فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

9 - فداکاری بی نظیر علی (ع) در شب هجرت

یکی از ویژگیهای علی (ع) این است که وقتی پیامبر (ص) هنگام تصمیم اجتماع قریشیان برای کشتنش از جانب خدا مأمور به هجرت شد و نمی توانست آشکارا از بین مشرکان، از مکه خارج گردد، بلکه می خواست در پنهانی و بدون اطلاع آنان بیرون رود تا از گزندشان محفوظ بماند، این موضوع را تنها با امیر مؤمنان علی در میان گذاشت و از دیگران پنهان کرد. و علی (ع) را به دفاع از خود و خوابیدن در بستر خود، فرا خواند، به گونه ای که قریشیان نمی دانستند که علی (ع) به جای پیامبر (ص) خوابیده است، بلکه گمان می کردند که طبق معمول، خود پیامبر (ص) است که در بسترش خوابیده است.
امیر مؤمنان علی (ع) جانش را فدا کرد و آن را در راه خدا در راستای اطاعت از پروردگار جانبازی و سخاوتمندانه نثار پیامبر (ص) نمود به خاطر آنکه به این وسیله وجود پیامبر (ص) از نیرنگ دشمنان، نجات یابد و از گزند شوم آنان سالم بماند و به هدف - که دعوت به اسلام و برپایی و آشکار شدن دین بود - برسد.
علی (ع) (در این موقعیت خطیر) در بستر پیامبر (ص) خوابیده، و با روپوش آن حضرت، خود را پوشاند، دشمنان، خانه پیامبر (ص) را محاصره کردند و به اتفاق رأی تصمیم بر قتل آن حضرت را گرفتند و در کمین او نشستند و در انتظار بسر بردند تا سپیده سحر بدمد و هوا روشن شود و آشکارا پیامبر (ص) را بکشند، تا خونش پایمال گردد، از این رو که وقتی بنی هاشم قاتلین را مشاهده کنند و از هر قوم و قبیله ای یک نفر از آنان را بنگرند، نتوانند به خاطر کشته شدن یک نفر، با تمام قبایل بجنگند و با همه در افتند و همین طرح مدبرانه پیامبر (ص) و فداکاری علی (ع) نقشه آنان را نقش بر آب می کرد و موجب نجات و بقای رسول خدا (ص) می شد، تا بتواند اسلام را آشکارا تبلیغ کند و به راستی اگر امیر مؤمنان علی (ع) و خوابیدن او در بستر آن حضرت نبود، پیامبر (ص) نمی توانست تبلیغ رسالت کند و وظیفه نبوت را ادا نماید و عمرش کفاف نمی کرد و دشمنان و کینه توزان بر او چیره می شدند.
وقتی که هوا روشن شد و مشرکان به طرف بستر هجوم آوردند تا رسول خدا (ص) را غافلگیر کرده و بکشند ناگهان علی (ع) از بستر سر برداشت و به آنان حمله کرد، وقتی که او را شناختند، پراکنده شدند و از تصمیم خود منصرف گشتند و نیرنگشان در ترور پیامبر (ص) از هم پاشید و رشته های طرحشان از همدیگر گسسته شد و اندیشه هایشان بی نتیجه ماند و آرزوهایشان بر باد رفت و تار و پودشان پاروپور شد.
تدبیر پیامبر (ص) و فداکاری علی (ع) موجب قوام نظام اسلام و واژگونی شیطان و خواری کافران و دشمنان گردید. و در این منقبت، هیچ کس با امیر مؤمنان علی (ع) شرکت نداشت و حتی هیچ فردی نظیر آن - و حتی قریب به آن را - نداشت، بلکه از ویژگیهای منحصر به فرد علی (ع) بود (که حاضر شد خود را آماج شمشیرها و نیزه ها قرار دهد).
خداوند در تجلیل و گرامیداشت فداکاری علی (ع) این آیه از قرآن را فرستاد:
و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤف بالعباد(80)
(و بعضی از مردم (مؤمن و ایثارگر مانند علی (ع) در لیلةالمبیت) جان خود را در برابر خشنودی خدا می فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است.

10 - ادامه فداکاری علی (ع) در مکه

پیامبر (ص) به عنوان امین (امانتدار) قریش، خوانده می شد. و نگهبان امینی برای حفظ اموال قریش بود، وقتی که ناچار شد به طور ناگهانی (بدون مهلت) از مکه هجرت کند، در میان قوم خود و مردم مکه، شخص امینی جز امیر مؤمنان علی (ع) را نیافت که امانتهای مردم را به او بسپارد تا به صاحبانش برگرداند. و نیز کسی را جز علی (ع) نیافت که دیون خود را به وسیله او بپردازد و دختران و زنان خانواده و همسرانش را گرد آورده و به سوی مدینه ببرد، پیامبر (ص) در این امور مهم، تنها علی (ع) را برگزید و پاکی، جوانمردی، امانتداری و لیاقت علی علیه السلام پیامبر (ص) را آسوده خاطر نمود؛ چرا که به شجاعت، جوانمردی، پاکدامنی و پارسایی علی (ع) اطمینان داشت.
امیر مؤمنان علی (ع) نیز به خوبی از عهده این امور برآمد، امانتها را به صاحبانش برگرداند، حقوق حقداران را ادا کرد، دختران و زنان و همسران پیامبر (ص) را نگهداری کرد و آنان را تحت توجهات و عنایات پرمهر خود، از گزند دشمنان، حفظ نمود و به سوی مدینه روانه ساخت و در مسیر، با آنان رفاقت و مدارا کرد تا آنان را با بهترین شیوه، با کمال حراست و مهر، محبت و حسن تدبیر به مدینه، به حضور رسول خدا (ص) رساند.
پیامبر (ص) علی (ع) را در خانه خود جای داد و در حریم خود فرود آورد و چون یکی از افراد خصوصی خانواده با او رفتار کرد و او را از خانواده اش جدا نساخت و او را محرم اسرار خود نمود و این رفتار بیانگر یگانگی پیامبر (ص) با علی (ع) است و حکایت از آن دارد که هیچ کس از خویشان پیامبر (ص) نتوانستند چنین موقعیت تنگاتنگی در محضر پیامبر (ص) پیدا کنند و احدی را یارای نیل به آن مقام ارجمند یا نزدیک به آن مقام نبود، به علاوه فضایل ویژه دیگری که قبلا خاطرنشان گردید که قلب اندیشمندان را شیفته نموده و سرشار از عشق و شوق کرده است.

11 - اعلان برائت از مشرکان توسط علی (ع)

یکی از ویژگیهای مخصوص امیر مؤمنان علی (ع) آن چیزی است که (در حدیث برائت آمده (که در سال نهم هجرت اتفاق افتاد) پیامبر (ص) (آیات برائت و بیزاری از مشرکان را که در آغاز سوره توبه آمده) نخست به ابوبکر سپرد تا به مکه برود و در مراسم حج آن را اعلان کند، ابوبکر به سوی مکه رهسپار شد، چندان از مدینه دور نشده بود که جبرئیل بر پیامبر (ص) نازل شد و عرض کرد: خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید:
لا یؤدی عنک الا انت او رجل منک؛ (اعلان بیزاری از مشرکان نباید انجام گیرد جز به وسیله خودت یا مردی از خودت.
رسول خدا (ص) علی (ع) را طلبید و به او فرمود: (بر شتر غضبا سوار شو و به سوی ابوبکر برو و نامه برائت از مشرکین را از او بگیر و خودت آن را به مکه ببر و به مشرکان ابلاغ کن و ابوبکر را مخیر کن، اگر خواست همراه تو به مکه بیاید و اگر خواست به مدینه باز گردد.
حضرت علی (ع) سوار بر شتر غضبا (شتر مخصوص رسول خدا) (ص) شد و حرکت کرد تا به ابوبکر رسید، همینکه ابوبکر آن حضرت را دید، پریشان گشت و به سوی علی متوجه شد وقتی به او رسید، گفت: (ای ابوالحسن! برای چه آمده ای؟ آیا می خواهی با ما به مکه بیایی و یا برای امر دیگری آمده ای؟
امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: (رسول خدا (ص) به من فرمان داد تا به تو بپیوندم و آیات برائت را از تو بگیرم و آن را در مکه برای مشرکان اعلان نمایم و پیمان قبلی با مشرکان را بهم بزنم.(81) و به من دستور داد، تو را به اختیار خودت واگذارم که همراه من بیایی و یا به مدینه بازگردی.
ابوبکر گفت: من به سوی رسول خدا باز می گردم، وقتی که به حضور رسول خدا (ص) آمد، عرض کرد: (مرا برای اجرای امر مهمی که دیگران برای آن گردن کشیده بودند (تا به افتخار آن نایل گردند) شایسته دانستی، وقتی که برای انجام آن به راه افتادم، مرا برگرداندی، آیا از قرآن، آیه ای در این مورد نازل شده است؟.
رسول خدا (ص) فرمود: نه، ولی فرستاده امین خدا جبرئیل، نزد من آمد و این پیام را از جانب خدا برای من آورد که:
لا یؤدی عنک الا انت او رجل منک، و علی منی وانا من علی، و لا یؤدی عنی الا علیٌّ.
(این آیات (برائت از مشرکان را به مشرکان) ابلاغ نکند جز خودت یا مردی از خودت و علی (ع) از من است و من از علی هستم و از جانب من جز علی آن را ابلاغ نخواهد کرد.(82)
بنابراین، مطابق حدیث فوق، شکستن پیمان (صلح با مشرکان) مخصوص کسی است که پیمان را بسته است یا با جانشین اوست که در وجوب اطاعت و بلندی مقام و شرافت منزلت، همسان اوست، کسی که در کارش شکی پیدا نشود و در سخنش، خرده نگیرند.
و آن کس که مانند خود شخصی است که پیمان بسته و دستورش دستور اوست، حکم و فرمان او نافذ و برقرار است و جای عیب و ایراد نیست.
و با شکستن همین پیمان (صلح با مشرکان که با اعلان برائت از مشرکان شکسته شد) اسلام قوت گرفت و دین راه کمال را پیمود و بر قله کمال رسید و شؤون مسلمانان سامان یافت و مکه به طور کامل تحت پرچم اسلام قرار گرفت، و امور آنان به خیر و خوبی رو به راه شد و خداوند خواست پایه تمام این امتیازات را به دست کسی انجام دهد که نامش را ارجمند کرده و یادش را گرامی داشته و (مردم را) به بلندی مقامش راهنمایی نموده و در فضایل، او را بر دیگران برتری داده است، او همان امیر مؤمنان علی (ع) است.(83)
هیچ کس از قوم، دارای چنین ویژگی و درخشندگی نبود و نمی توانست در این امتیازات، نظیر او و یا نزدیک به او باشد.
امیر مؤمنان علی (ع) از اینگونه ویژگیها، بسیار دارد که چون بنای این کتاب بر اختصار است، از ذکر آنها خودداری شد.