فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

دلیل عقل بر صدق امامت حضرت مهدی (ع)

یکی از دلایل، دلیل عقل است و عقل با استدلال صحیح حکم می کند که در هر زمانی حتماً نیاز به وجود امام معصوم (از گناه و خطا) است که کامل باشد و در علوم و احکام، نیاز به کسی نداشته باشد؛ زیرا محال است برای مکلفین، زمانی وجود داشته باشد که آنان دارای حجتی نباشند تا در پرتو او به صلاح نزدیک شوند و از تباهی دور گردند و همه مستضعفان (آنان که دستشان به جایی نمی رسد و مظلوم واقع شده اند) نیاز به کسی دارند که ستمگران و جنایتکاران را تأدیب کند، سرکشان را از نافرمانی به راه راست سوق دهد و آنان را از طغیان باز دارد، آموزگار نادان و هشیار کننده غافلان و ترساننده گمراهان و برپا دارنده حدود الهی و رساننده احکام باشد، صاحبان اختلاف و ستیزه جویان را از دیگران جدا سازد، نصب کننده فرمانروایان، نگهبان مرزها از گزند دشمن، حافظ اموال، پاسدار اساس اسلام باشد، مردم را در جمعه ها و عیدها به گرد هم آورد.
و دلایل استوار، ثابت می کند که چنین فردی با این ویژگیها، باید از هرگونه لغزش، معصوم باشد؛ زیرا او به اتفاق (آراء) از امام، بی نیاز است و چنین شخصی بدون شک، باید، دارای مقام عصمت باشد و قطعاً چنین فرد ممتازی باید با تصریح (پیامبر و امامان) ثابت گردد و دارای معجزات و نشانه های صدق باشد، تا او را از دیگران جدا نموده و مشخص گرداند.
و این اوصاف و ویژگیها در هیچ کس وجود نداشت، جز در آن کسی که اصحاب امام حسن عسکری (ع) امامت او را بعد از امام حسن عسکری (ع) ثابت کردند و او پسر آن حضرت است که حضرت مهدی (ع) می باشد چنانکه گفتیم و این دلیل عقلی یک اصل پابرجایی است، که با وجود آن نیازی به روایات و نصوص و تعداد اخبار نیست؛ زیرا خود این دلیل عقلی، امامت آن حضرت را ثابت می کند.
البته روایات بسیاری نیز وارد شده که به امامت فرزند امام حسن عسکری (ع) صراحت دارند و این روایات آنچنان است که هیچ عذری باقی نمی گذارد و این بنده به خواست خدا، به ذکر قسمتی از آن روایات با کمال اختصار - همچون سابق - می پردازم.

روایات و مسأله امامت حضرت مهدی (ع)

روایاتی که به طور اجمال و تفصیل بیانگر امامت حضرت صاحب الزمان، امام دوازدهم حضرت مهدی (عج) از ائمه اهل بیت (علیهم السلام) رسیده بسیار است که در اینجا، قسمتی از آنها خاطرنشان می گردد:
1 - (ابوحمزه ثمالی می گوید: امام باقر (ع) فرمود: (خداوند متعال محمد (ص) را به سوی جن و انس (به عنوان پیامبر آنان) فرستاد و بعد از او، دوازده نفر وصی (برای او) قرار داد، که بعضی از آنان از دنیا رفته اند و بعضی مانده اند و هریک از آن دوازده وصی دارای سنت و برنامه مخصوص به خود است، روش اوصیایی که بعد از رسول خدا (ص) آمدند و می آیند همچون اوصیا حضرت مسیح (ع) است که دوازده تن بودند و امیر مؤمنان علی (ع) (در زهد و عبادت و ساده زیستی) همچون حضرت مسیح (ع) بود.
2 - (حسن بن عباس از امام جواد (ع) و او از پدرانش تا امیر مؤمنان علی (ع) نقل می کند که رسول خدا (ص) فرمود:
آمنوا بلیلة القدر فانه ینزل فیها امر السنة وان لذلک الامر ولاة من بعدی علی بن ابیطالب واحد عشر من ولده.
(به شب قدر معتقد شوید؛ زیرا در شب قدر، کار (تقدیرات) سال فرود می آید و برای آن کار، بعد از من زمامدارانی هست که عبارتند از: علی ابن ابی طالب و یازده نفر از فرزندانش.
3 - امیر مؤمنان علی (ع) به ابن عباس فرمود: (شب قدر در هر سالی، وجود دارد و در آن شب، کار (و تقدیرات) همه سال فرود آید (و مشخص گردد) و برای این کار، بعد از رسول خدا (ص) زمامدارانی می باشد.
ابن عباس عرض کرد: (آن زمامداران کیانند؟
امام علی (ع) فرمود: (من و یازده نفر از صلب من هستند که آنان امامانی می باشند که فرشتگان با آنان همسخن شوند.
4 - در حدیث (لوح، آمده که جابر بن عبدالله انصاری می گوید: (به حضور حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) دختر رسول خدا (ص) رفتم، در نزد او لوحی (صفحه ای) بود که نامهای اوصیا و امامان از فرزندان او در آن (نوشته شده) بود، آنان را شمردم یازده نفر بودند، آخری آنان حضرت قائم (ع) از فرزندان فاطمه (سلام الله علیها) بود نام سه نفر از آنان (محمد و نام سه نفر از آنان (علی) بود.
5 - (ابوهاشم جعفری می گوید: به امام حسن عسکری (ع) عرض کردم: (جلالت و هیبت شما مرا از سؤال کردن از شما باز می دارد اجازه می دهی از شما سؤالی کنم؟
فرمود: (سؤال کن.
عرض کردم: ای آقای من! آیا فرزند داری؟
فرمود: آری.
عرض کردم: اگر برای تو پیش آمدی شد (و از دنیا رفتی) در کجا از آن فرزند سؤال کنم؟
فرمود: (در مدینه.
6 - (عمرو اهوازی می گوید: امام حسن عسکری (ع) فرزندش را به من نشان داد و فرمود: (هذا صاحبکم بعدی؛ بعد از من این است صاحب و امام شما.
7 - (عمری می گوید: (امام حسن عسکری (ع) از دنیا رفت و فرزندی از خودش بجای گذاشت.
8 - (ابوالقاسم جعفری می گوید: (از امام هادی (ع) شنیدم می فرمود: جانشین من حسن است و حال شما درباره جانشین بعد از او چگونه است؟
عرض کردم: قربانت شوم! از چه نظر؟
فرمود: (شما شخص او را نمی بینید و ذکر نامش برای شما روا نیست.
عرض کردم: پس چگونه او را یاد کنیم؟
فرمود: بگویید: (الحجة من آل محمد؛ حجت از خاندان محمد (ص).

اینها روایات اندکی از نصوص بسیار بر امامت امام دوازدهم (ع) بود، که از ائمه اهل بیت (علیهم السلام) نقل شده است و روایات در این راستا بسیار است که حدیث شناسان شیعه، آنها را در کتابهای خود تدوین و تنظیم کرده اند، یکی از آنها که به طور مشروح، آن احادیث را در کتابی جمع آوری نموده است (محمد بن ابراهیم، ابوعبدالله نعمانی است که در کتاب خود به نام (الغیبة (غیبت نعمانی) آن روایات را آورده است، بنابراین، در این کتاب نیازی به ذکر آنها به طور مشروح نیست.

چند نمونه از دیدار کنندگان امام مهدی (عج)

1 - (محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر که پیرمردترین فرزندان رسول خدا (ص) در عراق بود، می گوید:
(فرزند امام حسن عسکری (ع) را بین دو مسجد دیدم که آن وقت کودک بود.(185)
2 - (موسی بن محمد (نوه امام موسی بن جعفر (ع)) می گوید:
(حکیمه دختر امام جواد (ع) و عمه امام حسن عسکری گفت: من حضرت قائم (ع) را در شب ولادتش و بعد از آن دیدم.
3 - (فتح مولی الزراری می گوید: از ابا علی بن مطهر شنیدم که می گفت:
حضرت مهدی (ع) را دیده است و طول قامت حضرت مهدی (ع) را وصف می نمود.
4 - از کنیز ابراهیم بن عبده نیشابوری که از بانوان نیک بوده نقل شده که گفت:
من همراه ابراهیم بر فراز کوه صفا ایستاده بودیم که حضرت مهدی (عج) آمد و سخنانی به ابراهیم فرمود.
5 - از ابن عبدالله بن صالح نقل شده که او حضرت مهدی (ع) را در کنار کعبه مقابل حجرالاسود، دیده است که مردم برای بوسیدن حجرالاسود، هجوم می آوردند و او می فرمود: (مسلمین به این کار (هجوم و کشمکش) مأمور نشده اند.(186)
6 - (ابراهیم بن ادریس از پدرش نقل می کند که گفت:
من حضرت مهدی (ع) را بعد از پدرش امام حسن عسکری (ع) دیدم که به حد بلوغ رسیده بود، دست و سرش را بوسیدم.
7 - (احمد بن نصر می گوید: با عنبری بودم، سخن از جعفر (کذاب) به میان آمد، عنبری از او بدگویی کرد، من گفتم غیر از او (کسی امام بعد از امام حسن عسکری) نیست، عنبری گفت: آری غیر از او هست.
گفتم: آیا او را دیده ای؟.
گفت: نه، ولی غیر از من، او را دیده اند.
گفتم: او کیست که او را (یعنی حضرت مهدی (ع) را) دیده است؟
عنبری گفت: همین جعفر (کذاب) او را دو بار دیده است.
8 - و همچنین از ابونصر، طریف خادم روایت شده که حضرت مهدی (ع) را دیده است.
و نظیر اینگونه روایات بسیار است و در انجام مقصود، همین قدر کفایت می کند، عمده ترین دلیل بر وجود حضرت مهدی (ع) همان دلیل (عقل) است که قبلا گفتیم و بقیه مطالبی که بعد از آن ذکر شد، به عنون تأکید و تأیید آن است و اگر این مطالب را در اینجا نمی آوردیم، ضرری به مقصود نمی زد و دلیل قبل کفایت می کرد.