فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

گزارش جابر از صحنه جنگ خندق

وقتی که علی (ع) به سوی (عمرو رفت، جابر بن عبدالله انصاری نیز دنبال علی (ع) رفت تا ببیند نبرد علی (ع) با (عمرو به کجا می انجامد (تا آنچه دیده بعداً گزارش دهد) وقتی که علی (ع) در برابر (عمرو قرار گرفت، به او چنین فرمود:
(ای عمرو! تو در زمان جاهلیت می گفتی: هرکس از من سه تقاضا کند، آن سه تقاضا یا یکی از آنها را روا می کنم.
عمرو گفت: آری چنین است.
علی (ع) فرمود: تقاضای اول من این است) تو را دعوت می کنم به یکتایی خدا و صدق نبوت رسول خدا (ص) گواهی دهی و قبول اسلام کنی.
عمرو گفت: (ای برادرزاده! از این تقاضا بگذر.
علی (ع) فرمود: (این تقاضا را اگر بپذیری، برای تو بهتر است.
سپس علی (ع) فرمود: تقاضای دوم من آن است که) از هرجا که آمده ای بازگردی. (و جنگ را ترک کنی).
عمرو گفت: نه، آن وقت زنان قریش تا ابد گفتگو می کنند (که عمرو از روی ترس، نجنگید).
علی (ع) فرمود: (تقاضای دیگری دارم.
عمرو گفت: آن چیست؟
علی (ع) فرمود: (از اسب فرود آی و با من جنگ کن.
عمرو لبخندی زد و گفت: (من گمان نداشتم که فردی از عرب پیدا شود و چنین سخنی به من بگوید و من دوست ندارم مرد بزرگواری چون تو را بکشم و بین من و پدرت رابطه دوستی بود.
علی (ع) فرمود: (ولی من دوست دارم تو را بکشم، حال اگر جنگ می خواهی، پیاده شو.
عمرو، از این سخن خشمگین شد و پیاده شد و به صورت اسبش زد که اسب بازگشت.
جابر می گوید: این دو به همدیگر حمله کردند، آنچنان گرد و غبار از زیر پای آنان برخاست، که آنان را در میان گرد و غبار ندیدم، فقط صدای تکبیر شنیدم، دریافتم که علی (ع) (عمرو را کشته است، همراهانش را دیدم کنار خندق آمدند که به آن سوی خندق بجهند و فرار کنند، از آن سو، وقتی مسلمانان صدای تکبیر را شنیدند به پیش آمدند و به سوی خندق تاختند تا از نزدیک، صحنه را بنگرند، دیدند (نوفل بن عبدالله به داخل خندق افتاده و اسبش نمی تواند او را از آنجا نجات دهد، او را سنگباران کردند.
نوفل به مسلمین گفت: (مرا با بهتر از این روش بکشید، یکی از شما پایین آید تا با او بجنگم.
علی (ع) به سوی او پرید و او را زیر ضربات سهمگین خود قرار داد تا او را کشت.
سپس آن حضرت به (هبیره (یکی از همراهان دیگر عمرو) حمله کرد و با شمشیر چنان به برآمدگی زین اسب او زد، زرهی که پوشیده بود، از تنش افتاد.
عکرمه و ضرار بن خطاب (وقتی وضع را چنان دیدند) فرار را بر قرار برگزیدند.
جابر می گوید: (من نبرد علی (ع) با عمرو را نتوانستم به هیچ چیز تشبیه کنم، جز به داستان داوود (ع) با جالوت که خداوند آن را در قرآن آورده است، آنجا که می فرماید:
فهزموهم باذن الله و قتل داود جالوت...(94)
سپاه طالوت به فرمان خدا، سپاه دشمن (جالوت) را شکست دادند و داوود (جوان کم سن و سال نیرومند و شجاعی که در لشگر طالوت بود) جالوت را کشت.(95)

علی (ع) در آینه جنگ بنی قریظه و بنی المصطلق

بعد از جنگ احزاب، پیامبر (ص) تصمیم به سرکوبی یهود بنی قریظه، این دشمنان داخلی و فرصت طلب نمود، همان توطئه گرانی که در جنگ احزاب، به دشمنان کمک کردند و پیمان خود را با مسلمین شکستند، امیر مؤمنان علی (ع) همراه سی نفر به سوی آنان رفت. آنان به قلعه های خود رفته بودند.
سرانجام علی (ع) بر آنان پیروز شد، رعب و وحشت عجیبی از شجاعت علی (ع) بر دلهای آنان افکنده شد و جمعی از آنان به دست علی (ع) کشته شدند و بقیه بی سامان و در به در گشتند. (این واقعه در سال پنجم هجرت رخ داد).
و این امتیاز نیز همچون امتیازات گذشته، نشانگر موقعیت مخصوص علی (ع) و نقش اساسی سرکوبی دشمنان کینه توز اسلام است که هیچیک از مسلمین دیگر دارای چنین موقعیتی نبودند.

سال ششم هجرت فرا رسید، به مدینه خبر رسید که (حارث بن ابی ضرار رئیس قبیله بنی المصطلق در صدد جمع کردن اسلحه و سرباز برای شورش و حمله به مدینه است پیامبر (ص) تصمیم گرفت تا آنان را در سرزمین خودشان سرکوب کند.
آزمایش بزرگی که در این جنگ، دامنگیر امیر مؤمنان علی (ع) شد نزد دانشمندان و تاریخ نویسان، مشهور است و پیروزی مسلمین در آن جنگ به دست علی (ع) انجام گرفت پس از آنکه جمعی از فرزندان عبدالمطلب در این جنگ دچار مصایبی شدند. امام علی (ع) دو مرد از بنی مصطلق را (که از سران آن قوم بودند) یعنی مالک و پسرش را کشت، و بسیاری از آنان اسیر سپاه اسلام شدند، پیامبر (ص) آن اسیران را به عنوان (برده بین مسلمانان تقسیم نمود.
یکی از اسیران (جویریه دختر حارث بن ابی ضرار (رئیس قبیله) بود، امیر مؤمنان علی (ع) او را اسیر کرد و به حضور پیامبر (ص) آورد، پیامبر (ص) او را همسر خود گرداند.(96)

چهره علی (ع) در ماجرای حدیبیه

بعد از جنگ بنی المصطلق، جریان (حدیبیه پیش آمد که پیامبر (ص) همراه 1400 نفر از مسلمین در ماه ذیقعده سال ششم هجرت به سوی مکه برای زیارت خانه خدا، حرکت کردند و جریانهایی باعث شد که در سرزمین حدیبیه نزدیک مکه، پیمان و قرارداد صلح وسیعی که دارای هفت ماده بود با نمایندگان قریش، برقرار نمود که به (صلح حدیبیه معروف گردید.
در این جریان، امیر مؤمنان علی (ع) پرچمدار مسلمین و همانند حوادث گذشته، دارای ویژگی و امتیاز خاصی در میان مسلمین بود، آن حضرت پس از جریان بیعت پیامبر (ص) با همراهان که بر اساس استقامت و وفاداری به پیمان بود - از علی (ع) اموری بروز کرد که مشهور است و سیره نویسان نقل نموده اند و آینه دیگری برای نشان دادن چهره پرفروغ آن حضرت می باشد.(97)