحار، ج 1، ص 207.
18) تألیفات علامه در این کتاب ذکر شده است.
19) امل الآمل، ج 2، ص 81. بهجةالامال، ج 3، ص 218 - 223. در کتاب بحار، ج 1، ص 207 تا 209 نام پنجاه کتاب از تألیفات علامه حلی ذکر شده است.
20) بهجةالامال، ج 3، ص 227.
21) بهجةالامال، ج 3، ص 232.
22) مشروح این جریان در کتاب الغدیر، ج 6، ص 178 - 180 آمده است.
23) سوره نور، آیه 61.
24) بهجةالآمال، ج 3، ص 228 - 232 به نقل از ملا محمد تقی مجلسی، در کتاب شرح من لایحضره الفقیه.
25) سوره بقره، آیه 156 - 157.
26) بهجةالامال، ج 3، ص 234: به نقل از: مولا محمد تقی مجلسی، در کتاب شرح من لا یحضره الفقیه. بحار، ج 1، ص 210.
27) اقتباس از: بهجةالامال، ج 3، ص 236.
28) اقتباس از: دارالسلام عراقی، ص 7.
29) بهجةالامال ج 3، ص 232.
30) فوائد الرضویة، ص 127. سفینةالبحار، ج 2، ص 228.
31) الکنی والالقاب، ج 3، ص 16. بحار، ج 1، ص 227.
32) فخرالمحققین، ایضاح الفوائد فی شرح القواعد، ج 1، مقدمه: صفحه (ی) و (یب) - علامه مجلسی، بحار، ج 1، ص 227.
33) الکنی والالقاب، ج 2، ص 479.
34) وسایل الشیعه، ج 5، ص 274.
35) وسائل الشیعه، ج 8، ص 513.
36) سوره شوری، آیه 23.
37) وسائل الشیعة، ج 11، ص 556.
38) وسائل الشیعه، ج 11، ص 556.
39) جامع احادیث الشیعة، ابواب المقدمات، باب 1، ج 7.
40) سوره بقره، آیه 159.
41) سفینة البحار، ج 1، ص 63.
42) این مطلب به حضرت عیسی (ع) نیز منسوب است. (سفینة البحار، ج 1، ص 292).
43) ایضاح الفوائد، ج 4، ص 752. الکنی والالقاب، ج 2، ص 478.
44) حاج آقا بزرگ طهرانی، الذریعه، ط اسلامیه، ج 21، ص 3، شماره 3669 - بنابراین، علامه حلی این کتاب را در سن 34 سالگی تألیف کرده است (مترجم).
45) الذریعه، ج 1، ص 510 و ج 3، ص 442.
46) حضرت امیر مؤمنان علی (ع) در روز 13 رجب، ده سال قبل از بعثت، در مکه چشم به جهان گشود و در شب 21 رمضان سال 40 هجری، در سن 63 سالگی به شهادت رسید (مترجم)
47) فاطمه بنت اسد در سالهای اول هجرت در مدینه از دنیا رفت و قبرش در مدینه در (روحاء است (مترجم)
48) سوره مائده، آیه 55.
49) شرح این مطلب در کتاب احقاق الحق، ج 2، ص 399 تا 410 آمده است.
50) طبق قرائن تاریخی، این جریان در سه سال اول بعثت بوده و بعضی می گویند در سال دوم بعثت بود.
51) سوره شعراء، آیه 214.
52) در این وقت علی (ع) حدود دوازده سال داشت.
53) یعنی همه آنان قوی هیکل بودند و حضرت در ظاهر، کوچک و ناتوان به نظر می آمد.
54) این جریان در روز 18 ذیحجه، سال دهم هجرت واقع شد.
55) سوره طه، آیه 29 - 35.
56) سوره طه، آیه 36.
57) سوره اعراف، آیه 142.
58) مدارک متعدد بیانگر آن است که: آن حضرت را در محراب مسجد، در حالی که نماز می خواند ضربت زدند. در اینجا به ذکر چند مدرک می پردازیم: کشف الغمه، ج 2، ص 63. امالی طوسی، ج 9، ص 650. بحار، ج 41، ص 205 و 206.
59) گرچه بنی عباس در ظلم و جنایت، کمتر از بنی امیه نبودند، ولی در آغاز تا حدودی ظواهر را حفظ می کردند.
60) یا: هنگامی که مردم برای بیعت، در حضور علی (ع) اجتماع کردند.
61) این دو شعر از (احیحة بن جلال می باشد که در نصیحت پسرش سروده است، و علی (ع) در مورد فوق به آن تمثل نمود.
62) در بعضی از نسخه ها، به جای واژه (حیاته واژه (حبائه (یعنی من عطا و احسان به او را می خواهم...) آمده است.
63) این شعر از شعرهای (عمرو بن معدی کرب است که (با قیس بن مکشوح مرادی دوست بود و بعد بینشان اختلاف شد و قیس نسبت به او دشمنی می کرد، ولی (عمرو به او احسان می نمود، در این وقت، (عمرو شعر فوق را گفت.
ظاهراً منظور از مصرع دوم این است که: (من عذرم را بر او تمام کردم و او دیگر هیچ گونه بهانه ای برای کشتن من ندارد، جز هوای نفس و خبث باطن.
64) جعدة بن هبیره، خواهرزاده علی (ع) بوده؛ زیرا مادرش ام هانی خواهر علی (ع) بود، او فردی بسیار شجاع بود و علاقه وافری به علی (ع) داشت و حاضر بود جانش را فدای آن حضرت کند، از این رو در تاریخ آمده: علی (ع) به امام حسن (ع) وصیت کرد که برای من چهار قبر تهیه کن تا کسی محل دفن مرا نداند: 1 - در مسجد 2 - در رحبه 3 - در غری (نجف) 4 - خانه جعدة بن هبیره. (اسدالغابه، ج 2، ص 285. سفینة البحار، ج 1، ص 158).
65) اینها نه نفر از فراریان و باقیماندگان خوارج بودند که از جنگ نهروان گریخته بودند.
66) اعتکاف، عبادت مخصوصی است که در مسجد جامع در ایام مخصوصی انجام می شود، روزه گرفتن سه روز و بیرون نیامدن از مسجد در این سه روز، از شرایط آن است.
67) چنانکه قبلا ذکر شد مطابق مدارک متعدد، از جمله کشف الغمه، ج 2، ص 63 (که مؤلفش علی بن عیسی اربلی، در سال 693 ه. ق.) وفات کرده، حضرت علی (ع) در محراب عبادت، هنگام نماز، ضربت خورد.
68) در مورد سرنوشت قطام، مطابق نقل بحارالانوار (ج 42، ص 298) مردم پس از کشتن ابن ملجم، به سوی قطام رفتند و او را قطعه قطعه کردند و در پشت کوفه، بدنش را آتش زدند و خانه اش را ویران نمودند. و در مورد اشعث، بعضی نوشته اند وی چهل روز بعد از شهادت علی (ع) از دنیا رفت و بعضی فوت او را سال 42 هجری قمری دانسته اند.
69) چنانکه این حکم در آیه قصاص، سوره مائده، آیه 45 آمده است.
70) بعضی گویند: چنین دستوری از امام بعید است و بسیاری از بزرگان محدثین از نقل آن دوری کرده اند، گفته اند که امام علی (ع) از سوزاندن و مثل کردن جسد ابن ملجم، نهی نمود.
نگارنده گوید: حضرت علی (ع) چنانکه در نهج البلاغه نامه 47 آمده از مثله (بریدن گوش و بینی و اعضاء) ابن ملجم نهی کرده و فرموده بر او یک ضربت بزنید تا در برابر ضربتی باشد، ولی در مورد سوزاندن جسد چنین فردی، طبق بعضی از روایات، حضرت علی (ع) به آن دستور داد (بحار، ج 42، ص 288).
71) این شاعر، فرزدق بوده است (صواعق المحرقه، ص 132).
72) فرزندان رشید علی (ع) به مبارزه پیگیر خود با هارون - که طاغوتی بزرگ بود - ادامه می دادند و او را به عنوان سلطان ستمگر و منحرف، معرفی می کردند و در حقیقت این شیوه را از پیامبر (ص) و علی (ع) آموخته بودند، ولی هارون حیله گر، با این تعبیرات، فریبکاری می کرد (مترجم).
73) این جریان در اواخر سال 35 هجری، بعد از قتل عثمان، در مسجدالنبی (ص) در مدینه اتفاق افتاد و مدت خلافت آن حضرت، چهار سال و نه ماه و چند روز بود.
74) منظور، آیه 39 سوره رعد است که می فرماید: یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب؛ خدا هرچه بخواهد محو و هرچه را خواهد اثبات می کند و اصل کتاب، مشیت اوست.
75) ظاهراً منظور از این جمله این است که هنگام رحلت من، نزد من است و قرب مرا از همه چیز مقدم می دارد و در حالی که دیگران به جای دیگر رفته اند او از من جدا نمی شود.
76) منظور این است که دشمنی با علی (ع) نشانه ناپاکی معنوی و پست فطرتی و دوستی با او نشانه پاکی معنوی و خوش فطرتی است و گرنه هر قومی در مذهب خود، قانون نکاح دارد که اگر طبق آن باشد، حلال زاده به حساب می آیند و اگر طبق آن نباشد، حرام زاده اند.
77) بحارالانوار، ج 27، ص 156، روایت 30، باب پنجم.
78) سوره شعرا، آیه 214.
79) یعنی همه آنان درشت اندام بودند و من در ظاهر، کوچک و ناتوان به نظر می آمدم.
80) سوره بقره، آیه 207.
81) منظور پیمان صلح در (حدیبیه است که با این اعلان برائت، شکسته می شود.
82) حدیث برائت با عبارات مختلف در کتب اهل تسنن مانند:ذخائر العقبی، ص 69. مسند احمد حنبل، ج 3، ص 212 و ج 1، ص 150 و خصائص نسائی، ص 28 و تفسیر ابن کثیر، ج 2، ص 322 و... آمده است.
83) توضیح بیشتر اینکه: این اعلان برائت، در حقیقت قطعنامه بسیار تند و قاطع بر ضد مشرکان و هرگونه بت پرستی بود که توسط علی (ع) در سرزمین منا خوانده شد که در چهار موضوع خلاصه می شد:
1 - الغای پیمان مشرکان.
2 - عدم حق شرکت آنان در مراسم حج در سال آینده.
3 - ممنوعیت ورود مشرکان به خانه خدا.
4 - ممنوعیت طواف افراد برهنه که تا آن زمان بین مشرکین رایج بود (این امور از آیات آغاز سوره برائت و روایات استفاده می شود).
84) این جنگ در روز جمعه 17 رمضان سال دوم هجرت واقع شد.
85) سوره انفال، آیه 5 - 6.
86) سوره انفال، آیه 47.
87) سرزمین (بدر بین مکه و مدینه قرار گرفته و به مکه نزدیکتر است.
88) در مورد یاری سه هزار فرشته از مسلمین در سوره آل عمران، آیه 125، سخن به میان آمده است آنجا که می فرماید: اذ تقول للمؤمنین الن یکفیکم ان یمدکم ربکم بثلاثة آلاف من الملائکة منزلین.
(ای رسول! به یاد آر آنگاه که به مؤمنین گفتی: آیا خداوند به شما مدد نفرمود که سه هزار فرشته به یاری شما فرستاد؟.
89) و کفی الله المؤمنین القتال و کان الله قویا عزیزا، (سوره احزاب، آیه 25)
90) مطابق بعضی از روایات، در همان آغاز جنگ احد، نه نفر از پرچمداران دلاور دشمن که از خاندان بنی عبدالدار بودند و یکی از آنان غلامشان بود همه به دست علی (ع) کشته شدند. اولی آنان (طلحة بن ابی طلحه بود که او را (کبش الکتیبه (قوچ و سردار ستون دشمن) می نامیدند.
(تفسیر برهان، ج 1، ص 31 - سیره ابن هشام، ج 1، ص 14 - کحل البصر، ص 88).
91) این شخص به نام (غرور که از دلاوران پرجرأت یهود بود، همراه جمعی توطئه سری برای ترور پیامبر (ص) داشت و به دنبال آن، تیری به خیمه رسول خدا (ص) که در سرزمین (بنی حطمه برپا بود، انداخت و تیر به خیمه اصابت کرد، پیامبر (ص) دستور داد خیمه را از آنجا کندند و به دامنه کوهی بردند (ارشاد مفید، ج 1، ص 82).
92) ظاهراً بنی نضیر، درست است که در شعر اشتباهاً بنی قریضه آمده است.
93) تعداد نفرات سپاه دشمن بالغ بر ده هزار نفر، متشکل از احزاب مختلف کفر بود در حالی که تعداد مسلمین از سه هزار نفر تجاوز نمی کرد.
94) سوره بقره، آیه 251.
95) در اینجا علاوه بر اینکه به جایگاه خاص علی (ع) در میدان ایثار، شجاعت و قوت قلب پی بردیم و نقش او را در تقویت اسلام و سرکوبی کفر و کافران دریافتیم به شجاعت و مقام ویژه جابر بن عبدالله انصاری نیز پی بردیم که او در چنان وضع خطیری، از نزدیک نظاره گر و گزارشگر صحنه نبرد بود و به روشن بینی و سطح عالی شناخت جابر نیز دست یافتیم که به راستی چه تشبیه جالبی کرد و چه آیه مناسبی را در شأن علی (ع) شاهد مثال آورد، با توجه به اینکه جالوت طاغوت گردنکشی بود و سپاه عریض و طویلی داشت، ولی داوود (ع) که یکی از سربازان جوان طالوت، برگزیده اشموئیل پیامبر (ع) بود با ساده ترین سلاح (قلاسنگ) جالوت را کشت. (شرح این ماجرا را می توانید در تفسیر نمونه، ج 2، از ص 165 به بعد مطالعه کنید).
96) بعداً حارث، پدر (جویریه، قبول اسلام کرد و از پیامبر (ص) خواست دخترش را برگرداند، پیامبر (ص) به حارث فرمود: (نزدش برو و او را مخیر کن، هرچه را خودش برگزید، مورد قبول ماست، پدر نزد او رفت و اصرار کرد که به قبیله خود بپیوندد، ولی او گفت: (من خدا و پیامبر (ص) را برگزیده ام، پدرش از او مأیوس شد. (ارشاد مفید، ج 1، ص 105).
97) از جمله اینکه پیامبر (ص) در برابر چون و چرای نماینده قریش فرمود: (سر جای خود بنشیند وگرنه مردی را که قلبش به ایمان آزمایش شده به سوی شما می فرستم تا گردنهای شما را بزند. بعضی از حاضران عرض کردند آیا این مرد ابوبکر یا عمر است؟ فرمود: (نه بلکه او کسی است که در حجره، کفش مرا وصله می کند، مردم شتابان به سوی حجره رفتند دیدند علی (ع) کفش آن حضرت را تعمیر می نماید، (ارشاد مفید، ج 1، ص 109).
98) خیبر سرزمین حاصلخیز در 32 فرسخی شمال مدینه، دارای هفت قلعه و بالغ بر بیست هزار سکنه یهودی بوده، پیامبر با 1600 نفر با روش غافلگیرانه وارد این سرزمین شد تا این آخرین کانون ضد اسلامی را تحت حکومت اسلام درآورد، مسلمین قلعه های آنان را یکی پس از دیگری فتح کردند و برای فتح قلعه (وطیح و (سلالم بین یهود و مسلمین درگیریهای شدیدی رخ داد و ده روز طول کشید، سرانجام علی (ع) پرچم را به دست گرفت و موجب پیروزی کامل مسلمین گردید.
99) سوره نصر، آیه 1 - 2.
100) پیامبر (ص) روز دهم ماه رمضان، سال هشتم هجرت همراه ده هزار نفر مسلمان مسلح به سوی مکه حرکت کردند و مکه را به محاصره خود در آوردند و سپس آن را فتح نمودند.
101) سوره فتح، آیه 27.
102) فجعلوا یذرقون و الله کما تذرق الحباری.
103) سوره اسراء، آیه 81.
104) حنین نام سرزمینی در نزدیکی طائف است و چون این جنگ در آنجا واقع شد به آن (جنگ حنین می گویند، پس از فتح مکه جنب و جوشی برای شورش بر ضد مسلمین در مناطق هوازن و ثقیف شروع شد، پیامبر (ص) با سپاه اسلام برای سرکوبی شورشیان به سوی سرزمین (حنین روانه شدند، قبیله هوازن در شکافها و تنگه های دره حنین، در کمین مسلمین بودند، صبح هنوز هوا تاریک بود که مسلمین به آن سرزمین رسیدند، ناگهان از ناحیه دشمن غافلگیر شدند به طوری که پا به فرار گذاردند پیامبر (ص) و عده ای در صحنه ماندند و بعد با فریاد عباس (عموی پیامبر (ص)) کم کم مسلمین بازگشتند.

105) سوره توبه، آیه 25.
106) سوره توبه، آیه 26.
107) یعنی: (اگر شما حامل سوره بقره و دریافت کننده دستورات این سوره هستید، در این سوره تأکید فراوان به استقامت و وفاداری به عهد و پیمان شده، رشته عهد خود را پاره نکنید و به فرمانهای الهی در سوره بقره (در آیات 191 - 192 و 246 و...) گوش فرا دهید.
108) بعضی می نویسند: دشمن با دادن شش هزار اسیر و 24 هزار شتر و چهل هزار گوسفند و 852 کیلو نقره پا به فرار گذاشت. پیامبر (ص) دستور داد همه را به (جعرانه ببرند و افرادی را برای حفاظت آنها گمارد و اسیران را در خانه های مخصوص جای دادند و دستور داد تا همه غنایم در آنجا باشد تا پس از مراجعت از جنگ طائف، به تقسیم آنها بپردازد. (فروغ ابدیت، ج 2، ص 757).
109) او (حرقوص بن زهیر نام داشت که پایه گذار خوارج شد، بعد از جنگ نهروان، علی (ع) فرمود: (گردش کنند ببینند او کشته شده است؟. جسد پلید او را پیدا کردند و هلاکت او را به علی (ع) خبر دادند، فرمود: (الله اکبر! من به پیامبر (ص) نسبت دروغ نداده ام سپس از اسب پیاده شد و سجده شکر بجا آورد.(اقتباس از تتمة المنتهی، ص 21).
110) علی (علیه السلام) در راهپیمایی، تاکتیک خاصی به کار برد، شبها راه می رفت و روزها پنهان می شد و می خواست با رعایت پنهانکاری، به طور ناگهانی بر دشمن حمله کند و آنان را غافلگیر نماید.
111) شاید به خاطر اینکه صدای آنان به گوش دشمن نرسد و یا به طمع خوردن علف، اخلالی در سرعت حمله، به وجود نیاید.
112) پنج آیه آغاز سوره از این قرار است: والعادیات ضبحا فالموریات قدحا فالمغیرات صبحا فاثرن به نقعا فوسطن به جمعا (سوگند به اسبهای دونده و نفس زننده که بر اثر برخورد سم آنها به سنگها، برق از آنها می جهد و صبحگاهان برق آسا بر دشمن حمله می کنند و با حرکت سریع خود، ذرات گرد و غبار را در فضا می پراکنند و دشمن را در حلقه محاصره قرار می دهند.
113) که مسیح، خداست یا از خدا جدا نیست.
114) دهه آخر ذیحجه سال نهم هجرت - بعضی تعداد نفرات این هیأت را شصت نفر دانسته اند - (مجمع البیان، ج 2، ص 451).
115) سوره آل عمران، آیه 59 - 61.
116) مباهله (بر وزن مبارزه) در اصل از (بهل (بر وزن اهل) گرفته شده و به معنای رها کردن است و گاهی به معنای هلاکت و دوری از خدا آمده، از این رو که هلاکت همان رها کردن بنده و واگذار نمودن او به خودش می باشد و در عرف متداول، آیه به معنای نفرین کردن دو نفر به یکدیگر است تا خداوند عذابش را بر اهل باطل بفرستد و حق از باطل، مشخص گردد.
117) با توجه به اینکه هر هفت مثقال طلای شرعی، ده درهم است، هر چهل درهم معادل چهار مثقال است (مترجم).
118) متن صلحنامه در کتاب ارشاد مفید (ترجمه شده)، ج 1، ص 157 آمده است.
119) سوره یونس، آیه 35.
120) سوره بقره، آیه 247.
121) سوره عبس، آیه 31.
122) سوره فاطر، آیه 18.
123) توضیح اینکه: سه نفر، هشت نان را به طور مساوی خورده اند و چون هشت، قابل قسمت (بدون باقیمانده) بر سه نفر نیست، هشت را در سه ضرب می کنیم، حاصل ضرب آن 24 می شود؛ یعنی هر نان را سه قسمت به حساب می آوریم، در نتیجه هریک از این سه نفر، دو نان و دو سوم یک نان را خورده اند، بر این اساس، به صاحب سه نان از هشت درهم، یک درهم داده می شود و به صاحب پنج نان، هفت درهم داده می شود و هر دو به حق خود رسیده اند.
124) سوره آل عمران، آیه 49.
125) سوره قمر، آیه 45.
126) به این ترتیب، هزار نفری که علی (ع) فرموده بود، همانگونه شد، نه یک نفر کم و نه یک نفر زیاد.
127) سوره فتح، آیه 29.
128) اسماعیل بن محمد حمیری معروف به (سید حمیری از شاعران آزاد، برازنده و پرکار شیعه در زمان امام صادق (ع) بود، امام صادق (ع) در دیداری به او فرمود: (مادرت تو را (سید نامید و تو توفیق آن را یافتی، تو سید شاعران هستی.
نقل می کنند: او 2300 قصیده در شأن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) سرود یکی از قصاید او قصیده فوق است که به قصیده (مذهبه معروف است و عالم بزرگ علم الهدی سید مرتضی شرحی بر آن نوشته است.
ابن شهر آشوب در کتاب (معالم العلماء نقل می کند: مروان بن ابی حفصه این قصیده را شنید، هر شعری از آن را که می شنید، می گفت: (سبحان الله! این سخن چقدر شگفت آور است! (سفینةالبحار، ج 1، ص 336).
129) در مورد بازگشت خورشید، بعضی آن را از نظر علمی (و انتظام در منظومه شمسی) چنین ترسیم کرده اند: خداوند توده عظیم و فشرده ابر را در فضا (در همان نقطه ای که وقتی خورشید قرار می گرفت، نشان دهنده وقت عصر بود) قرار داد، خورشید از پشت کوه به آن تابید و نور آن از توده فشرده ابر بر زمین تابید و روز را همچون وقت عصر نشان داد، علی (ع) نماز عصر را خواند، سپس بی درنگ آن توده ابر، رد شد و خورشید ناپدید گشت و در ظاهر چنین تصور می شد که خورشید بازگشته و پس از دقایقی، غروب نموده است (والله اعلم) و روشن است که ایجاد توده فشرده ابر و تابش خورشید بر آن و نشان دادن وقت نماز عصر، سپس غروب غیرعادی خورشید در آن وقت که علی (ع) به دستور پیامبر (ص) دعا کرده، همه و همه معجزه است. درباره حدیث (ردالشمس و اسناد آن از طرق سنی و شیعه و مطالبی دیگر، به کتاب: الغدیر، ج 3، ص 126 - 140 مراجعه شود.
130) این حدیث در کتب اهل تسنن از جمله در کتاب: الصواعق المحرقه، ج 3، ص 126 آمده است.
131) در پاورقی های گذشته به این نکته اشاره شد.
132) حدیث برگشتن خورشید برای حضرت (یوشع در کتاب الغدیر، ج 3، ص 130 آمده است.
133) بنابراین، شش نفر از برادران امام حسین (ع) در کربلا به شهادت رسیده اند و با خود امام حسین (ع) هفت نفر از فرزندان علی (ع) در کربلا شهید شدند.
134) این کودک، بر اثر حمله منافقان به خانه حضرت علی (ع) و سوزاندن در، و فشار دادن آن، و قرار گرفتن حضرت زهرا (س) در بین فشار در و دیوار، سقط شد (مترجم).
135) و بعضی تولد آن حضرت را در سال دوم هجرت دانسته اند. (اصول کافی، ج 1، ص 461).
136) ظاهراً منظور از این وصیت، همان است که در نهج البلاغه، نامه 31 آمده است. مجموع آن پانزده صفحه که به راستی جهانی از عرفان، اصول معارف، برنامه های سیاسی، اخلاقی و اجتماعی در آن دیده می شود (نهج البلاغه، صبحی صالح، ص 391).
137) چنانکه در آیه 33 سوره احزاب به این مطلب تصریح شده است.
138) سوره شوری، آیه 23.
139) روح و روان دلاور و پاک تو شاد باد ای ابن عباس! و ای دانشمند و مفسر کبیر قرآن! و ای مظلوم حق کشی های تاریخ، به راستی که تو در آن جو ظلم زده، سخن حق را گفتی و ستمگران را سرزنش کردی و به حمایت از حریم خاندان نبوت و امامت برخاستی و با زبان برنده و کوبنده و بیدار کننده خود، درس وفاداری و دفاع را به ما آموختی، ما در این قرن پانزدهم هجرت به عنوان حقشناسی از تو و حقگوییهای تو، تقدیر و تشکر می کنیم (مترجم).
140) مشهور این است که آن حضرت در روز سوم شعبان به دنیا آمد. و در مورد سال تولد او بعضی نقل می کنند که در سال سوم هجرت بوده است (اصول کافی، ج 1، ص 463). و در روز عاشورای سال 61 ه.ق. در سن 57 سالگی به شهادت رسید.
141) سبط در اصل به معنای درختی است که دارای یک ریشه است و شاخ و برگهای بسیار دارد و در فارسی به معنای نوه می باشد و بیشتر به نوه دختری گفته می شود (مجمع البحرین و فرهنگ عمید - سبط).
142) ظاهراً منظور از بیعت رسول خدا (ص) با حسن و حسین (علیهماالسلام) این است که: آن حضرت شایستگی آنان را برای امامت، پذیرفت و وفای خود را در قبول امامت آنان، به انجام رساند و در مجموع، توصیه به این بیعت کرد و بیعت آنان را امضا نمود که بر اساس صحیح است.
143) سوره انسان، آیه 8 - 12.
144) چنانکه این موضوع در آیه 19 از سوره مریم آمده است.
145) برای اطلاع بیشتر به کتاب: وسائل الشیعه، ج 10، ص 318 تا 340 مراجعه شود.
146) منظور از آیه (ذوی الارحام آیه 75 سوره انفال است که خداوند می فرماید: ... و اولوا الارحام بعضهم اولی ببعض فی کتاب الله... (و خویشان نسبت به یکدیگر (از دیگران) در کتاب (و قانون) خدا سزاوارترند.
147) منظور از جریان حضرت زکریا، اشاره به آیات 5 و 6 از سوره مریم است که از زبان زکریا خطاب به خدا آمده است که: و انی خفت الموالی من ورائی و کانت امرأتی عاقرا فهب لی من لدنک ولیا یرثنی و یرث من آل یعقوب واجعله رب رضیا.
(و من از بستگان بعد از خودم بیمناکم و همسرم نازاست، تو به قدرتت، جانشینی به من ببخش که وارث من و آل یعقوب باشد و او را مورد رضایتت قرار ده.
148) یکی از آن روایات، روایت (ثقلین است که پیامبر (ص) فرمود: (من در میان شما دو یادگار گرانمایه می گذارم: قرآن و عترتم که اگر به این دو تمسک کنید، هرگز گمراه نخواهید شد.
149) حدیث لوح در کتابهای مختلف از جمله در اصول کافی (چاپ آخوندی، جلد اول، صفحه 525 تا 529) آمده است و آن صحیفه ای است که جابر بن عبدالله انصاری آن را از حضرت زهرا (س) به دست آورده و به امام باقر (ع) رسانده است و در آن، نامه ای از خدا به پیامبر (ص) است که تصریح به امامت دوازده امام (علیهم السلام) شده است.
150) مطابق روایات، هنگامی که امام حسین (ع) از مدینه به سوی مکه خارج شده بود به کربلا آمد و به شهادت رسید، هنگام خروج از مدینه مقداری کتاب و چیزهای دیگر و وصیت خود را به (ام سلمه سپرد و به او فرمود:
(هرگاه بزرگتر فرزندم نزد تو آمد و اینها را درخواست نمود به او بده و او امام بعد از من است.
و بعد از شهادت امام حسین (ع) تنها امام سجاد (ع) آن امانتها را از ام سلمه طلبید و او آنها را به امام سجاد (ع) داد (شرح از کتاب غیبت شیخ طوسی).
151) این حدیث از آغاز تا پایان، در اصول کافی، ج 1، ص 525 آمده است.
152) یعنی علما و دانشمندان در حضور هیچ کسی مانند حضور امام باقر (ع) فروتن و حقیر نیستند.
153) که یکی از کارگزاران بنی امیه، او را به شهادت رساند (ارشاد مفید).
154) سوره قصص، آیه 5.
155) جمله (خیر البریة در آیه 7 سوره بینه آمده است می فرماید:
ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریة (و آنان که به خدای یکتا ایمان آوردند و نیکوکار شدند، آنان به حقیقت بهترین جهانیان هستند.
156) ولی بنابر مشهور، شهادت او در 25 ماه رجب سال 183 اتفاق افتاد.
157) زیرا وقتی (محمد امین روی کار آید، قطعاً استادش (جعفر بن محمد بن اشعث را روی کار خواهد آورد و جعفر، طبق سوابقی که با برمکیان دارد، از آن افرادی است که دولت برمکیان را از صفحه روزگار برمی اندازد.
158) و این نیز از نیرنگهای سالوسگرانه و تزویر حکومت جنایتکارانه هارون الرشید و یحیی برمکی (وزیر او) بود که می خواستند با این هیاهو و فریبکاری، افکار را متوجه امور دیگر نمایند و جنایت بزرگ خود را بپوشانند، ولی آنان کور خوانده بودند و خون جوشان این امام بزرگوار تا ابد رویشان را سیاه کرد و برای آنان در دنیا و آخرت لعنت ابدی آورد.
159) به این ترتیب، آن امام مظلوم در زندان، آخرین پیامش را داد که از راه پاک، کسب روزی کنیم و حتی در کفن و دفن، از ستمگران یاری نجوییم و از افراد پاک، استمداد نماییم.
160) مطابق بعضی از روایات، امام هشتم حضرت رضا (ع) جنازه امام کاظم (ع) را به خاک سپرد.
161) آخر ماه صفر.
162) عمر شریف آن حضرت به طور دقیق، 54 سال و سه ماه و نوزده روز بود.
163) سوره بقره، آیه 30.
164) بنابراین، طبق سنت الهی، همیشه باید در زمین خلیفه خدا وجود داشته باشد که او امام بر مردم است.
165) در روایتی از امام صادق (ع) آمده است که فرمود: جفر سرخ و سفید نزد ماست. وقتی از آن حضرت خواسته شد توضیح دهد، فرمود: جفر سرخ ظرفی است که اسلحه رسول خدا در آن است و هنگام ظهور قائم (ع) بیرون آید، و جفر سفید ظرفی است که تورات و انجیل و زبور و سایر کتابهای آسمانی قبل از اسلام در میان آن است. (ارشاد مفید، ج 2، ص 180).
166) با توجه به اینکه آقای (فلان از دوستان حضرت رضا (ع) بود.
167) حضرت رضا (ع) حدود 55 سال عمر کرد (از سال 148 تا 203 هجری) 35 سال آن در زمان پدرش بود (از 148 تا 183 هجری) و بیست سال دارای مقام امامت بود (از سال 183 تا 203) و در 35 سالگی به مقام امامت رسید و در سال دویست هجری، مأمون (خلیفه هفتم عباسی) او را از مدینه به خراسان آورد، بنابراین حدود 17 سال بعد از پدر در مدینه بود و آن حضرت در 29 صفر سال 203 در خراسان به شهادت رسید، بنابراین، حدود سه سال در خراسان بود و در مجموع با پنج سال آخر، عمرش را در عصر خلافت مأمون عباسی گذراند.
168) سهل پدر فضل و حسن، مجوسی بود و بعد به دست (یحیی بن خالد برمکی قبول اسلام کرد، بعداً یحیی برمکی، فضل، پسر سهل را خادم مأمون قرار داد و کم کم (فضل بن سهل و حسن بن سهل جزء اصحاب خاص مأمون و رجال کشور او قرار گرفتند تا آنجا که (حسن بن سهل منشی مخصوص مأمون شد و زمانی حاکم عرب از طرف مأمون گردید، و (فضل بن سهل (ذوالریاستین (وزیر کشور و وزیر جنگ) مأمون شد، با توجه به اینکه حسن وفضل، ساخته و پرداخته و دست پرورده برمکیان بودند و همین فضل بن سهل موضوع ولایت عهدی را به حضرت رضا (ع) پیشنهاد کرد، ولی بعداً مأمون بر او غضب کرد، (غالب دائی مأمون، او را (در شعبان سال 203) در حمام سرخس به قتل رساند. (در این باره به تتمةالمنتهی و عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 159 و 165 - مراجعه شود).
169) بعضی می نویسند: آن حضرت دارای پنج پسر و یک دختر بوده که عبارت بودند از:
1 - محمد تقی (ع) 2 - حسن 3 - جعفر 4 - ابراهیم 5 - حسین 6 - عایشه (در این باره به کشف الغمه و فصول المهمه، ص 346 مراجعه شود).
170) هفدهم ماه رمضان یا شب نیمه ماه رمضان و بعضی تولد آن حضرت را در روز جمعه پانزدهم رجب دانسته اند. (اعلام الوری، ص 329).
171) منظور از این فرزند، امام جواد (ع) است.
172) چنانکه در آیه 30 از سوره مریم آمده است که: عیسی (ع) در گهواره گفت: انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا؛ من بنده خدایم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر نموده است.
173) در متن کتاب از این درخت به عنوان (نبقه یاد شده است که میوه اش شبیه عناب است قبل از آنکه کاملا قرمز گردد. (در کتاب المنجد آمده: (نبقه میوه درخت سدر است).
174) لازم به تذکر است که طبق بعضی از روایات، حضرت جواد (ع) توسط همسرش ام الفضل به دستور معتصم (هشتمین خلیفه عباسی) مسموم شد و به شهادت رسید و مسعودی در کتاب (اثبات الوصیه می گوید: معتصم و جعفر بن مأمون، ام الفضل را برای مسموم نمودن امام جواد (ع) تحریک کردند. (شرح این مطلب در منتهی الآمال، ج 2، ص 233 تا 234 آمده است).
175) سوره حجرات، آیه 12.
176) چنانکه گفته شد، نوشته آن نسخه ها، تصریح امام جواد (ع) به امامت امام هادی (ع) بود.
177) قبلا در مورد «مباهله» سخن گفتیم که عبارت است از: نفرین کردن دو نفر یا دو گروه، همدیگر را برای اثبات ادعای هریک از دو نفر یا دو گروه که اگر ادعای هرکدام باطل است، خداوند عذابش را بر مدعی باطل بفرستد و او را نابود کند.
178) ضمناً از این تراژدی غم انگیز به دست آوردیم که امامان و شیعیانشان چقدر مظلوم بودند و تا چه اندازه در فشار سانسور دژخیمان طاغوتهای عباسی بودند که برای ابراز مطلب حق، آن همه پنهانکاری می کردند.
179) چنانکه در آیه 12 از سوره مریم می خوانیم، خداوند می فرماید:
یا یحیی خذ الکتاب بقوة و آتیناه الحکم صبیاای یحیی! کتاب خدا را با قوت بگیر و ما حکمت را در کودکی به او دادیم.
180) چنانکه در آیه 29 و 30 از سوره مریم آمده: عیسی (ع) در حالی که کودک بود و در گهواره قرار داشت زبان گشود و گفت:
انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا؛ (من بنده خدایم که به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر قرار داده است.
181) این روایات، در کتاب (منتخب الاثر آمده است.
182) دوران زندگی حضرت مهدی (ارواحنا له الفداء) در سه دوره تقسیم می گردد:
- دوره کودکی از سال 255 تا 260.
- دوره غیبت کوتاه (صغرا) از سال 260 تا 329.
- دوره غیبت طولانی (کبرا) از سال 329 تا ظهور و نهضت جهانی آن حضرت.
وقتی که در سال 260 هجری، امام حسن عسکری (ع) رحلت کرد، امام زمان (ع) از نظرها پنهان شد (و غیبت صغرا به پیش آمد و تا نیمه شعبان سال 329، چهار نفر از فقهای ربانی به ترتیب از ناحیه آن حضرت تعیین شده و واسطه بین او و مردم گردیدند، این چهار نفر را که (نواب اربعه خوانند عبارتند از:
الف - (عثمان بن سعید عمری (متوفای سال 300 هجری).
ب - (محمد بن عثمان که پنج سال عهده دار نیابت خاص بود و به سال 305 وفات کرد.
ج - (حسین بن روح (متوفای شعبان 326 ه. ق.)
د - (علی بن محمد سمری که در نیمه شعبان سال 329 از دنیا رفت.
183) سوره قصص، آیه 5 و 6.
184) سوره انبیاء، آیه 105.
185) از علامه مجلسی (ره) نقل شده که منظور از دو مسجد، یا مسجد مکه و مدینه، یا مسجد کوفه و سهله و یا مسجد سهله و صعصعه است.
186) شاید منظور این باشد که اگر بر اثر جمعیت زیاد، بوسیدن حجرالاسود، بسیار دشوار است، واجب نیست آن را ببوسند، بلکه به آن اشاره کنند.
187) ظاهراً منظور، شط دجله نزدیک سامرا، محل سکونت حضرت مهدی (ع) می باشد.
188) شیخ مفید (ره) می گوید: این واژه (غریم رمزی بین شیعه بوده که از قدیم به خاطر تقیه و حفظ جان خود از دشمن، آن را می گفتند و منظورشان از آن، حضرت مهدی (ع) بود (ارشاد مفید).
189) ظاهراً منظور از سوگند به طلاق زن، این باشد که سوگند یاد کرد که هرگاه بدهکاریم را نپردازم، همسرم را طلاق دهم.
190) منظور از (اسدی، محمد بن ابی عبدالله، جعفر بن محمد بن عون اسدی کوفی: یکی از سفرای حضرت مهدی (عج) است.
191) فارس بن حاتم بن ماهویه قزوینی از دروغگویان و غلات مشهور و از فتنه انگیزان بدعتگذار بود و مردم را به مذهب فاسد خود دعوت می کرد. امام هادی (ع) به (اباجنید دستور داد تا فارس بن حاتم را به قتل برساند و امام حسن عسکری (ع) خون او را هدر دانست و بهشت را برای قاتل او ضامن گردید، سرانجام (اباجنید آن ملعون را با ساطور کشت. (سفینةالبحار، ج 1، ص 356).
192) ناگفته نماند که در سفینةالبحار از (جنید به (اباجنید یاد شده است.
193) اثبات الهداة، ج 7، ص 168.
194) بحار، ج 52، ص 301.
195) شرح، در اعلام الوری، ص 429.
196) در روایتی از امام صادق (ع) به 120 ماده از علایم ظهور، اشاره شده است (بحار، ط جدید، ج 52، ص 254 به بعد).
197) یکی از طاغوتهای پلید و مقدس نمایی که با سپاهش به جنگ حضرت مهدی (ع) می آید و در شام شکست خورده و به هلاکت می رسد.
198) سوره شعراء، آیه 4.
199) سوره بقره، آیه 155.
200) مترجم گوید: گاهی شنیده می شود که بعضی می گویند: یکی از علایم ظهور، جنگ جهانی سوم است، گرچه این عنوان در روایات نیامده، ولی می توان از بعضی از متون، نظیر آن را استفاده کرد، به عنوان نمونه در روایات آمده: در محضر امام صادق (ع) سخن از ظهور حضرت قائم (ع) به میان آمد، آن حضرت فرمود: لا یکون هذا الامر حتی تذهب ثلثا الناس؛ این موضوع تحقق نمی یابد تا دو سوم مردم، نابود شوند.
شخصی پرسید: در این صورت، کسی باقی نمی ماند؟
امام صادق (ع) فرمود: (آیا شما نمی خواهید که جزء باقیماندگان (گروه سوم) باشید؟، (اکمال الدین، ج 2، ص 656).
و نیز از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمود: (در آستانه ظهور حضرت قائم، دو مرگ وجود دارد: 1 - مرگ سرخ با شمشیر (و جنگ) 2 - مرگ سفید به وسیله بیماری طاعون. و گسترش مرگ به اندازه ای است که از هر هفت نفر، پنج نفر می میرند.
و امام علی (ع) فرمود: (مهدی (ع) وقتی خروج می کند که یک سوم مردم جهان می میرند و یک سوم آنان در جنگ کشته می شوند و یک سوم، باقی می مانند، (شرح در کتاب: الامام المهدی، من المهد الی الظهور، تألیف سید محمد کاظم قزوینی، ص 398)
201) ترجمه این کتاب، در دهه پرمیمنت فجر، دهمین سال انقلاب پرشکوه اسلامی در ایران، در دهه آخر بهمن سال 1367 برابر با آغاز ماه رجب 1409 هجری قمری پایان یافت.