فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

ظاهرسازی سندی بن شاهک

پس از شهادت امام موسی بن جعفر (ع) به دستور مخفیانه دستگاه طاغوتی هارون، سندی بن شاهک، جمعی از فقها و بزرگان و رجال بغداد را که در میانشان (هیثم بن عدی نیز بود، نزد جنازه حضرت موسی بن جعفر (ع) آورد، آنان به بدن امام کاظم (ع) نگاه کردند، اثری از زخم و خراش و آثار خفگی در آن ندیدند و سندی بن شاهک از همه آنان گواهی گرفت که امام کاظم (ع) به مرگ طبیعی از دنیا رفته است و آنان نیز این گواهی را دادند.
سپس جنازه امام را از زندان بیرون آورده و کنار جسر بغداد نهادند و اعلام کردند: این موسی بن جعفر (ع) است که از دنیا رفته، بیایید به جنازه اش نگاه کنید.
مردم، گروه گروه می آمدند و با دقت به صورت آن بزرگوار نگاه می کردند و می دیدند که از دنیا رفته است.
گروهی بودند که در زمان زنده بودن امام کاظم (ع) اعتقاد داشتند که او همان (قائم منتظر است و زندانی شدن او را، همان غیبتی می دانستند که از خصوصیات حضرت قائم (ع) است.
یحیی بن خالد دستور داد تا جار بکشند که موسی بن جعفر (ع) مرده است و این جنازه اوست که رافضیان می پندارند او قائم منتظر است و نمی میرد، بیایید به جنازه اش بنگرید.
مردم آمدند و او را دیدند که از دنیا رفته است.(158)

ماجرای دفن جنازه امام کاظم (ع)

جنازه امام موسی بن جعفر (ع) را در قبرستان قریش در (باب التین به خاک سپردند و این قبرستان قدیمی مخصوص بنی هاشم و بزرگان از مردم بود (که اکنون قبر آن حضرت در شهر کاظمین نزدیک بغداد دارای صحن و سراست).
روایت شده: امام موسی بن جعفر (ع) هنگام شهادت، به سندی بن شاهک وصیت کرد که من در بغداد نزدیک خانه (عباس بن محمد دوستی دارم که از اهالی مدینه است، به او بگویید بیاید و عهده دار غسل و کفن من شود.
(سندی بن شاهک می گوید: من از آن حضرت خواستم اجازه دهد تا خودم او را کفن کنم.
حضرت اجازه نداد و فرمود:
انا اهل بیت مهور نسائنا و حج صرورتنا و اکفان موتانا من طاهر اموالنا.
(ما از خاندانی هستیم که مهریه زنانمان و اولین حجمان و کفنهای مردگانمان، از پاکترین اموالمان تهیه می شود.
سپس فرمود: (نزد خودم کفن دارم، می خواهم آن دوستم سرپرست غسل و کفن و دفن من شود.(159)
آن دوست مذکور را حاضر کردند و او این امور را انجام داد.(160)

فرزندان امام کاظم (ع)

امام موسی بن جعفر (ع) دارای 37 فرزند پسر و دختر بود که عبارتند از:
1 - امام علی بن موسی الرضا (ع).
2، 3 و 4 - ابراهیم، عباس و قاسم.
5، 6، 7 و 8 - اسماعیل، جعفر، هارون و حسن.
9، 10 و 11 - احمد، محمد و حمزه.
12، 13، 14، 15 و 16 - عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید و حسین.
17 و 18 - فضل و سلیمان.
19، 20 و 21 - فاطمه کبری، فاطمه صغری و رقیه.
22، 23 و 24 - حکیمه، ام ابیها و رقیه صغری.
25، 26 و 27 - ام جعفر، لبابه و زینب.
28، 29، 30 و 31 - خدیجه، علیه، آمنه و حسنه.
32، 33 و 34 - بریه، عایشه و ام سلمه.
35 و 36 - میمونه و ام کلثوم.
(در کتاب ارشاد شیخ مفید، فرزندی به نام حسن دوبار آمده، بنابر این، مجموع آنها 37 نفر می شوند).