فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

فرمان عمومی عفو و ویژگی علی (ع) از محضر رسول خدا (ص)

پیامبر (ص) با مسلمانان پیمان بست که هنگام ورود به مکه، هیچ کس را نکشند، مگر آنان که با سپاه اسلام می جنگند و نیز پیمان بست که هرکس از مشرکان خود را به پرده کعبه درآویخت در امان باشد (و مشمول عفو عمومی گردد) جز چند نفر که آن حضرت را آزار (مخصوص) نموده بودند مانند: مقیس بن صبابه، ابن خطل، ابن ابی سرح و دو کنیزک آوازه خوان که با بدگویی به پیامبر (ص) خوانندگی می کردند و در سوگ مشرکین کشته شده در جنگ بدر، نوحه سرایی می نمودند.
امیر مؤمنان علی (ص) (پس از فتح مکه) یکی از آن دو خواننده (بد زبان) را کشت و دیگری فرار کرد و ناپدید شد تا وقتی که برای آن کنیزک فراری امان گرفته شد، بازگشت و آزاد بود تا اینکه در زمان خلافت عمر بن خطاب اسبی به او لگد زد و او را کشت.
یکی از کسانی که علی (ع) او را کشت (حویرث بن نفیل بن کعب بود، او از کسانی بود که در مکه رسول خدا (ص) را آزار می داد و به علی (ع) خبر رسید که خواهرش (ام هانی به جمعی از قبیله بنی مخزوم پناه داده که یکی از آنان (حارث بن هشام و (قیس بن سائب است.
علی (ع) در حالی که سر و صورتش را با کلاهخود پوشیده بود و شناخته نمی شد، به در خانه (ام هانی رفت و فریاد زد: (آنان را که پناه داده اید از خانه بیرون کنید.
روایت کننده گوید: (سوگند به خدا! پناهندگان وقتی این صدا را شنیدند، از خوف و وحشت مانند پرنده حباری فضله انداختند.(102)
ام هانی از خانه بیرون آمد، ولی علی (ع) را که سرو صورتش پوشیده بود، نشناخت و گفت: (ای بنده خدا! من ام هانی دختر عموی رسول خدا (ص) و خواهر علی بن ابی طالب هستم، از خانه من دور شو.
امیر مؤمنان علی (ع) در پاسخ او فرمود: (آن پناهندگان را از خانه بیرون کنید.
ام هانی گفت: (سوگند به خدا درباره تو از پیامبر (ص) شکایت می کنم.
علی (ع) کلاهخود را از سر برداشت، ام هانی علی (ع) را شناخت جلو آمد و علی (ع) را با شور و شوق در آغوش گرفت و گفت: (فدایت گردم! سوگند یاد کرده ام که شکایت از تو را نزد رسول خدا (ص) ببرم (چه کنم؟)
علی (ع) به او فرمود: (رسول خدا (ص) اکنون در بالای این دره است، نزد او برو و شکایت از مرا به او بگو تا مطابق سوگند، رفتار کرده باشی.
ام هانی می گوید: (به حضور رسول خدا (ص) رفتم، آن حضرت در خیمه ای به شستشوی بدنش اشتغال داشت و فاطمه (سلام الله علیها) پوششی فراهم کرده بود و مراقبت می کرد که کسی بدن آن حضرت را نبیند، وقتی که رسول خدا (ص) سخن مرا شنید فرمود:
مرحبا بام هانی و اهلا؛ ای ام هانی! خوش آمدی!.
عرض کردم: (پدر و مادرم به فدایت! امروز شکایت چگونگی برخورد علی (ع) را به حضور شما آورده ام.
پیامبر (ص) فرمود: (قد آجرتُ من آجرتَ؛ هرکه را تو پناه دادی من هم پناه دادم.
فاطمه (سلام الله علیها) به من فرمود: (ای ام هانی! آمده ای از علی (ع) شکایت کنی که دشمنان خدا و دشمنان رسول خدا (ص) را ترسانده است؟!.
رسول خدا (ص) فرمود:
قد شکر الله لعلی سعیه و آجرتُ من اجارت ام هانی لمکانها من علی ابن ابیطالب.
(خداوند رفتار علی (ع) را به خوبی پذیرفت و من پناه دادم کسانی را که ام هانی به آنان پناه داده است به خاطر خویشاوندی او با علی (ع).

پاکسازی حرم از بت

وقتی که رسول خدا (ص) وارد مسجدالحرام (کنار کعبه) شد، دید 360 بت در آنجا نهاده شده که بعضی از آنها را با بعضی دیگر به وسیله سرب، به هم چسبانده اند، به امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: (مشتی از ریگ زمین را به من بده، علی (ع) مشتی از خاک و ریگ از زمین برداشت و به پیامبر (ص) داد، رسول خدا (ص) آن ریگها را به روی بتها می پاشید و می فرمود:
و قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا.
(و بگو حق فرا رسید و باطل نابود شد، و قطعاً باطل نابود شدنی است.(103)
همان دم همه آن بتها سرنگون شدند، سپس پیامبر (ص) دستور داد آنها را از مسجد بیرون بردند و شکستند و به دور ریختند.

آنچه از رفتار علی (ع) در جریان فتح مکه ذکر شد مانند کشتن چند تن از دشمنان خدا در مکه و ترساندن عده ای دیگر و کمک آن حضرت از رسول خدا (ص) در پاکسازی مسجدالحرام از هرگونه بت و خشونت شدید او در راه خدا و نادیده گرفتن خویشان به خاطر اطاعت فرمان خدا، همه و همه دلیل خصوصیت حضرت علی (ع) در امتیازات و فضایل است که هیچ کس در این جهات، با او سهیم نبود و او در این فضایل یکتا و بی نظیر بود، چنانکه قبلا نیز به ذکر خصایص دیگر او پرداختیم.

دلاوریهای علی (ع) در جنگ حنین

پس از فتح مکه در سال هشتم، جنگ حنین (بر وزن حسین) پیش آمد که جمعیت بسیار مسلمین(104) نشان می داد که رسول خدا (ص) پیروز می شود. رسول اکرم (ص) با ده هزار نفر از مسلمین به سوی دشمن حرکت کرد، بیشتر مسلمین گمان می کردند به خاطر داشتن جمعیت بسیار و اسلحه کافی، شکست نمی خورند.
بسیاری جمعیت مسلمین، موجب تعجب ابوبکر شد و گفت: (ما هرگز شکست نمی خوریم و از جهت مشکل کم بودن جمعیت آسوده ایم. ولی نتیجه کار برخلاف گمان آنان شد وقتی که سپاه اسلام با مشرکین برخورد نمودند، در همان درگیری اول، مسلمین غافلگیر شده و همه پا به فرار گذاشتند جز پیامبر و ده نفر دیگر که نه نفر آنان از بنی هاشم بودند و یک نفر به نام (ایمن فرزند ام ایمن که از غیر بنی هاشم بود و در میدان جنگ ماند و جنگید تا به شهادت رسید.
و نه نفر از بنی هاشم همچنان استوار با رسول خدا (ص) ماندند تا سایر مسلمین فراری، گروه گروه بازگشتند و به پیامبر (ص) پیوستند و به مشرکین حمله کردند (و آنان را شکست دادند) از این رو به خاطر تعجب ابوبکر از بسیاری جمعیت، خداوند این آیه را نازل فرمود:
لقد نصرکم الله فی مواطن کثیرة و یوم حنین اذ اعجبتکم کثرتکم فلم تغن عنکم شیئا و ضاقت علیکم الارض بما رحبت ثم ولیتم مدبرین.(105)
(خداوند شما را در میدانهای زیادی یاری کرد (و بر دشمن پیروز شدید) و در روز حنین (نیز یاری نمود) در آن هنگام که فزونی جمعیتشان شما را به اعجاب آورده بود، ولی هیچ مشکلی را برای شما حل نکرد و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شد، سپس پشت به دشمن کرده، فرار نمودید.
و بعد می فرماید:
ثم انزل الله سکینته علی رسوله و علی المؤمنین و انزل جنودا لم تروها و عذب الذین کفروا و ذلک جزاء الکافرین.(106)
(سپس خداوند (سکینه (آرامش و اطمینان) خود را بر رسولش و بر مؤمنان نازل کرد و لشگرهایی فرستاد که شما نمی دیدید و کافران را مجازات کرد و این است جزای کافران.
منظور از (مؤمنین در آیه فوق امیر مؤمنان علی (ع) و افرادی از بنی هاشم هستند که با آن حضرت در میدان جنگ پابرجا ماندند که در آن روز هشت نفر بودند که نهمین آنان امیر مؤمنان علی (ع) بود، عباس (عموی پیامبر (ص)) در طرف راست پیامبر (ص) بود، فضل بن عباس در طرف چپ پیامبر (ص) قرار داشت، ابوسفیان بن حارث (پسر عموی پیامبر) زین استر آن حضرت را از پشت، نگه داشته بود و امیر مؤمنان علی (ع) پیش روی آن حضرت با شمشیر می جنگید و نوفل و ربیعه دو پسر حارث (پسرهای عموی دیگر پیامبر (ص)) و عبدالله پسر زبیر و عتبه و معتب دو پسر ابولهب، گرداگرد رسول خدا (ص) بودند و از آن حضرت دفاع می نمودند و بقیه مسلمین - غیر از ایمن - همه گریختند، چنانکه (مالک بن عباده عافقی در اشعار خود می گوید:
لم یواس النبی غیر بنی - هاشم عندالسیوف یوم حنین
هرب الناس غیر تسعة رهط - فهم یهتفون بالناس این
ثم قاموا مع النبی علی الموت - فابوا زینا لنا غیر شین
وثوی ایمن الامین من القوم - شهیدا فاعتاض قرة عین
یعنی: (در روز جنگ حنین جز بنی هاشم در برابر شمشیرها از رسول خدا (ص) حمایت و جانبازی نکردند. مردم همگی - جز نه نفر - گریختند که این نه نفر خطاب به مردم فریاد می زدند کجا می روید؟ سپس این نه نفر تا پای جان با پیامبر (ص) ایستادند و مایه زینت ما شدند نه نکبت ما.
و ایمن (پسر ام ایمن) که امین و پاک بود از آن همه جمعیت پابرجا ماند و به شهادت رسید و روشنی چشم آخرت را به خوشیهای (زودگذر دنیا) برگزید. هنگامی که رسول خدا (ص) فرار مسلمین را دید به (عمویش) عباس - که صدای بلند داشت - فرمود: (به این مردم فریاد بزن و پیمان آنان با من را (که در بیعت خود عهد کردند تا به آن وفادار باشند) به یادشان بیاور.
عباس هر چه توانست فریاد خود را بلند کرد و گفت:
یا اهل بیعة الشجرة! یا اهل سورة البقرة! الی این تفرون؟ اذکروا العهد الذی عاهدکم علیه رسول الله (ص).
:(ای پیمان بستگان زیر درخت! (که در جریان صلح حدیبیه در سال هفتم هجرت این بیعت واقع شد) و ای اصحاب سوره بقره!(107) به کجا فرار می کنید؟ به یاد آورید پیمانی را که با رسول خدا (ص) بستید.
مردم مسلمان، پشت به جنگ کرده و می گریختند، شب بسیار تاریکی بود و رسول خدا (ص) در وسط دره حنین قرار داشت و مشرکان که در شکافها و گودالها کمین کرده بودند با شمشیرهای برهنه و نیزه و کمانهایشان بیرون آمدند و به رسول خدا حمله کردند. نقل می کنند: رسول خدا (ص) با یک طرف صورتش به مسلمین نگریست همچون ماه شب چهارده در آن تاریکی بدرخشید سپس فریاد زد: (آن عهد و پیمانی که با خدا بستید کجا رفت؟!.
این صدا را به گوش همه رساند، هرکس از مسلمین این صدا را شنید از شدت شرمندگی، خود را به زمین افکند، سپس مسلمین به جایگاه اول خود بازگشتند و به جنگ با دشمن پرداختند (جنگی تمام عیار و شکننده).