فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

مقام امام حسن و امام حسین (ع) در دوران کودکی

از براهین و نشانه های روشن اوج کمال حسن و حسین (علیهماالسلام) (در دوران کودکی) علاوه بر آنچه در جریان مباهله ذکر شد (که پیامبر (ص) آن دو را که کودک بودند با خود برای مباهله برد) یکی اینکه پیامبر (ص) با آنان (با اینکه کودک بودند) بیعت کرد(142) و آن حضرت در ظاهر با هیچ کودکی غیر از آنان بیعت ننموده است.
دیگر اینکه: آیات قرآن در شأن آنان به خاطر کردار نیکشان بر پیامبر (ص) نازل گردید، با اینکه خردسال بودند و نظیر آن در مورد هیچ کسی نازل نشده است، خداوند در قرآن می فرماید:
و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا انما نطعمکم لوجه الله لانرید منکم جزاء و لا شکورا انا نخاف من ربنا یوما عبوسا قمطریرا فوقیهم الله شر ذلک الیوم و لقیهم نضرة و سرورا - و جزاهم بما صبروا جنة و حریرا.(143)
(آنان (پیامبر، علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السلام)) غذای خود را به خاطر دوستی خدا، به مسکین و یتیم و اسیر می دهند (و می گویند) ما شما را در راه خدا طعام می دهیم، از شما نه پاداشی می خواهیم و نه سپاسگزاری، بی گمان ما از پروردگارمان می ترسیم در روزی که گرفته روی و پریشان باشد، پس خداوند آنان را از شر آن روز نگاه داشت و آنان را شاد و خرم نمود و به خاطر صبر و شکیبائیشان، خداوند بهشت و لباس حریر بهشتی را به آنان پاداش داد.
این گفتار خداوند، شامل حال حسن و حسین (علیهماالسلام) همراه پدر و مادرشان شد و در ضمن بیانگر گفتار آن دو بزرگوار و حالت درونی آنان است و این دو (گفتار، و حالت معنوی) نشانگر آشکار امامت و حجت بزرگ حسن و حسین (علیهماالسلام) بر مردم می باشد، چنانکه قرآن خبر از سخن گفتن حضرت مسیح (ع) در گهواره می دهد.(144) و همین معجزه و نشانه صدق نبوت او بود و حکایت از آن داشت که او در پیشگاه خدا از ویژگی مخصوصی برخوردار است، به خاطر آن کرامتی که بیانگر مقام ارجمند او در پیشگاه خدا و برتری او بر دیگران است. و رسول خدا (ص) با صراحت به امامت امام حسین (ع) و امامت برادرش تصریح کرده است آنجا که فرموده است:
ابنای هذان امامان قاما او قعدا؛ این دو پسرانم، دو امام هستند خواه بپا خیزند (و بجنگند) و خواه بنشینند (و صلح کنند).
و وصیت امام حسن (ع) بر امامت او دلالت دارد، چنانکه وصیت امیر مؤمنان علی (ع) بر امامت امام حسن (ع) دلالت داشت بر اساس وصیت رسول خدا (ص) در مورد امامت امیر مؤمنان علی (ع) بعد از خودش.

امام حسین (ع) در دوران امامت

(پس از شهادت امام حسن (ع) در سال پنجاه هجری، امام حسین (ع) به مقام امامت رسید و امامت او یازده سال به طول انجامید که حدود ده سال آن در زمان خلافت معاویه بود).
امامت امام حسین (ع) پس از شهادت امام حسن (ع) به دلیل آنچه قبلا بیان شد، ثابت است و اطاعت از او بر همه مردم واجب خواهد بود هرچند به خاطر تقیه، مردم را به امامت خود دعوت نکند و بر اساس پیمان صلحی که بین او و معاویه بود، می بایست به آن وفا کند. روش امام حسن (ع) در زمان معاویه همانند روش پدرش امیر مؤمنان علی (ع) بود، در این جهت که علی (ع) با اینکه بعد از رسول خدا (ص) امام برحق بود، خاموش نشست (یعنی جنگ نکرد).
همچنین روش امام حسین (ع) در این دوران، همانند روش برادرش امام حسن (ع) پس از برقراری صلح با معاویه بود که با ترک جنگ و خودداری زندگی می کرد، اتخاذ اینگونه روش - در برهه ای از زمان - به پیروی از روش رسول خدا (ص) بود در آن وقت که آن حضرت در مکه (در شعب ابوطالب توسط مشرکان محصور بود (که ناگزیر شد سه سال یعنی از سال هفتم تا نهم بعثت در آن شعب با خاموشی بسر برد) و یا در ماجرای هجرت و بیرون آمدن از مکه، در غار پنهان شد و خود را از دید مشرکان، پنهان ساخت.

هجرت و جهاد امام حسین (ع)

هنگامی که معاویه (در نیمه رجب سال شصت هجری) از دنیا رفت و دوران صلح (آتش بس) که مانع آن بود تا امام حسین (ع) مردم را به امامت خود دعوت نماید به پایان رسید در محدوده توان و امکانات خود، مسأله رهبری خود را آشکار ساخت و در هر فرصتی برای آگاهی بخشی به ناآگاهان استفاده نمود و رفته رفته یارانی به گرد او آمدند، آنگاه آن حضرت مردم را به جهاد و نبرد (با سلطنت یزید و بنی امیه) دعوت نمود و آماده جنگ شد و با اهل بیت و فرزندان خود از حرم خدا و حرم رسول خدا (ص) (از مکه و مدینه) به سوی عراق رهسپار گردید تا به کمک شیعیانش که او را (به آمدن به کوفه) دعوت نموده بودند، با دشمن جنگ کند.
امام حسین (ص) نخست پسرعمویش (مسلم بن عقیل (ع) را به سوی کوفه فرستاد و او را برای دعوت مردم به جهاد و گرفتن بیعت از مردم برگزید، مردم کوفه با او برای جهاد، بیعت کردند و پیمان وفاداری خود را به او اعلام داشتند و خیرخواهیش را به جان پذیرفتند، ولی طولی نکشید که (وقتی ورق برگشت) آنان بیعت خود را شکستند و دست از یاری او کشیدند و او را تسلیم دشمن نمودند و دشمن (در یک جنگ نابرابر) او را کشت و مردم کوفه از مسلم دفاع ننمودند. سپس (همین مردم اغفال شده) برای جنگ با امام حسین از کوفه خارج شدند، آن حضرت را (در سرزمین کربلا) محاصره کردند و او را از رفتن به شهرها بازداشتند و آنچنان او را در تنگنا قرار دادند که نه راه گریزی داشت و نه یار و یاوری و بین او و آب فرات جدایی انداختند تا اینکه بر او دست یافتند و آن حضرت را (در یک جنگ نابرابر) کشتند و آن بزرگوار در حالی که تشنه لب، مجاهد، شکیبا، مخلص و مظلوم بود به شهادت رسید، بیعتش را شکستند، حریم حرمتش را دریدند و به هیچ وعده او وفا نکردند و هرگونه رشته پیمان با او را گسستند و آن حضرت همچون پدر و برادرش شهید شد.