فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

10 - ادامه فداکاری علی (ع) در مکه

پیامبر (ص) به عنوان امین (امانتدار) قریش، خوانده می شد. و نگهبان امینی برای حفظ اموال قریش بود، وقتی که ناچار شد به طور ناگهانی (بدون مهلت) از مکه هجرت کند، در میان قوم خود و مردم مکه، شخص امینی جز امیر مؤمنان علی (ع) را نیافت که امانتهای مردم را به او بسپارد تا به صاحبانش برگرداند. و نیز کسی را جز علی (ع) نیافت که دیون خود را به وسیله او بپردازد و دختران و زنان خانواده و همسرانش را گرد آورده و به سوی مدینه ببرد، پیامبر (ص) در این امور مهم، تنها علی (ع) را برگزید و پاکی، جوانمردی، امانتداری و لیاقت علی علیه السلام پیامبر (ص) را آسوده خاطر نمود؛ چرا که به شجاعت، جوانمردی، پاکدامنی و پارسایی علی (ع) اطمینان داشت.
امیر مؤمنان علی (ع) نیز به خوبی از عهده این امور برآمد، امانتها را به صاحبانش برگرداند، حقوق حقداران را ادا کرد، دختران و زنان و همسران پیامبر (ص) را نگهداری کرد و آنان را تحت توجهات و عنایات پرمهر خود، از گزند دشمنان، حفظ نمود و به سوی مدینه روانه ساخت و در مسیر، با آنان رفاقت و مدارا کرد تا آنان را با بهترین شیوه، با کمال حراست و مهر، محبت و حسن تدبیر به مدینه، به حضور رسول خدا (ص) رساند.
پیامبر (ص) علی (ع) را در خانه خود جای داد و در حریم خود فرود آورد و چون یکی از افراد خصوصی خانواده با او رفتار کرد و او را از خانواده اش جدا نساخت و او را محرم اسرار خود نمود و این رفتار بیانگر یگانگی پیامبر (ص) با علی (ع) است و حکایت از آن دارد که هیچ کس از خویشان پیامبر (ص) نتوانستند چنین موقعیت تنگاتنگی در محضر پیامبر (ص) پیدا کنند و احدی را یارای نیل به آن مقام ارجمند یا نزدیک به آن مقام نبود، به علاوه فضایل ویژه دیگری که قبلا خاطرنشان گردید که قلب اندیشمندان را شیفته نموده و سرشار از عشق و شوق کرده است.

11 - اعلان برائت از مشرکان توسط علی (ع)

یکی از ویژگیهای مخصوص امیر مؤمنان علی (ع) آن چیزی است که (در حدیث برائت آمده (که در سال نهم هجرت اتفاق افتاد) پیامبر (ص) (آیات برائت و بیزاری از مشرکان را که در آغاز سوره توبه آمده) نخست به ابوبکر سپرد تا به مکه برود و در مراسم حج آن را اعلان کند، ابوبکر به سوی مکه رهسپار شد، چندان از مدینه دور نشده بود که جبرئیل بر پیامبر (ص) نازل شد و عرض کرد: خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید:
لا یؤدی عنک الا انت او رجل منک؛ (اعلان بیزاری از مشرکان نباید انجام گیرد جز به وسیله خودت یا مردی از خودت.
رسول خدا (ص) علی (ع) را طلبید و به او فرمود: (بر شتر غضبا سوار شو و به سوی ابوبکر برو و نامه برائت از مشرکین را از او بگیر و خودت آن را به مکه ببر و به مشرکان ابلاغ کن و ابوبکر را مخیر کن، اگر خواست همراه تو به مکه بیاید و اگر خواست به مدینه باز گردد.
حضرت علی (ع) سوار بر شتر غضبا (شتر مخصوص رسول خدا) (ص) شد و حرکت کرد تا به ابوبکر رسید، همینکه ابوبکر آن حضرت را دید، پریشان گشت و به سوی علی متوجه شد وقتی به او رسید، گفت: (ای ابوالحسن! برای چه آمده ای؟ آیا می خواهی با ما به مکه بیایی و یا برای امر دیگری آمده ای؟
امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: (رسول خدا (ص) به من فرمان داد تا به تو بپیوندم و آیات برائت را از تو بگیرم و آن را در مکه برای مشرکان اعلان نمایم و پیمان قبلی با مشرکان را بهم بزنم.(81) و به من دستور داد، تو را به اختیار خودت واگذارم که همراه من بیایی و یا به مدینه بازگردی.
ابوبکر گفت: من به سوی رسول خدا باز می گردم، وقتی که به حضور رسول خدا (ص) آمد، عرض کرد: (مرا برای اجرای امر مهمی که دیگران برای آن گردن کشیده بودند (تا به افتخار آن نایل گردند) شایسته دانستی، وقتی که برای انجام آن به راه افتادم، مرا برگرداندی، آیا از قرآن، آیه ای در این مورد نازل شده است؟.
رسول خدا (ص) فرمود: نه، ولی فرستاده امین خدا جبرئیل، نزد من آمد و این پیام را از جانب خدا برای من آورد که:
لا یؤدی عنک الا انت او رجل منک، و علی منی وانا من علی، و لا یؤدی عنی الا علیٌّ.
(این آیات (برائت از مشرکان را به مشرکان) ابلاغ نکند جز خودت یا مردی از خودت و علی (ع) از من است و من از علی هستم و از جانب من جز علی آن را ابلاغ نخواهد کرد.(82)
بنابراین، مطابق حدیث فوق، شکستن پیمان (صلح با مشرکان) مخصوص کسی است که پیمان را بسته است یا با جانشین اوست که در وجوب اطاعت و بلندی مقام و شرافت منزلت، همسان اوست، کسی که در کارش شکی پیدا نشود و در سخنش، خرده نگیرند.
و آن کس که مانند خود شخصی است که پیمان بسته و دستورش دستور اوست، حکم و فرمان او نافذ و برقرار است و جای عیب و ایراد نیست.
و با شکستن همین پیمان (صلح با مشرکان که با اعلان برائت از مشرکان شکسته شد) اسلام قوت گرفت و دین راه کمال را پیمود و بر قله کمال رسید و شؤون مسلمانان سامان یافت و مکه به طور کامل تحت پرچم اسلام قرار گرفت، و امور آنان به خیر و خوبی رو به راه شد و خداوند خواست پایه تمام این امتیازات را به دست کسی انجام دهد که نامش را ارجمند کرده و یادش را گرامی داشته و (مردم را) به بلندی مقامش راهنمایی نموده و در فضایل، او را بر دیگران برتری داده است، او همان امیر مؤمنان علی (ع) است.(83)
هیچ کس از قوم، دارای چنین ویژگی و درخشندگی نبود و نمی توانست در این امتیازات، نظیر او و یا نزدیک به او باشد.
امیر مؤمنان علی (ع) از اینگونه ویژگیها، بسیار دارد که چون بنای این کتاب بر اختصار است، از ذکر آنها خودداری شد.

نگاهی به جهاد و جانبازیهای علی (ع)

جهاد و مبارزه، اهرم نیرومندی است که در سایه آن ارکان اسلام، تثبیت می گردد و با تثبیت ارکان، دستورات و احکام و برنامه های دین، استقرار می یابد.
امیر مؤمنان علی (ع) در رابطه با جهاد، جایگاه مخصوصی دارد که دیگران را چنین جایگاهی نیست و در این مورد، همه تاریخ نویسان و دانشمندان و راویان از تمام مذاهب اسلامی اتفاق نظر دارند و در صحت آن هیچ فردی شک و تردید نمی کند و هیچ اندیشمند و هوشیاری، تردیدی به خود راه نمی دهد، جز بی خبران از اخبار و تاریخ و دشمنان پرکینه و ننگین (که همچون شب پره، منکر وجود خورشیدند).