فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

چهره درخشان علی (ع) در فتح مکه

سپس (در سال هشتم هجرت) فتح مکه پیش آمد همان رویدادی که اسلام را استوار نمود و بر اثر آن اساس دین پابرجا گردید و خداوند بزرگ در این مورد بر پیامبرش منت نهاد و قبل از آن، خداوند مژده و وعده فتح مکه (و آثار درخشان آن) را داده بود آنجا که فرمود: اذا جاء نصر الله و الفتح و رأیت الناس یدخلون فی دین الله افواجا.(99)
(چون یاری خدا فرا رسد و پیروزی رو کند و مردم را ببینی که گروه گروه به دین خدا درآیند(100) و سخن دیگر خداوند که مدتها قبل از این نازل شده بود که:
... لتدخلن المسجد الحرام ان شاء الله آمنین محلقین رؤسکم و مقصرین لاتخافون...(101)
(قطعاً همه شما به خواست خدا وارد مسجدالحرام می شوید در نهایت امنیت و در حالی که سرهای خود را تراشیده یا ناخنهای خود را کوتاه کرده اید و از هیچ کس ترسی ندارید.
پس از نزول این آیات، چشمها در انتظار این فتح بود و گردنها به سوی آن کشیده شده بود.
رسول خدا (ص) (طبق اصول رازداری در ارتش) حرکت به سوی مکه و اندیشه تصمیم بر فتح آن را از مردم مکه پنهان داشت و از خداوند خواست که این تصمیم را از مردم مکه مکتوم کند تا (آنان را غافلگیر کرده و) به طور ناگهانی، بر آنان وارد شود و در میان همه مردم از مسلمین و مشرکین، تنها کسی که از این تصمیم آگاه بود و پیامبر (ص) به او این راز را گفت و او را (رازدار مخصوص و مورد اطمینان دانست، امیر مؤمنان علی (ع) بود و در این تصمیم، با رسول خدا (ص) اتفاق رأی داشت و پیامبر (ص) با او مشورت می کرد و بعد از او پیامبر (ص) گروهی دیگر را از جریان آگاه ساخت و پایان یافتن جریان فتح، به حالتها و ویژگیهایی بستگی داشت که علی (ع) در همه آن حالتها و ویژگیها نقش خاصی داشت که هیچ کس را در این خصایص، یارای برابری با علی (ع) نبود.

فرمان عمومی عفو و ویژگی علی (ع) از محضر رسول خدا (ص)

پیامبر (ص) با مسلمانان پیمان بست که هنگام ورود به مکه، هیچ کس را نکشند، مگر آنان که با سپاه اسلام می جنگند و نیز پیمان بست که هرکس از مشرکان خود را به پرده کعبه درآویخت در امان باشد (و مشمول عفو عمومی گردد) جز چند نفر که آن حضرت را آزار (مخصوص) نموده بودند مانند: مقیس بن صبابه، ابن خطل، ابن ابی سرح و دو کنیزک آوازه خوان که با بدگویی به پیامبر (ص) خوانندگی می کردند و در سوگ مشرکین کشته شده در جنگ بدر، نوحه سرایی می نمودند.
امیر مؤمنان علی (ص) (پس از فتح مکه) یکی از آن دو خواننده (بد زبان) را کشت و دیگری فرار کرد و ناپدید شد تا وقتی که برای آن کنیزک فراری امان گرفته شد، بازگشت و آزاد بود تا اینکه در زمان خلافت عمر بن خطاب اسبی به او لگد زد و او را کشت.
یکی از کسانی که علی (ع) او را کشت (حویرث بن نفیل بن کعب بود، او از کسانی بود که در مکه رسول خدا (ص) را آزار می داد و به علی (ع) خبر رسید که خواهرش (ام هانی به جمعی از قبیله بنی مخزوم پناه داده که یکی از آنان (حارث بن هشام و (قیس بن سائب است.
علی (ع) در حالی که سر و صورتش را با کلاهخود پوشیده بود و شناخته نمی شد، به در خانه (ام هانی رفت و فریاد زد: (آنان را که پناه داده اید از خانه بیرون کنید.
روایت کننده گوید: (سوگند به خدا! پناهندگان وقتی این صدا را شنیدند، از خوف و وحشت مانند پرنده حباری فضله انداختند.(102)
ام هانی از خانه بیرون آمد، ولی علی (ع) را که سرو صورتش پوشیده بود، نشناخت و گفت: (ای بنده خدا! من ام هانی دختر عموی رسول خدا (ص) و خواهر علی بن ابی طالب هستم، از خانه من دور شو.
امیر مؤمنان علی (ع) در پاسخ او فرمود: (آن پناهندگان را از خانه بیرون کنید.
ام هانی گفت: (سوگند به خدا درباره تو از پیامبر (ص) شکایت می کنم.
علی (ع) کلاهخود را از سر برداشت، ام هانی علی (ع) را شناخت جلو آمد و علی (ع) را با شور و شوق در آغوش گرفت و گفت: (فدایت گردم! سوگند یاد کرده ام که شکایت از تو را نزد رسول خدا (ص) ببرم (چه کنم؟)
علی (ع) به او فرمود: (رسول خدا (ص) اکنون در بالای این دره است، نزد او برو و شکایت از مرا به او بگو تا مطابق سوگند، رفتار کرده باشی.
ام هانی می گوید: (به حضور رسول خدا (ص) رفتم، آن حضرت در خیمه ای به شستشوی بدنش اشتغال داشت و فاطمه (سلام الله علیها) پوششی فراهم کرده بود و مراقبت می کرد که کسی بدن آن حضرت را نبیند، وقتی که رسول خدا (ص) سخن مرا شنید فرمود:
مرحبا بام هانی و اهلا؛ ای ام هانی! خوش آمدی!.
عرض کردم: (پدر و مادرم به فدایت! امروز شکایت چگونگی برخورد علی (ع) را به حضور شما آورده ام.
پیامبر (ص) فرمود: (قد آجرتُ من آجرتَ؛ هرکه را تو پناه دادی من هم پناه دادم.
فاطمه (سلام الله علیها) به من فرمود: (ای ام هانی! آمده ای از علی (ع) شکایت کنی که دشمنان خدا و دشمنان رسول خدا (ص) را ترسانده است؟!.
رسول خدا (ص) فرمود:
قد شکر الله لعلی سعیه و آجرتُ من اجارت ام هانی لمکانها من علی ابن ابیطالب.
(خداوند رفتار علی (ع) را به خوبی پذیرفت و من پناه دادم کسانی را که ام هانی به آنان پناه داده است به خاطر خویشاوندی او با علی (ع).

پاکسازی حرم از بت

وقتی که رسول خدا (ص) وارد مسجدالحرام (کنار کعبه) شد، دید 360 بت در آنجا نهاده شده که بعضی از آنها را با بعضی دیگر به وسیله سرب، به هم چسبانده اند، به امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: (مشتی از ریگ زمین را به من بده، علی (ع) مشتی از خاک و ریگ از زمین برداشت و به پیامبر (ص) داد، رسول خدا (ص) آن ریگها را به روی بتها می پاشید و می فرمود:
و قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا.
(و بگو حق فرا رسید و باطل نابود شد، و قطعاً باطل نابود شدنی است.(103)
همان دم همه آن بتها سرنگون شدند، سپس پیامبر (ص) دستور داد آنها را از مسجد بیرون بردند و شکستند و به دور ریختند.

آنچه از رفتار علی (ع) در جریان فتح مکه ذکر شد مانند کشتن چند تن از دشمنان خدا در مکه و ترساندن عده ای دیگر و کمک آن حضرت از رسول خدا (ص) در پاکسازی مسجدالحرام از هرگونه بت و خشونت شدید او در راه خدا و نادیده گرفتن خویشان به خاطر اطاعت فرمان خدا، همه و همه دلیل خصوصیت حضرت علی (ع) در امتیازات و فضایل است که هیچ کس در این جهات، با او سهیم نبود و او در این فضایل یکتا و بی نظیر بود، چنانکه قبلا نیز به ذکر خصایص دیگر او پرداختیم.