فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

نمونه ای از معجزات امام هادی (ع)

(خیران اسباطی می گوید: در مدینه به حضور امام هادی (ع) رفتم، به من فرمود: از واثق (نهمین خلیفه عباسی) چه خبر؟
گفتم: او به سلامت است و من نزدیکترین شخصی هستم که با او دیدار کرده و ده روز بیشتر نیست از او جدا شده ام.
امام هادی (ع) فرمود: (مردم مدینه می گویند او مرده است.
عرض کردم: دیدار من با واثق از همه نزدیکتر بوده است.
فرمود: (مردم مدینه می گویند او مرده است.
وقتی که دیدم امام هادی (ع) باز از مردم مدینه سخن گفت، دریافتم که منظور، خودش می باشد.
سپس فرمود: جعفر چه کرد؟ (یعنی متوکل دهمین خلیفه عباسی که پسر معتصم بود چه می کند؟)
گفتم: او در زندان در بدترین حال می باشد.
فرمود: (آگاه باش او اینک خلیفه شده است.
سپس فرمود: (از (ابن زیات (وزیر واثق) چه خبر داری؟
گفتم: مردم با او هستند و فرمان، فرمان اوست.
فرمود: (آگاه باش که این منصب برای او نکبت بود.
سپس سکوت کرد، آنگاه فرمود: (مقدرات و احکام الهی واقع خواهد شد، ای خیران! واثق از دنیا رفت و جعفر متوکل به جای او نشست و ابن زیات نیز کشته شد.
گفتم: فدایت شوم! چه وقت کشته شد؟
فرمود: شش روز بعد از بیرون آمدن تو (از سامرا).
در این راستا، روایات بسیار است و شواهد فراوان می باشد.

احضار امام هادی (ع) از مدینه به پادگان سامرا

مورخین علت انتقال امام هادی (ع) از مدینه به شهر سامرا را چنین نقل می کنند: عبدالله بن محمد (از طرف دستگاه طاغوتی بنی عباس) سرپرست جنگ و عهده دار نماز در مدینه بود، در مورد امام هادی (ع) نزد متوکل عباسی (دهمین خلیفه عباسی) سعایت و بدگویی کرد و تعمد داشت که آن حضرت را بیازارد.
امام هادی (ع) از سعایت و بدگوییهای او نزد متوکل آگاه شد، نامه ای به متوکل نوشت و در آن نامه، آزار رسانی و دروغ بافی عبدالله بن محمد را متذکر شد و خواستار رسیدگی گردید.
وقتی که نامه به دست متوکل افتاد، پاسخ نامه را نوشت و در آن نامه بسیار به امام هادی (ع) احترام نمود و آن حضرت را (در ظاهر محترمانه ولی در باطن برای اجرای سیاست شوم خود) به پادگان سامرا، دعوت کرد.
وقتی نامه متوکل به امام هادی (ع) رسید، ناگزیر آماده شد که از مدینه به سوی سامرا کوچ کند و با یحیی بن هرثمه، مدینه را به قصد سامرا ترک نمود، وقتی که آن حضرت به سامرا رسید، متوکل (ریاکار و سالوس) یک روز مخفی شد و ترتیب داد که آن حضرت به کاروانسرا که گداها در آن منزل می گزیدند وارد گردید، آن حضرت آن روز را در آن کاروانسرا به شب آورد سپس متوکل، خانه ای را در اختیار امام هادی (ع) گذارد.
(به این ترتیب، امام هادی (ع) را از مدینه به سامرا تبعید کرد و او را در یکی از خانه های لشکرگاه (پادگان) تحت نظر نگهداشت که در این صورت طبیعی است که رابطه شیعیان با امام هادی (ع) قطع شده و همه چیز در رابطه با او تحت کنترل قرار می گیرد و سرانجام، آن حضرت به طور مرموزی مسموم شده و به شهادت می رسد).
در مدتی که امام هادی (ع) در سامرا بود، متوکل در ظاهر به او احترام می کرد، ولی در مورد آن حضرت در اندیشه نیرنگ بود که آن را اجرا کند، ولی نتوانست.
بین امام هادی (ع) و متوکل در سامرا، ماجراها و سرگذشتهای بسیار رخ داد که هرکدام نشانه آشکاری بر امامت آن حضرت بود که اگر خواسته باشیم آن جریانها را در اینجا بیاوریم از حدود این کتاب که بنایش بر اختصار است، خارج شده ایم و همین مقدار کافی است.

فرزندان امام هادی (ع)

امام هادی (ع) در (سوم) ماه رجب سال 254 در سامرا چشم از جهان فروبست و جسد مطهرش در همان خانه ای که سکونت داشت، به خاک سپرده شد، فرزندان او عبارتند از:
1 - ابامحمد، امام حسن عسکری (ع) که مقام امامت بعد از امام هادی (ع) به او رسید.
2، 3 و 4 - حسین، محمد و جعفر (کذاب).
5 - عایشه.
امام هادی (ع) ده سال و چند ماه در سامرا (دور از وطن و تحت نظر) بود تا جان به جان آفرین تسلیم نمود و به شهادت رسید.