فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

وصیت امام علی (ع) به امام حسن (ع)

امام حسن (ع) وصی پدرش امیر مؤمنان بر خاندان و فرزندان و اصحاب پدرش بود و علی (ع) به او وصیت کرد که در آنچه وقف کرده و صدقه قرار داده نظارت کند و برای این موضوع، (عهدنامه ای نوشت که مشهور است.
و وصیت او به امام حسن (ع) بیانگر نشانه ها و ارکان دین و چشمه های حکمت و برنامه های اخلاقی است و بیشتر دانشمندان بزرگ، این وصیت را نقل کرده اند و بسیاری از فقها و اندیشمندان در جهت دین و دنیای خود از دستورهای آن وصیت، بهره مند شده اند.(136)

سخنرانی امام حسن (ع) بعد از شهادت پدر

هنگامی که امیر مؤمنان علی (ع) از دنیا رفت، امام حسن (ع) برای مردم خطبه خواند و حق خود (یعنی حقوق رهبری) را برای مردم بیان کرد، یاران پدرش با آن حضرت بیعت کردند، بر این اساس که هرکه با او می جنگد، بجنگند و با هر که با او در صلح هست، در صلح باشند.
(ابواسحاق سبیعی و دیگران نقل کرده اند: در صبح آن شبی که امیر مؤمنان علی (ع) از دنیا رفت، امام حسن (ع) برای اصحاب سخنرانی کرد، پس از حمد و ثنای الهی و درود فرستادن بر پیامبر (ص) فرمود:
(شب گذشته مردی از میان شما رفت که پیشینیان در کردار نیک، از او پیشی نگرفتند و آیندگان در رفتار، به او نخواهند رسید، او همواره همراه رسول خدا (ص) با دشمنان جنگید و با نثار جانش از حریم پیامبر (ص) دفاع نمود، رسول خدا (ص) هنگام روانه کردن او به سوی جبهه ها، پرچمش را به او می داد، جبرئیل در جانب راست او و میکائیل در جانب چپ او، آن حضرت را در میان می گرفتند و از جبهه برنمی گشت تا خداوند، فتح و پیروزی را به دست او ایجاد کند.
در همان شبی که عیسی بن مریم (ع) به سوی آسمان عروج کرد و حضرت یوشع بن نون وصی موسی (ع) وفات یافت، از دنیا رفت و از مال دنیا جز هفتصد درهم باقی نگذارد، این هفتصد درهم از جیره ای بود که از حق بیت المال خود زیاد آمده و می خواست با آن خادمی برای خانواده اش خریداری کند، در این هنگام گریه گلوی امام حسن را گرفت و گریه کرد و همه حاضران با او گریه کردند. سپس فرمود:
(من پسر بشیر (مژده دهنده، یعنی رسول خدا (ص)) هستم، من پسر نذیر (هشدار دهنده یعنی رسول خدا (ص)) هستم، من پسر کسی هستم که به اذن خدا مردم را به سوی خدا دعوت می کرد، من پسر چراغ تابناک هدایت هستم، من از خاندانی هستم که خداوند، پلیدی و ناپاکی را از آنان دور ساخت و آنان را به طور کامل پاکیزه نمود.(137) من از خاندانی هستم که خداوند دوستی به آنان را در قرآنش واجب کرده و فرموده است:
... قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی و من یقترف حسنة نزدله فیها حسنا...(138)
ای پیامبر! بگو من پاداشی برای رسالت نمی خواهم، مگر دوستی در حق خویشاوندان و هرکه نیکی کند، بر نیکی او بیفزاییم.
منظور از (حسنه (نیکی) در این آیه، دوستی ما خاندان است و سپس (سخنرانی را به پایان رساند و) نشست.

بیعت مردم با امام حسن (ع)

پس از خطبه امام حسن (ع) عبدالله بن عباس پیش روی آن حضرت ایستاد و خطاب به مردم گفت: (ای مردم! این (اشاره به امام) پسر پیامبر شما و وصی امام شماست، با او بیعت کنید.
مردم به این دعوت، پاسخ مثبت دادند و گفتند: (به راستی او (امام حسن) چقدر در نزد ما محبوب است و چقدر حق او بر ما واجب می باشد و با آن حضرت به عنوان خلافت بیعت کردند.
و این جریان در روز جمعه 21 ماه رمضان سال چهل هجرت (در کوفه) واقع شد. آنگاه امام حسن (ع) به تعیین استانداران و کارگزاران پرداخت و فرماندهان را نصب نمود و عبدالله بن عباس را (برای استانداری بصره) به بصره فرستاد و شؤون کشور اسلامی را تنظیم نموده و زیر نظر گرفت.