فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

ویژگیهای زندگی امام جواد (ع)

امام جواد (ع) پس از پدر، به مقام امامت رسید، امام جواد (ع) در ماه رمضان(170) سال 195 هجری در مدینه، چشم به جهان گشود و در ماه ذیقعده (آخر ماه) سال 220 هجری در سن 25 سالگی از دنیا رفت.
مدت خلافت آن بزرگوار به جای پدرش و مدت امامتش بعد از پدرش، هفده سال بود.
مادرش ام ولد بود و (سبیکه نام داشت و از اهالی (نوبه بود.

نمونه هایی از دلایل امامت امام جواد (ع)

روایات بسیاری بیانگر تصریح یا اشاره امام رضا (ع) بر امامت فرزندش امام جواد (ع) است از جمله راویان بزرگی که به نقل اینگونه روایات پرداخته اند عبارتند از:
1 - علی بن جعفر (فرزند امام صادق (ع) و) عموی حضرت رضا (ع).
2 - صفوان بن یحیی.
3 - معمر بن خلاد.
4 - حسن بن جهم.
و جماعت دیگری که به خاطر رعایت اختصار، از ذکر آنان خودداری شد، اینک به چند نمونه از این روایات توجه کنید:
1 - (علی بن جعفر در ضمن گفتاری به حسن بن حسین بن علی بن حسین فرمود:
(خداوند حضرت رضا (ع) را در آن هنگام که برادرها و عموهایش به او ستم کردند، یاری فرمود و پس از ذکر مطالبی، علی بن جعفر می گوید: من برخاستم و دست ابوجعفر محمد بن علی (یعنی امام جواد (ع)) را گرفتم و گفتم:
(گواهی می دهم که تو در پیشگاه خدا، امام هستی. امام رضا (ع) گریه کرد و سپس (به من) فرمود: ای عمو! آیا از پدرم نشنیدی که می فرمود: رسول خدا (ص) فرمود:
(بأبی ابن خیرة الاماء النوبیة...؛ پدرم به فدای پسر بهترین کنیزان از اهل نوبه.(171) پاک سرشتی از فرزندان او (حضرت قائم) است؛ آواره (بیابانها) و طالب خون پدر و جدش، پنهان شده از نظرها (که مدت غیبتش آن قدر طولانی است) که در مورد او گفته می شود از دنیا رفته، یا هلاک شده؟ یا به کدام بیابان و دره ای رفته و ناپدید شده است.
گفتم: فدایت گردم! راست می گویی.
2 - (صفوان بن یحیی می گوید: به حضرت رضا (ع) عرض کردم: قبل از آنکه خداوند ابوجعفر (امام جواد (ع)) را به شما ببخشد، از تو می پرسیدم (که امام بعد از شما کیست؟)؛ در پاسخ می فرمودی: اگر) خداوند به من پسری عطا کند (او امام شماست)، اینک خداوند آن پسر را به شما عنایت فرموده و چشمهای ما را به وجود او روشن فرموده است، خدا آن روز را نیاورد که ما با جای خالی تو مواجه شویم و اگر چنین روزی (یعنی درگذشت شما) پیش آمد، ما به چه کسی مراجعه کنیم؟ (و او را امام خود قرار دهیم؟)
حضرت رضا (ع) با دست اشاره به ابوجعفر (امام جواد (ع)) کرد که در آن هنگام پیش رویش ایستاده بود.
عرض کردم: (فدایت شوم! این پسر، کودکی است که سه سال دارد؟!
فرمود: (سن کم او به امامت او آسیب نمی رساند، عیسی (ع) قیام به حجت (پیامبری) کرد با اینکه کمتر از سه سال داشت.(172)
3 - (معمر بن خلاد می گوید: در محضر حضرت رضا (ع) بودم، سخنی از آن حضرت (در راستای امامت) شنیدم، آنگاه فرمود: (شما چه نیازی (به امام) دارید (و چه کمبودی احساس می کنید؟) این ابوجعفر (اشاره به امام جواد) است که او را جانشین خودم کردم و مقام خود را به او سپردم، ما از خاندانی هستیم که کودکانمان (خصایص امامت) را از بزرگانمان، ارث می برند، همچون یکدیگر (یعنی همانگونه که بزرگسالانمان خصایص امامت را ارث می بردند) بدون هیچ گونه تفاوت.
4 - (حسن بن جهم می گوید: در محضر امام رضا (ع) نشسته بودم، پسرش ابوجعفر (امام جواد (ع)) را خواست او کودک بود آمد، امام رضا (ع) او را در کنار من نشانید و به من فرمود: (پیراهن او را بیرون بیاور، من پیراهن (حضرت جواد را) از تنش بیرون آوردم، امام رضا (ع) فرمود: با دقت بین دو شانه او (جواد (ع)) را ببین، من نگاه کردم، ناگهان چشمم به چیزی شبیه مهر در یکی از شانه هایش افتاد که آن در گوشت فرو رفته بود. آنگاه حضرت رضا (ع) فرمود: (این مهر را می بینی؟ نظیر همین، در شانه پدرم وجود داشت.

یک نمونه دیگر

(قبلا باید توجه داشت که مأمون عباسی، شیفته جمال و کمال امام جواد (ع) شد و دخترش ام الفضل را به همسری او درآورد و بعد، آن حضرت را با احترام، همراه ام الفضل، از بغداد به سوی مدینه روانه کرد) بسیاری از مورخین نقل کرده اند:
وقتی که امام جواد (ع) همراه ام الفضل دختر مأمون (که همسرش بود) از بغداد به سوی مدینه حرکت کردند، در مسیر خود به خیابان (باب الکوفه رسیدند و همراه آن حضرت، جمعیتی بودند که او را بدرقه می کردند، هنگام غروب آفتاب به (دارالمسیب رسید، در آنجا فرود آمد و برای نماز به مسجد رفت، در صحن مسجد، درخت سدری بود که هنوز میوه نداده بود، ظرف آب طلبید و در کنار آن درخت وضو گرفت (که آب وضویش به پای درخت می ریخت) و بعد برخاست و نماز مغرب را با مردم خواند و در رکعت اول بعد از حمد، سوره (نصر را خواند و در رکعت دوم بعد از حمد، سوره (توحید را خواند، سپس قنوت بجا آورد و نماز را به آخر رساند، بعد از نماز اندکی نشست و ذکر خدا گفت و سپس بی آنکه تعقیب نماز را بخواند برخاست و چهار رکعت نماز نافله مغرب را خواند و سپس دو سجده شکر بجا آورد، سپس از مسجد بیرون آمد، وقتی که به آن درخت سدر رسید(173)، مردم دیدند آن درخت دارای میوه های زیبا شده و از این کرامت تعجب کردند و از آن میوه ها خوردند و دیدند شیرین و بدون هسته است.
آنگاه با امام جواد (ع) خداحافظی کردند، آن حضرت همان وقت به سوی مدینه رفت و همچنان در مدینه ماند تا آن هنگام که معتصم (هشتمین خلیفه عباسی) پس از مأمون روی کار آمد و آن حضرت را در آغاز سال 220 هجری به سوی بغداد فراخواند و آن بزرگوار ناگزیر به بغداد آمد و در آنجا بود تا در آخر ماه ذیقعده همان سال 220 از دنیا رفت و بدن مطهرش را در پشت سر جدش امام موسی بن جعفر (ع) (در قبرستان قریش واقع در کاظمین نزدیک بغداد) به خاک سپردند.