فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

اشعار سید حمیری درباره داستان فوق

اسماعیل بن محمد، سید حمیری شاعر حماسه سرا و بزرگ و مخلص و جان نثار محمد و آل محمد (ص)(128) داستان راهب (سرگذشت قبل) را در اشعار و قصیده (بائیه مذهبه خود به شعر درآورده، چنین می گوید:
ولقد سری فیما یسیر بلیلة - بعد العشاء بکربلا فی موکب
حتی اتی متبتلا فی قائم - القی قواعده بقاء مجدب
یأتیه لیس بحیث یلقی عامرا - غیر الوحوش و غیر اصلع اشیب
فدنی فصاح به فاشرف ماثلا - کالنصر فوق شظیة من مرقب
هل قرب قائمک الذی بوئته - ماء یصاب فقال ما من مشرب
الا بغایة فرسخین و من لنا - بالماء بین نقی وقی سبب
فثنی الاعنة نحو وعث فاجتلی - ملساء تلمع کاللجین المذهب
قال اقلبوها انکم ان تقلبوا - ترووا و لا تروون ان لم تقلب
فاعصوا صبوا فی قلعها فتمنعت - منهم تمتع صعبة لم ترکب
حتی اذا اعیتهم اهوی لها - کفا متی ترد المغالب تغلب
فکانها کرة بکف خزور - عبل الذراع دحی بها فی ملعب
فسقاهم من تحتهم متسلسلا - عذبا یزید علی الالذ الا عذب
حتی اذا شربوا جمیعا ردها - ومضی فخلت مکانها لم یقرب
اعنی ابن فاطمة الوصی و من یقل - فی فضله و فعاله لم یکذب
یعنی:
1 - شبی علی (ع) در راهی پس از وقت عشاء (در مسیر صفین) به کربلا گذر کرد.
2 - تا اینکه به مردی جدا شده از مردم که در عبادتگاه بسر می برد رسید، عبادتگاه که پایه هایش در بیابان خشک و سوزانی قرار داشت.
3 - به آن سو حرکت می کرد که در آنجا آبادی و متاعی جز وحشی های بیابان و پیری دارای سر بی مو نبود.
4 - پس نزدیک آن عبادتگاه رفت و آن پیر را صدا کرد و آن پیر، مانند پاسداری که در بالای برجی نشسته باشد به پایین نگاه کرد.
5 - علی (ع) به آن پیر فرمود: آیا در نزدیک محل سکونت تو آبی پیدا می شود؟ او در پاسخ گفت: آبی در اینجا نیست.
6 - جز در آن سوی دو فرسخی و کیست که در میان تپه های ریگ و بیابان خشک، برای ما آبی بیابد.
7 - پس علی (ع) افسار مرکبها را به سوی زمین سخت و سنگلاخی بازگرداند و در آنجا برق سنگ صاف و نرمی به چشم خورد، سنگی که همانند نقره آمیخته به طلا می درخشید.
8 - علی (ع) به همراهان فرمود: این سنگ را برگردانید که در این صورت سیراب می شوید و گرنه تشنه می مانید.
9 - پس همگان نیروی خود را برای از جا کندن آن سنگ به کار بردند ولی آن سنگ همچون شتر تندخویی که از سوار شدنش جلوگیری می کند، تن به اطاعت آنان نداد.
10 - وقتی که (آن سنگ) آنان را خسته و درمانده کرد، علی (ع) دستش را به سوی آن دراز کرد که اگر به سوی جنگاوری دراز می کرد، آن را مغلوب خود می ساخت.
11 - پس گویی آن سنگ بزرگ در دست علی (ع) همچون گویی در دست جوان قوی پنجه ای است که آن را به این سو و آن سو می افکند.
12 - و تشنگان را از آب زیر آن سنگ سیراب کرد از آبی لذیذ و خوش گوار که گواراترین آبها بود.
13 - پس از آنکه همگی از آب نوشیدند، علی (ع) آن سنگ را به جای خود نهاد و رفت (و جای آن سنگ پوشیده شد) به طوری که گویا هیچ کس به آنجا نزدیک نشده است.
14 - منظورم از این شخص، علی (ع) پسر فاطمه (بنت اسد) است که وصی (پیامبر اسلام (ص)) می باشد، او که هرکس در فضایل و ویژگیهای ممتاز او سخن بگوید، دروغ نگفته و گزافه گویی نکرده است.

حدیث ردالشمس

یکی از معجزات و براهین روشن الهی که خداوند به خاطر امیر مؤمنان علی (ع) آن را آشکار نمود، حادثه (ردالشمس (برگشتن خورشید است) که روایات بسیار و سیره نویسان و مورخین آن را نقل کرده اند و شاعران آن را به شعر درآورده اند، و موضوع (ردالشمس برای علی (ع) دوبار اتفاق افتاد، یکی در زمان زندگی رسول خدا (ص) و دیگری پس از وفات رسول خدا (ص) انجام شد.

بازگشت خورشید در زمان رسول خدا (ص)

در مورد بازگشت خورشید در زمان رسول خدا (ص) اسماء بنت عمیس و ام سلمه همسر رسول خدا (ص) و جابر ابن عبدالله انصاری و ابوسعید خدری و جماعتی از اصحاب نقل کرده اند:
(روزی رسول خدا (ص) در خانه اش بود، حضرت علی (ع) نیز در محضرش بود، در این هنگام جبرئیل از جانب خداوند نزد پیامبر (ص) آمد و با او به رازگویی پرداخت، وقتی که سنگینی وحی، وجود پیامبر (ص) را فرا گرفت، آن حضرت (که می بایست به جایی تکیه کند) زانوی علی را بالش خود قرار داد و سرش را روی زانوی آن حضرت گذارد (این موضوع از وقت نماز عصر تا غروب خورشید ادامه یافت) و امیر مؤمنان (ع) (چون نمی توانست سر رسول خدا (ص) را به زمین بگذارد) نماز عصر خود را در همان حال نشسته خواند و رکوع و سجده های نماز را با اشاره انجام داد، وقتی که رسول خدا (ص) از حالت وحی بیرون آمد و به حال عادی برگشت، به علی (ع) فرمود: (آیا نماز عصر از تو فوت شد؟
علی (ع) عرض کرد: (به خاطر آن حالتی که بر اثر وحی بر شما عارض شده بود، نتوانستم (سر تو را به زمین بگذارم) تا برخیزم و نماز بخوانم.
پیامبر (ص) به علی (ع) فرمود: (از خدا بخواه خورشید را برای تو بازگرداند تا تو نماز عصر را ایستاده و در وقت خود بخوانی.
امام علی (ع) این موضوع را از خدا خواست (خداوند دعایش را مستجاب کرد) و خورشید (که غروب کرده بود) بازگشت و در همان فضای آسمان که هنگام عصر قرار می گیرد، قرار گرفت، امیر مؤمنان علی (ع) نماز عصر خود را در وقتش خواند، سپس خورشید غروب کرد.(129)
(اسماء بنت عمیس می گوید: (سوگند به خدا! هنگام غروب خورشید، صدایی همچون صدای اره (هنگام کشیدن) روی چوب، از آن شنیدم.