فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

بازگشت خورشید در زمان رسول خدا (ص)

در مورد بازگشت خورشید در زمان رسول خدا (ص) اسماء بنت عمیس و ام سلمه همسر رسول خدا (ص) و جابر ابن عبدالله انصاری و ابوسعید خدری و جماعتی از اصحاب نقل کرده اند:
(روزی رسول خدا (ص) در خانه اش بود، حضرت علی (ع) نیز در محضرش بود، در این هنگام جبرئیل از جانب خداوند نزد پیامبر (ص) آمد و با او به رازگویی پرداخت، وقتی که سنگینی وحی، وجود پیامبر (ص) را فرا گرفت، آن حضرت (که می بایست به جایی تکیه کند) زانوی علی را بالش خود قرار داد و سرش را روی زانوی آن حضرت گذارد (این موضوع از وقت نماز عصر تا غروب خورشید ادامه یافت) و امیر مؤمنان (ع) (چون نمی توانست سر رسول خدا (ص) را به زمین بگذارد) نماز عصر خود را در همان حال نشسته خواند و رکوع و سجده های نماز را با اشاره انجام داد، وقتی که رسول خدا (ص) از حالت وحی بیرون آمد و به حال عادی برگشت، به علی (ع) فرمود: (آیا نماز عصر از تو فوت شد؟
علی (ع) عرض کرد: (به خاطر آن حالتی که بر اثر وحی بر شما عارض شده بود، نتوانستم (سر تو را به زمین بگذارم) تا برخیزم و نماز بخوانم.
پیامبر (ص) به علی (ع) فرمود: (از خدا بخواه خورشید را برای تو بازگرداند تا تو نماز عصر را ایستاده و در وقت خود بخوانی.
امام علی (ع) این موضوع را از خدا خواست (خداوند دعایش را مستجاب کرد) و خورشید (که غروب کرده بود) بازگشت و در همان فضای آسمان که هنگام عصر قرار می گیرد، قرار گرفت، امیر مؤمنان علی (ع) نماز عصر خود را در وقتش خواند، سپس خورشید غروب کرد.(129)
(اسماء بنت عمیس می گوید: (سوگند به خدا! هنگام غروب خورشید، صدایی همچون صدای اره (هنگام کشیدن) روی چوب، از آن شنیدم.

بازگشت خورشید در زمان خلافت علی (ع)

بعد از رحلت رسول خدا (ص) نیز خورشید (یک بار دیگر) برای امیر مؤمنان علی (ع) بازگشت که داستانش از این قرار است:
وقتی که امیر مؤمنان علی (ع) خواست در سرزمین بابل (نزدیک کوفه) از این سوی رود آب فرات به آن سو بگذرد (و به سوی جبهه صفین یا نهروان حرکت کند) بسیاری از همراهان آن حضرت به عبور دادن چارپایان و اثاثیه خود از رود فرات اشتغال داشتند. علی (ع) با گروهی نماز عصر خود را به جماعت خواند ولی هنوز همه یارانش از آب نگذشته بودند که خورشید غروب کرد، با توجه به اینکه نماز عصر بسیاری از آنان قضا شد و عموم آنان از فضیلت نماز جماعت با علی (ع) محروم گشتند، وقتی به محضر علی (ع) رسیدند، با او در این باره سخن گفتند، آن حضرت وقتی گفتار آنان را شنید، از درگاه خدا خواست تا خورشید را برگرداند به اندازه ای که همه یارانش نماز عصر را با جماعت و در وقت عصر بخوانند. خداوند دعای امیر مؤمنان علی (ع) را به استجابت رساند و خورشید به همان نقطه فضایی که هنگام وقت عصر در آن قرار می گرفت بازگشت. مسلمین، نماز عصر را با آن حضرت به جماعت خواندند و پس از سلام نماز، خورشید غروب کرد و هنگام غروب، صدای هولناک و بلندی از آن برخاست که مردم از ترس وحشتزده شدند و ذکر: سبحان الله و لا اله الا الله و استغفر الله و الحمد لله را بسیار به زبان آوردند و خدای بزرگ را به خاطر این نعمت (ردالشمس) که بر ایشان آشکار نمود، حمد و سپاس گفتند و خبر این حادثه عجیب، به همه جا از شهرها و نقاط دوردست رسید و در میان مردم شایع گردید.(130)

اشعار سید حمیری پیرامون برگشتن خورشید

سید حمیری (شاعر آزاده و حماسه سرای تشیع که مختصری از شرح حالش در پاورقی چند صفحه قبل گذشت)(131) در این باره چنین سرود:
ردت علیه الشمس لما فاته - وقت الصلوة وقد دنت للمغرب
حتی تبلج نورها فی وقتها - للعصر ثم هوت هوی الکوکب
و علیه قد ردت ببابل مرة - اخری و ما ردت لخلق معرب
الا لیوشع اوله من بعده - ولردها تأویل امر معجب
یعنی:
(خورشید برای علی (ع) هنگامی که نماز عصر در وقتش از او قضا شد، بازگشت با اینکه نزدیک بود غروب کند، به گونه ای که در نقطه وقت عصر قرار گرفت و می درخشید و بعد از نماز عصر، همچون ستاره ای که در پنهانی فرو رود، فرو رفت.
و بار دیگر در سرزمین بابل (نزدیک کوفه) خورشید برای علی (ع) بازگشت و برای هیچ کس از آنان که بیان قاطع (برای اثبات نبوت و امامت خود) دارند، خورشید باز نگشت، مگر برای یوشع (وصی موسی)(132) و بعد از او برای علی (ع) و این بازگشت خورشید، بیانگر موضوع عجیب و شگفتی است (و دارای معنای بلند است).