فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

جریان دردناک شهادت امام حسن (ع)

از جمله روایاتی که پیرامون علت شهادت امام حسن (ع) نقل شده از مغیره است که گفت: (وقتی که ده سال از خلافت معاویه گذشت و تصمیم گرفت تا برای جانشینی پسرش یزید از مردم بیعت بگیرد، برای (جعده دختر اشعث بن قیس (سردسته منافقان) پیام فرستاد که اگر حسن (ع) را مسموم کنی، من تو را به همسری پسرم یزید درمی آورم و صدهزار درهم نیز برای او فرستاد. جعده، امام حسن (ع) را مسموم کرد. معاویه آن مبلغ پول را به او بخشید، ولی او را همسر یزید نکرد، بعداً مردی از خاندان طلحه با او ازدواج کرد و او دارای فرزندانی از جعده شد، وقتی که بین آن فرزندان و سایر قبایل قریش درگیری لفظی می شد، فرزندان جعده را سرزنش می کردند و می گفتند: (یا بنی مسمة الازواج! ای پسران زنی که خوراننده زهر به شوهرانش بود!

وصیت امام حسن (ع)

(عبدالله بن ابراهیم مخارقی نقل می کند: وقتی که امام حسن (ع) در حال احتضار بود، امام حسین (ع) را طلبید و به حسین (ع) فرمود: (برادرم! هنگام فراق است، من به خدای خود می پیوندم، مرا با زهر مسموم نموده اند و جگرم در طشت افتاده است، من آن کس را که به من زهر داد، به خوبی می شناسم و می دانم که این زهر توسط چه کسی فرستاده شد، در پیشگاه خداوند، خودم با او محاکمه می کنم، تو را به حقی که بر گردنت دارم سوگند می دهم که مبادا در این باره سخنی بگویی، در انتظار آنچه خداوند برایم پدید می آورد، باش، وقتی که از دنیا رفتم چشمم را بپوشان و مرا غسل بده و کفن کن و بر تابوتم بگذار و کنار قبر جدم رسول خدا (ص) ببر، تا با او تجدید دیدار کنم، سپس مرا کنار قبر جده ام فاطمه (بنت اسد) ببر و در همانجا به خاک بسپار، ای پسر مادرم! به زودی بدانی که مردم گمان می کنند تو می خواهی جنازه ام را در کنار قبر رسول خدا (ص) دفن کنی، می کوشند تا جلوگیری کنند، تو را به خدا سوگند می دهم مبادا به خاطر من به اندازه شیشه حجامتی، خون ریخته شود.
سپس درباره خانواده و فرزندان و آنچه از او باقی مانده سفارش کرد و امام حسین (ع) را بر آنان وصی قرار داد و همچنین او را بر آنچه پدرش امیر مؤمنان علی (ع) وصیت کرده بود، وصی خود کرد و شایستگی امام حسین (ع) را برای خلافت بیان نمود و شیعیانش را به جانشینی آن حضرت راهنمایی کرد و به آنان فرمود: (بعد از من حسین (ع) نشانه (اسلام و یادگار پیامبر (ص)) است.

جلوگیری مروانیان از دفن جنازه

پس از آنکه امام حسن (ع) چشم از جهان فروبست، امام حسین (ع) طبق وصیت، بدن او را غسل داد و کفن کرد و آن را بر تابوتی گذارد و برای تازه کردن دیدار به سوی قبر رسول خدا (ص) حمل نمود. مروان (که آن هنگام از طرف معاویه فرماندار مدینه بود) با اطرافیانش (بنی امیه) تصور کردند که امام حسین (ع) می خواهد جسد برادرش را کنار قبر رسول خدا دفن نماید، لذا با دارودسته خود اجتماع کردند و لباس جنگ پوشیدند تا از آن جلوگیری نمایند.
وقتی که امام حسین (ع) جنازه برادر را به جانب قبر رسول خدا (ص) آورد تا تجدید عهد نماید، مروانیان از هرسو به گرد هم آمدند، (عایشه نیز سوار بر استر شده و به آنان پیوست و فریاد می زد:
ما لی و لکم تریدون ان تدخلوا بیتی من لا احب.
(ما را به شما چکار؟ آیا می خواهید شخصی را به خانه من وارد کنید که من او را دوست ندارم.
و مروان می گفت: (چه بسا جنگی که بهتر از شادی و آسایش است، آیا عثمان در دورترین نقطه مدینه دفن گردد ولی حسن پیش قبر رسول خدا (ص) دفن شود؟! هرگز این کار نخواهد شد تا من شمشیر به دست دارم (و قدرت در دست من است).
نزدیک بود فتنه و درگیری شدیدی بین بنی امیه و بنی هاشم روی دهد عبدالله بن عباس با شتاب نزد مروان رفت و به او چنین گفت: (ای مروان! از هرجا که آمده ای به همانجا برگرد، ما قصد نداریم که حسن (ع) را در کنار قبر رسول خدا (ص) به خاک بسپاریم بلکه قصد ما این است که با زیارت قبر رسول خدا (ص) دیدارمان را با آن حضرت تازه کنیم، سپس جنازه را به کنار قبر جده اش فاطمه (بنت اسد (علیهاالسلام)) می بریم و طبق وصیت آن حضرت و همانجا به خاک می سپاریم و اگر امام حسن (ع) وصیت می کرد که جنازه اش در کنار قبر رسول خدا (ص) دفن شود به خوبی می دانستی که تو عاجزتر از آن هستی که ما را از این کار منع کنی، ولی خود آن حضرت داناتر به خدا و رسول خدا (ص) و نگهداری حرمت قبر رسول خدا (ص) است، از اینکه توهین و ویران گردد چنانکه دیگری این کار را کرد و بدون اذن او، داخل خانه اش شد.
سپس ابن عباس به عایشه رو کرد و گفت:
واسوأتاه! یوما علی بغل و یوما علی جمل تریدین ان تطفئی نورالله و تقاتلین اولیاءالله، ارجعی...
(این چه رسوایی و بی شرمی است؟ روزی سوار بر استر و روزی سوار بر شتر می شوی و می خواهی نور خدا را خاموش کنی و با دوستان خدا بجنگی، برگرد از آنچه ترس داشتی کار مطابق خواسته تو شده و آنچه را دوست داری به آن رسیده ای (آرام باش که ما تصمیم بر دفن جنازه امام حسن (ع) در کنار قبر پیامبر (ص) نداریم) و سوگند به خدا - گرچه طول بکشد - روزی خواهد آمد که خداوند انتقام این خاندان نبوت را از شما بگیرد.(139)
امام حسین (ع) به پیش آمد و فرمود: (اگر وصیت امام حسن (ع) به من نبود که حتی به اندازه شیشه خون حجامتگری در مورد من خونریزی نشود، شما به خوبی می فهمیدید که چگونه شمشیرهای خدا در مورد شما به کار گرفته می شد (و شما را سر جای خود می نشاند) شما رشته پیمانهای میان ما و خود را گسستید و آنچه را که ما با شما شرط کردیم، نابود کردید.
سپس امام حسین (ع) با همراهان، جنازه امام حسن (ع) را به سوی بقیع بردند و در کنار قبر جده اش فاطمه بنت اسد (مادر علی (ع)) به خاک سپردند.

امام حسن (ع) در روز 28 صفر سال پنجاه هجری در حالی که 48 سال از عمرش می گذشت از دنیا رفت، دوران خلافتش ده سال بود، برادر و وصیش امام حسین (ع) جنازه او را غسل داد و کفن کرد و در کنار قبر جده اش فاطمه بنت اسد، به خاک سپرد.