فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

نجات زن حامله

زن حامله ای را نزد عمر بن خطاب آوردند که زنا کرده بود، عمر دستور داد تا او را سنگسار کنند، علی (ع) فرمود: فرضاً تو بر این زن - بخاطر گناهش - تسلط داشته باشی، ولی چه تسلطی بر کودک او در رحمش داری؟ با اینکه خداوند در قرآن می فرماید: (ولا تزر وازرة وزر اخری...)(122) (هیچ گنهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد.
عمر گفت: لا عشت لمعضلة لایکون لها ابوالحسن؛ در هیچ کار دشواری زنده نباشم که ابوالحسن (ع) در آنجا نباشد.
سپس عمر گفت: (با این زن چگونه رفتار کنم؟.
علی (ع) فرمود: (او را نگهدار که بچه اش متولد شود و پس از آن اگر سرپرستی برای بچه اش یافت، آنگاه حد الهی را بر او جاری کن.
عمر با دریافت این دستور، شادمان شد و طبق آن رفتار کرد.

7 و 8 - نمونه هایی دیگر از داوری علی (ع) در عصر خلافت عثمان

در عصر خلافت عثمان نیز جریاناتی رخ داد که امیر مؤمنان علی (ع) تنها گره گشای مشکلات و حوادث بود، به عنوان نمونه:

نجات زنی که همسر پیرمردی شده بود

در روایات سنی و شیعه آمده است که: پیرمردی با زنی ازدواج کرد و آن زن حامله شد، ولی پیرمرد گمان می کرد که کاری صورت نداده و از این رو آن بچه در رحم زن را انکار می نمود و می گفت از من نیست، داوری این جریان نزد عثمان برده شد و او حیران مانده بود که چگونه قضاوت کند، به زن گفت: آیا این پیرمرد، مهر دوشیزگی تو را از بین برده است؟
زن گفت: (نه.
عثمان (پیش خود چنین نتیجه گرفت که پس زن زنا کرده؛ زیرا پیرمرد کاری صورت نداده پس دست بیگانه ای در کار است) دستور داد که آن زن را حد بزنند (صد تازیانه به جرم زنا به او بزنند).
امیر مؤمنان علی (ع) به عثمان گفت: (در آلت تناسلی زن دو راه وجود دارد، یکی راه خون حیض و دیگری راه ادرار، شاید این پیرمرد هنگام آمیزش، نطفه خود را روی راه حیض ریخته و آن زن از او حامله شده است، در این باره از پیرمرد بپرسید.
از او سؤال شد، او گفت: (من نطفه خود را بر جلو آلت تناسلی او ریختم، ولی مهر دوشیزگی او را برنداشتم.
امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: (بچه در رحم از او و فرزند اوست و رأی من این است که این پیرمرد به خاطر انکار فرزندش، عقوبت (مجازات) شود.
عثمان طبق دستور علی (ع) رفتار کرد.