فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

اعدام دو جاسوس معاویه و نامه امام حسن (ع) به او

هنگامی که خبر شهادت امیر مؤمنان علی (ع) به معاویه (که در شام بود) رسید و همچنین به او خبر رسید که مردم با پسر علی، امام حسن (علیه السلام) بیعت کرده اند، دو مرد را به عنوان جاسوس به طور مخفی برای گزارش اطلاعات به کوفه و بصره فرستاد، مردی از طایفه (حمیر را به کوفه فرستاد و مردی از دودمان (بنی قین را به بصره روانه کرد تا آنچه یافتند برای معاویه بنویسند و جریان خلافت امام حسن (ع) را تباه سازند.
امام حسن (ع) از نیرنگ معاویه و جاسوسهای او اطلاع یافت، دستور داد آن مرد حمیری را که نزد حجامت کننده ای (خون گیری) پنهان شده بود، بیرون آوردند و گردن زدند و نامه ای به بصره نوشت (و کارگزاران آن حضرت در بصره) جاسوس بنی قینی را که در نزد طایفه بنی سلیم پنهان شده بود، بیرون آوردند و گردن زدند.
سپس امام حسن (ع) برای معاویه نامه نوشت و آن نامه اینگونه بود:
(بعد از حمد و ثنای الهی، تو مردانی را به عنوان حیله گری و غافلگیری می فرستی و جاسوسانی را گسیل می داری، گویی جنگ را دوست می داری و من آن را نزدیک می بینم، در انتظار آن باش - ان شاء الله تعالی - و به من گزارش رسیده که تو خشنودی می کنی به موضوعی (یعنی به درگذشت علی (ع)) که هیچ خردمندی، برای آن خشنودی و شماتت نمی کند، بی شک کار تو همانند کسی است که پیشینیان درباره اش گفته اند:
فقل للذی یبغی خلاف الذی مضی - تجهز لاخری مثلها فکان قد
فانا و من قدمات منا لکالذی - یروح فیمسی للمبیت لیغتدی
به آن کسی که خلاف روند دیگران که در گذشته اند را می جوید، بگو آماده باش برای رفتن همانند دیگران که گویی سراغ تو نیز آمده است (همانگونه که مرگ دامنگیر دیگران شد دامنگیر تو نیز می شود) زیرا ما و آن شخصی که از ما مرده است، همانند کسی هستیم که شب به جایی برود و در آنجا تا صبح بماند و سپس از آنجا کوچ نماید.

جریان دردناک شهادت امام حسن (ع)

از جمله روایاتی که پیرامون علت شهادت امام حسن (ع) نقل شده از مغیره است که گفت: (وقتی که ده سال از خلافت معاویه گذشت و تصمیم گرفت تا برای جانشینی پسرش یزید از مردم بیعت بگیرد، برای (جعده دختر اشعث بن قیس (سردسته منافقان) پیام فرستاد که اگر حسن (ع) را مسموم کنی، من تو را به همسری پسرم یزید درمی آورم و صدهزار درهم نیز برای او فرستاد. جعده، امام حسن (ع) را مسموم کرد. معاویه آن مبلغ پول را به او بخشید، ولی او را همسر یزید نکرد، بعداً مردی از خاندان طلحه با او ازدواج کرد و او دارای فرزندانی از جعده شد، وقتی که بین آن فرزندان و سایر قبایل قریش درگیری لفظی می شد، فرزندان جعده را سرزنش می کردند و می گفتند: (یا بنی مسمة الازواج! ای پسران زنی که خوراننده زهر به شوهرانش بود!

وصیت امام حسن (ع)

(عبدالله بن ابراهیم مخارقی نقل می کند: وقتی که امام حسن (ع) در حال احتضار بود، امام حسین (ع) را طلبید و به حسین (ع) فرمود: (برادرم! هنگام فراق است، من به خدای خود می پیوندم، مرا با زهر مسموم نموده اند و جگرم در طشت افتاده است، من آن کس را که به من زهر داد، به خوبی می شناسم و می دانم که این زهر توسط چه کسی فرستاده شد، در پیشگاه خداوند، خودم با او محاکمه می کنم، تو را به حقی که بر گردنت دارم سوگند می دهم که مبادا در این باره سخنی بگویی، در انتظار آنچه خداوند برایم پدید می آورد، باش، وقتی که از دنیا رفتم چشمم را بپوشان و مرا غسل بده و کفن کن و بر تابوتم بگذار و کنار قبر جدم رسول خدا (ص) ببر، تا با او تجدید دیدار کنم، سپس مرا کنار قبر جده ام فاطمه (بنت اسد) ببر و در همانجا به خاک بسپار، ای پسر مادرم! به زودی بدانی که مردم گمان می کنند تو می خواهی جنازه ام را در کنار قبر رسول خدا (ص) دفن کنی، می کوشند تا جلوگیری کنند، تو را به خدا سوگند می دهم مبادا به خاطر من به اندازه شیشه حجامتی، خون ریخته شود.
سپس درباره خانواده و فرزندان و آنچه از او باقی مانده سفارش کرد و امام حسین (ع) را بر آنان وصی قرار داد و همچنین او را بر آنچه پدرش امیر مؤمنان علی (ع) وصیت کرده بود، وصی خود کرد و شایستگی امام حسین (ع) را برای خلافت بیان نمود و شیعیانش را به جانشینی آن حضرت راهنمایی کرد و به آنان فرمود: (بعد از من حسین (ع) نشانه (اسلام و یادگار پیامبر (ص)) است.