فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

سیمای علی (ع) در جریان مباهله

پس از آنکه بعد از فتح مکه و پیروزیهای دیگر به دنبال آن اسلام (به طور سریع و وسیع) گسترش یافت و پایه های آن پی ریزی و استوار گشت و دارای شکوه و قدرت چشمگیر شد، از اطراف و اکناف، گروهها و هیأتهایی به مدینه آمده و به حضور رسول خدا (ص) شرفیاب می شدند، بعضی رسماً قبول اسلام می کردند و بعضی امان می خواستند (تا در امنیت حکومت اسلامی آسوده خاطر باشند) یکی از این هیأتها که از نجران (مرکز مسیحیان و روحانیون مسیحی واقع در یکی از نواحی یمن) به مدینه آمد، هیأت مسیحیان بود.
کشیش بزرگ مسیحیان به نام (ابوحارثه همراه سی نفر از مسیحیان این هیأت را تشکیل می داد، افراد برجسته ای همچون (عاقب، (سید و (عبدالمسیح نیز این هیأت را همراهی کردند اینان در حالی که لباس ابریشمی و صلیب پوشیده بودند، هنگام نماز عصر(114) وارد مدینه شدند پس از آنکه پیامبر (ص) نماز عصر را با جماعت خواند، هیأت مزبور که در پیشاپیش آنان اسقف اعظم مسیحیان (ابوحارثه) قرار داشت، به حضور رسول خدا (ص) رسیدند و بحث و مذاکره شروع شد، به این ترتیب:
اسقف: ای محمد! نظر شما درباره حضرت مسیح عیسی بن مریم (ع) چیست؟
پیامبر (ص): (مسیح بنده خداست و خداوند او را از میان بندگانش برگزیده و انتخاب نموده است.
اسقف: ای محمد! آیا برای مسیح (ع) پدری که موجب تولد او شده باشد سراغ داری؟
پیامبر: (آمیزش و جریان زناشویی در کار نبوده، تا او دارای پدر باشد.
اسقف: پس چگونه مسیح (ع) را مخلوق می دانی با اینکه هیچ بنده مخلوقی دیده نشده جز اینکه بر اساس زناشویی بوده و پدر داشته است، در پاسخ این سؤال این آیات به پیامبر (ص) نازل شد:
ان مثل عیسی عند الله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون الحق من ربک فلاتکن من الممترین فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین.(115)
(مثل عیسی نزد خدا همچون مثل آدم است که او را از خاک آفرید و سپس به او فرمود: موجود باش، او هم فوراً موجود شد، اینها حقیقتی است از جانب پروردگار تو، بنابراین، از تردید کنندگان مباش. هرگاه بعد از علم و آگاهی که (درباره مسیح) به تو رسیده (باز) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنان بگو بیایید ما فرزندان خود را دعوت می کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت می کنیم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت می کنیم، شما هم از نفوس خود دعوت کنید، آنگاه مباهله می کنیم و لعنت خود را بر دروغگویان قرار می دهیم.
پیامبر (ص) این آیات را برای هیأت مسیحیان خواند (پس از گفت و شنود، هیأت مسیحیان به پیامبر (ص) گفتند سخنان شما ما را قانع نکرد ما حاضریم با شما مباهله کنیم).
پیامبر (ص) آنان را دعوت به مباهله کرد(116) و فرمود: (خداوند به من خبر داده که بعد از مباهله، بر آن کسی که طرفدار باطل است، عذاب می رسد و به این وسیله حق از باطل تشخیص داده می شود.
اسقف در این باره با (عبدالمسیح و عاقب به مشورت پرداخت و تصمیمشان بر این شد که تا صبح فردا پیامبر (ص) به آنان مهلت دهد.
اسقف در جلسه سری خود به هیأت همراه گفت: (فردا نگاه کنید ببینید اگر محمد (ص) با فرزندان و خاندان خود برای مباهله آمد، از مباهله با او خودداری کنید و اگر با یاران و اصحابش آمد، با او مباهله کنید و نترسید که ادعایش بر چیزی (محکم) استوار نیست.
فردای آن روز فرا رسید، دیدند محمد (ص) از خانه بیرون آمد در حالی که دست امیر مؤمنان علی (ع) را گرفته و حسن و حسین (علیهماالسلام) در جلو و فاطمه (سلام الله علیها) در پشت سر برای مباهله می آیند.
هیأت مسیحی که در پیشاپیش آنان اسقف بود، پیامبر (ص) را با عده ای دیدند، اسقف پرسید: (همراهان او کیستند؟
شخصی به او گفت: این (اشاره به علی (ع)) پسر عمو و داماد محمد (ص) و پدر دو پسرش، علی (ع) است که محبوبترین انسانها در نزد پیامبر (ص) می باشد. و این دو کودک، دو پسر دخترش است که پدرشان علی (ع) است و محبوبترین افراد نزد پیامبر (ص) هستند و آن زن دخترش فاطمه (سلام الله علیها) است که عزیزترین و نزدیکترین انسانها در پیشگاه رسول خدا (ص) می باشد.
اسقف به عاقب و سید و عبدالمسیح نگاه کرد و گفت: (به محمد (ص) بنگرید که با مخصوصترین و نزدیکترین خاندان خود برای مباهله آمده است و با کمال اطمینان به اینکه حق با اوست آمده اگر او ترس از برهان خود و عذاب داشت سوگند به خدا آنان را با خود نمی آورد، از مباهله با او بپرهیزید، سوگند به خدا! اگر به خاطر رابطه با قیصر (شاه روم) نبود، من قبول اسلام می کردم، ولی با او مصالحه کنید و با صلحنامه، مطلب را خاتمه دهید و سپس به وطن خود بازگردید و درباره خود بیندیشید.
آنان گفتند: (ما مطیع فرمان تو هستیم.
اسقف به حضور پیامبر (ص) آمد و عرض کرد: (ما حاضر به مباهله نیستیم، با ما صلح کن به هر شرطی که خودت انتخاب می کنی.
رسول خدا (ص) با آنان مصالحه کرد که: آنان هر سال دو هزار جامه نو (هر حله معادل چهل درهم تمام عیار)(117) به حکومت اسلامی بپردازند که ارزش هر جامه نو (حله) چهل درهم تمام عیار می باشد و در مورد کم و زیاد شدن قیمت پارچه، معیار همان چهل درهم باشد و آن حضرت صلحنامه را برای آنان نوشت و آنان آن را گرفتند و به وطن خود (نجران) بازگشتند.(118)

شخصیت علی (ع) در آیه مباهله

در جریان هیأت نجران با توجه به آیه مباهله و حرکت پیامبر (ص) همراه علی (ع) و... چهره درخشان علی (ع) به روشنی دیده می شود آنجا که در آیه مذکور، وجود مقدس علی (ع) به عنوان جان رسول خدا (ص) معرفی شده است (وانفسنا) و این مطلب نشان دهنده وصول آن حضرت به درجه نهایی کمال است، تا آنجا که در کمال مقام و عصمت، مساوی و همسان پیامبر (ص) ذکر شده و خداوند متعال، او و همسر و فرزندانش - با وجود خردسالیشان - را حجت و نشانه صدق نبوت پیامبر (ص) و برهان و دلیل روشن دینش قرار داد و تصریح کرد که حسن و حسین (علیهماالسلام) پسران پیامبرند و مقصود از زنان در خطاب آیه (ونسائنا، فاطمه (سلام الله علیها) می باشد که پیامبر (ص) در مباهله و احتجاج، آنان را با خود آورد. و این جریان، فضیلت ویژه ای است برای علی (ع) که هیچ کس از امت، در این فضیلت با او سهیم نیست و در مفهوم معنوی آن، احدی همسان و همگون علی (ع) و یا نزدیک به آن نیست و این نیز از ویژگیهای منحصر به فرد مقام امیر مؤمنان علی (ع) همچون سایر ویژگیهایی است که قبلا خاطرنشان شد.

نگاهی به قضاوتهای علی (ع)

روایاتی که بیانگر ماجراها و داوریهایی در دین و احکام دین است و آگاهی به آنها برای همه مؤمنان لازم می باشد و از امیر مؤمنان علی (ع) نقل شده - غیر از آنچه قبلا در مورد تقدم و سبقت علی (ع) در علم و فهم و شناخت بر دیگران ذکر شد - و روایاتی که درباره پناهنده شدن دانشمندان از اصحاب را در مسائل دشوار و پیچیده، به آن حضرت ثابت می کند و حاکی از سر فرود آوردن بزرگان اصحاب در برابر عظمت مقام علمی علی (ع) می باشد، به قدری بسیار است که از حوصله شمارش بیرون است و دستیابی بر همه آن ممکن نیست، ما به خواست خدا در اینجا به ذکر چند نمونه می پردازیم، نخست در این باره به آیات قرآن توجه کنید: