فهرست کتاب


نگاهی بر زندگی دوازده امام (علیهم السلام)

علامه حلی‏ ترجمه و پاورقی از:محمد محمدی اشتهاردی‏

نگاهی به پاره ای از ویژگیهای زندگی علی (ع)

1 - سبقت در ایمان و آگاهی

الف: (یحیی بن عفیف از امیه نقل می کند که گفت: در مکه با عباس (عموی پیامبر (ص)) نشسته بودم قبل از آنکه نبوت پیامبر (ص) آشکار شود، جوانی آمد و به آسمان نگاه کرد، آن هنگام که خورشید حلقه زده بود (و وقت ظهر را نشان می داد) به جانب کعبه ایستاد و نماز خواند. سپس پسری آمد در طرف راست او ایستاد و پس از آن زنی آمد و پشت سر آنان ایستاد و مشغول نماز شدند، جوان به رکوع رفت آنان نیز به رکوع رفتند، جوان سر از رکوع برداشت، آنان نیز سر از رکوع برداشتند، جوان به سجده رفت و آنان نیز به سجده رفتند، به عباس گفتم: (کار بزرگی (و عجیبی) می نگرم.
گفت: آری کار بزرگی است، آیا می دانی این جوان کیست؟ او محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب، برادرزاده ام می باشد و این پسر، علی بن ابیطالب برادرزاده دیگرم می باشد، آیا می دانی این زن کیست؟ این زن خدیجه، دختر خویلد است و این پسر برادرم (محمد (ص)) می گوید: (پروردگار زمین و آسمانها او را به این دین که به آن معتقد است فرمان داده، سوگند به خدا! در سراسر زمین غیر از این سه نفر، کسی پیرو این دین نمی باشد.
ب: (انس بن مالک می گوید: رسول خدا (ص) فرمود:
صلت الملائکة علیّ و علی علی سبع سنین و ذلک انه لم یرفع الی السماء شهادة ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله الا منی و من علی.
(هفت سال، فرشتگان بر من و علی (ع) درود فرستادند چرا که در این هفت سال به آسمان بالا نرفت گواهی به یکتایی خدا و رسالت محمد رسول خدا (ص) مگر از من و از علی (ع).
ج: (معاذه عدویه می گوید: از علی (ع) در بصره بالای منبر شنیدم که می فرمود:
(منم صدیق اکبر (تصدیق کننده و راستگوی بزرگ) که قبل از ابوبکر ایمان آوردم و قبول اسلام کردم.
د: (ابوبجیله می گوید: من و عمار، برای انجام حج به مکه رهسپار شدیم، در مسیر خود نزد ابوذر غفاری رفتیم و سه روز نزد او بودیم همینکه خواستیم از ابوذر جدا شویم به او گفتیم: (مردم را دستخوش اختلاف و سرگردانی می نگریم، نظر شما چیست؟
گفت: به کتاب خدا و علی بن ابیطالب (ع) بپیوند، گواهی می دهم که از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود:
علی اول من آمن بی و اول من یصافحنی یوم القیامة و هو الصدیق الاکبر و الفاروق بین الحق و الباطل و انه یعسوب المؤمنین، والمال یعسوب الظلمة.
(علی (ع) نخستین فردی است که به من ایمان آورد و نخستین فردی خواهد بود که در روز قیامت با من دست می دهد و اوست صدیق اکبر و جداکننده بین حق و باطل و اوست پناه و امیر مؤمنان، چنانکه مال و ثروت، پناه ستمگران است.
شیخ مفید (ره) می گوید: (روایات در این باره بسیار است و گواه بر (صدق) آنها نیز می باشد.

2 - تقدم علی (ع) در علم و آگاهی

الف: (ابن عباس می گوید: رسول خدا (ص) فرمود:
علی بن ابیطالب اعلم امتی واقضاهم فیما اختلفوا فیه من بعدی.
(علی (ع) در علم از همه افراد امت من آگاهتر است و در قضاوت درباره موضوعاتی که بعد از من مورد اختلاف می شود بهتر از همه، قضاوت می کند.
ب: (اصبغ بن نباته می گوید: هنگامی که مردم با علی (ع) به عنوان خلیفه رسول خدا (ص) بیعت کردند(73)، آن حضرت، عمامه (یادگار) رسول خدا را به سر بسته بود و لباس (یادگار) او را بر تن نموده بود. در مسجد از منبر بالا رفت و (ایستاده) پس از حمد و ثنا، مردم را موعظه و نصیحت کرد، سپس نشست و انگشتان دو دست خود را داخل هم گذارد و به زیر ناف نهاد، آنگاه فرمود: ای مردم!
سلونی قبل ان تفقدونی فان عندی علم الاولین و الآخرین...
(از من بپرسید قبل از آنکه مرا نیابید (و از میان شما بروم) چرا که علم پیشینیان و آیندگان، نزد من است.
بدانید سوگند به خدا! اگر بستر خلافت برایم گسترده شود (و بر آن بنشینم) با پیروان تورات، طبق تورات و با پیروان انجیل، طبق انجیل و با پیروان زبور، طبق زبور، و با پیروان قرآن طبق قرآن، حکم می کنم به گونه ای که (اگر) هریک از این کتابها، به سخن درآید بگوید: (پروردگارا! علی (ع) مطابق قضاوت تو، قضاوت کرد، سوگند به خدا! من به قرآن و معانی بلند پایه آن از همه آگاهتر هستم و اگر یک آیه از قرآن نبود(74)، قطعاً شما را به آنچه تا روز قیامت، پدید می آید، آگاه می کردم.
سپس بار دیگر فرمود: (سلونی قبل ان تفقدونی...؛ قبل از آنکه مرا نیابید، از من بپرسید، سوگند به خداوندی که دانه را (در دل خاک) شکافت و انسان را آفرید، اگر از هر آیه قرآن از من سؤال کنید به شما خواهم گفت که آن آیه، چه وقت نازل شده؟ و در مورد چه کسی نازل شده؟ و از ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، عام و خاص و محل نزول آن (از مکه یا مدینه) شما را آگاه می سازم، سوگند به خدا! هیچ گروهی، اکنون تا روز قیامت، نیست مگر آنکه من رهبر و جلودار و دعوت کننده آن گروه را می شناسم و می دانم که کدام در مسیر گمراهی گام برمی دارد و کدام در خط رشد و سعادت.
و امثال اینگونه روایات بسیار است که برای رعایت اختصار، به همین مقدار (دو روایت فوق) قناعت شد.