فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

چهره علی (ع) در آینه نبرد احد

پس از جنگ بدر، جنگ احد (در نیمه شوال سال سوم هجرت) در کنار کوه احد (یک فرسخی مدینه) واقع شد، علی (ع) در این جنگ پرچمدار رسول خدا (ص) بود، همانگونه که در جنگ بدر، پرچم رسول خدا (ص) در دست علی (ع) بود.
در جنگ احد (لواء (یعنی پرچم کوچکتر از پرچم جنگ) نیز (پس از شهادت مصعب) به دست علی (ع) داده شد، بنابراین، علی (ع) در این جنگ هم پرچمدار بیرق جنگ بود و هم پرچم کوچک (راهنما) در دستش بود.
در این جنگ (در بخش آخر) همه مسلمین، پیامبر (ص) را در صحنه تنها گذاشتند و فرار کردند جز علی (ع) که تنها با پیامبر (ص) در میدان ماند، سپس گروه اندکی از فراریان نزد رسول خدا (ص) بازگشتند، نخستین نفر از مراجعین، عاصم بن ثابت، ابودجانه و سهل بن حنیف بودند. و بعد طلحه به آنان پیوست. راوی حدیث (زید بن وهب) می گوید: به عبدالله مسعود گفتم: در این وقت ابوبکر و عمر کجا بودند؟ گفت از (فراریان بودند گفتم: عثمان کجا بود؟
گفت: (او رفت و بعد از سه روز بازگشت، رسول خدا (ص) به او فرمود:
لقد ذهبت فیها عریضة؛ مسافت دور و درازی رفتی.
ولی علی (ع) همچنان ثابت قدم در میدان ماند، فرشتگان از ثابت قدمی او تعجب کردند و جبرئیل در آن روز به سوی آسمان بالا می رفت و می گفت:
لا سیف الا ذوالفقار، و لا فتی الا علی؛ شمشیری (که حق شمشیر را ادا کند) جز ذوالفقار (شمشیر علی (ع)) نیست. و جوانی (که زیبنده جوانی باشد) جز علی (ع) نیست.
امیر مؤمنان علی (ع) در این جنگ، بسیاری از مشرکان را کشت و پیروزی در این جنگ، به دست علی (ع) انجام گرفت، چنانکه در جنگ بدر نیز پیروزی به دست او بود. و در میان اصحاب، تنها علی (ع) بود که در این جنگ به خوبی از امتحان الهی قبول شد و به نیکی، صبر و استقامت نمود، در آن هنگامه ای که قدمهای دیگران لغزید و لرزید، علی (ع) با شمشیرش سران شرک و گمراهی را کشت. و نقاب اندوه را از چهره پیامبر (ص) برافکند و در اینجا بود که جبرئیل در میان فرشتگان زمین و آسمان، از فضایل علی (ع) سخن گفت و تقرب تنگاتنگ علی (ع) در پیشگاه پیامبر راهنما (ص) آشکار گشت، تقربی که (تا آن وقت) از نظر عامه مردم پوشیده بود.

کشته شدگان دشمن به دست علی (ع)

محمد بن اسحاق روایت کرده است که: در جنگ احد، پرچمدار سپاه دشمن، شخصی به نام (طلحة بن ابی طلحه از خاندان (عبدالدار بود علی (ع) او را کشت، سپس پسر او (ابا سعید بن طلحه را (که پرچمدار دوم شده بود) کشت، سپس برادر طلحه را که (کلده نام داشت کشت و بعد از او (عبدالله بن حمید به میدان آمد، (علی (ع)) او را نیز کشت، سپس (حکم بن اخنس به میدان آمد و به دست علی (ع) کشته شد.
بعد از او (ولید بن ابی حذیفه و سپس برادر او (امیة بن ابی حذیفه و (ارطاة بن شرحبیل و (هشام بن امیه و (عمرو بن عبدالله و بشر بن مالک و صوأب (غلام خاندان عبدالدار) یکی پس از دیگری به دست با کفایت علی (ع) به هلاکت رسیدند. و فتح و پیروزی به دست علی (ع) انجام گرفت و مسلمین (فراری) پس از گریز، نزد پیامبر (ص) بازگشتند و به دفاع از آن حضرت پرداختند و سرزنش خداوند همه آنان را - به خاطر فرارشان - فرا گرفت، جز علی (ع) که از این بحران خطیر سرافراز بیرون آمد.(90)

سیمای علی (ع) در جنگ بنی نضیر

یکی از جنگهای زمان پیامبر (ص) که در سال چهارم هجرت واقع شد، غزوه (بنی نضیر است، بنی نضیر یکی از طوایف یهود بودند که در نزدیک مدینه می زیستند و همواره در توطئه و کمین بر ضد اسلام بسر می بردند، حتی در صدد آن بودند که مخفیانه پیامبر (ص) را ترور کنند، پیامبر (ص) به طور قاطع با آنان برخورد کرد و سپاه اسلام پس از پانزده روز محاصره قلعه آنان، آنان را وادار به تسلیم کرد و سپس در ماه صفر سال چهارم هجرت، آنان را از حجاز تبعید کرد و به این ترتیب در به در و تار و مار شدند.
از ویژگیهای زندگی امیر مؤمنان علی (ع) در این مورد این بود که یکی از سران یهودیان تروریست را که (در جریان جنگ بنی نضیر) به سوی خیمه رسول خدا (ص) تیر انداخته بود، کشت(91) و نه نفر از یهودیان (توطئه گر) را به قتل رساند و سر بریده آنان را که همیار بودند به حضور پیامبر (ص) آورد.
حسان بن ثابت انصاری (شاعر معروف) خطاب به علی (ع) می گوید:
لله ای کریهة أبلیتها - ببنی قریظة و النفوس تطلع
اردی رئیسهم و آب بتسعة - طوراً یشلهم و طوراً یدفع
(براستی چه دشواریها و رنجها را در مورد یهود بنی نضیر(92) تحمل کردی، آنگاه که مردم چشم انتظار عملیات تو بودند، رئیس آنان را کشتی و نه نفر از آنان را بازگرداندی، گاهی آنان را سرکوب می کرد و گاهی از آنان جلوگیری می نمود (تا آسیب به پیامبر (ص) نزنند).